پیشگیری و بهسازی روابط زخم‌خورده

یک راهنمای مفید درباره «خیانت همسر»

عشق را در زندگی مشترک زنده نگه دارید

داستان زنی که شوهرش 3 شیفت کار می کرد

زن ۳۸ساله در حالی که چشم به کف اتاق دوخته بود و بغض گلویش را می فشرد به بیان گوشه ای از زندگی سرد و بی روح خود پرداخت .قصه زندگی اش ‌را بخوانید:
کد خبر: ۷۰۵۲۷۴
داستان زنی که شوهرش 3 شیفت کار می کرد

جام جم سرا:او به مشاور کلانتری شهیدباهنر مشهد گفت: ۱۸ سال قبل با «رجب» ازدواج کردم و خداوند ۲فرزند زیبا به ما عطا کرد. اوایل زندگی به هیچ چیزی جز خوشبختی همسر و فرزندانم نمی اندیشیدم و سعی می کردم محیطی همراه با آسایش و آرامش را برای آن ها فراهم کنم اما مدتی بعد که همسرم برای گرفتن حقوق بیشتر مجبور شد تا نیمه های شب اضافه کاری کند، تنهایی و بدبختی من هم آغاز شد.

احساس تنها بودن در زندگی مشترکمان برایم به کابوسی زجرآور تبدیل شده بود اما چاره ای جز تحمل این وضعیت نداشتم. «رجب» صبح زود سر کار می رفت و نیمه های شب به منزل باز می گشت. من تا آمدن همسرم بیدار می ماندم تا دقایقی را در کنار هم گفت وگو کنیم ولی او خسته و کوفته از راه می رسید و حوصله هیچ کاری را نداشت. همسرم بلافاصله کنار سفره غذا می نشست و من تنها او را هنگام صرف شام می دیدم. هنوز سفره غذا را جمع نکرده بودم که او به خواب می رفت و این روند سال ها ادامه داشت. آرزو داشتم حتی برای چند دقیقه در کنارش بنشینم و از گذشته و آینده صحبت کنم ولی مجال این گفت وگوی کوتاه را هم نمی یافتم.

در واقع جای عشق و محبت در زندگی ما خالی بود تا این که یک روز مردی با تلفن همراهم تماس گرفت. صدای دلنشین او مرا به خود جذب کرد و بدین ترتیب هر روز چند ساعت با آن مرد غریبه که به طور اتفاقی شماره ام را گرفته بود صحبت می کردم. ا

حساس می کردم رنگ زندگی ام عوض شده است تا این که آن مرد از من درخواست ملاقات کرد. من هم که مشتاق دیدن او بودم قبول کردم و با فرزند ۴ساله ام سر قرار رفتم و چند ساعتی را با خودروی او در شهر دور زدیم.

این گشت زنی ها چند بار تکرار شد تا این که روز قبل او به طرف بیابان های اطراف شهر تغییر مسیر داد. وقتی متوجه قصد شوم او شدم خیلی ترسیدم و با التماس از او خواستم مرا رها کند اما او بر خواسته بی شرمانه اش اصرار داشت. بالاخره از او خواستم تا قرار ملاقات دیگری بگذارد که فرزندم حضور نداشته باشد و برای جلب اعتمادش همه طلاهایم را به او دادم. ساعتی بعد وحشت زده به خانه بازگشتم و همه ماجرا را برای همسرم تعریف کردم و به اتفاق برای اعلام شکایت به کلانتری آمدیم. اگرچه من همسرم را در وقوع این حادثه مقصر می دانم ولی من هم حرمت ها را شکستم. (خراسان)

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۱۱
zan
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۵۹ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
۰
۳
خانم عزیز. منم همسرم هفته ای یك شب میاد خونه و وقتی هم میاد خسته و كوفته ست و زود میخوابه و من هر روز هفته انتظار میكشم كه همون یك شب بیاد و صدای خر و پفش برام لذت بخشه. اون شوهر مظلوم شما كه از خستگی خوابش میاد واسه اینه كه خرج شما رو میده و برای آسایش شما به خودش سختی میده. واقعا متدسفم كه اون بیچاره الان مقصر داستانه شما شده. مرد بینوا قربانی هوسرانی یه زن شده حالا هم خانوم میگه شوهرم مقصر بود. لطفا چاپ كن جام جم
Sara
-
۰۰:۵۶ - ۲۹ مهر ۱۳۹۵
خوبه نرفته باهاش رابطه برقرار كنه.واقعا كه.شما خودتو سفت بچسب باد نبرتت
امیر
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۰۱ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
۰
۰
خانم اینا كه شما فرمایش كردید . هیچ دلیلی برای كار شرم آور شما نمیشه .شما ذاتت ایراد داشته و بخاطر ارضاء خواسته های خودت تن به این كاردادی و مطمئن باش كه اگر شوهرت سه شیفت كار نمی كرد و یك شیفت هم كار می كرد باز این بار شما فقر مالی را بهانه می كردی برای ارتباط با یه مرد دیگه پس لطفا تقصیر را به گردن كار شوهرت نینداز .
مینا
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۰۲ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
۴
۰
باید به این زنها حق داد .خداكنه شوهرش عاقل باشه وببخشتش و بابت این قضیه اذیتش نكنه .
رضا
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۳۳ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
۰
۰
چرا الكی بهش توهین می كنید هر آدمی احساس داره و بالاخره یه جوری باید این احساسش ارضا بشه چقد باید برای هم صحبتی با شوهرش انتظار بكشه چرا خودمان را گول می زنیم به خدا اگر ما جای اون بودیم شاید نمی توانستیم خودمان را كنترل كنیم.الكی احساساتی نشید
بهزاد
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۳۲ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
۰
۱
از قدیم گفتن از هرحای ضرر برگردی منفعت هست بعضی از خانم ها واقعا فداكاری می كنن شما واقعا 16 سال با این وضعیت سركردی خیلی هنر ولی تنها اشتباه ما ایرانیا اینه كه حرف دلمون رو نمیگیم و خودمونو خالی نمیكنیم كه طرف هم متوجه كوتاهی خودش بش اگه هم بگیم همچی میزنیم تو ذوق طرف كه به مشاجره تبدیل میشه باید بحث كردن رو توی خانواده جا بندازیم و همه چیز رو قبل از اینكه بزرگ بشه حل كنیم نه كه بندازیم تو دلمون و خودداری كنیم .
باز خدارو شكر كه مشكل دیگه ای قابل حل نباشه به مشكلاتتون اضافه نشده
ایرانی
Germany
۱۸:۳۳ - ۲۵ شهريور ۱۳۹۳
۱
۰
كاربرzan اینقدر به همسرت خوشبین نباش هیچ شغلی توی دنیا نیست كه طرف هفته ای یكبار به خونه بیاد!!!!! مواظب زندگیت باش مشابه دیدم طرف فهمیده همشرش داره با یك زن دیگه زندگی میكنه
ایرانی
Germany
۱۸:۳۴ - ۲۵ شهريور ۱۳۹۳
۲
۰
كاربرzan اینقدر به همسرت خوشبین نباش هیچ شغلی توی دنیا نیست كه طرف هفته ای یكبار به خونه بیاد!!!!! مواظب زندگیت باش مشابه دیدم طرف فهمیده همشرش داره با یك زن دیگه زندگی میكنه
نسیم
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۲ - ۰۷ خرداد ۱۳۹۴
۵
۰
به نظر من حق داشتی، زن نیابت توجه داره، اگه یه مرد نمیتونه نیاز عاطفی یه زن را برآورده كنه بیخود میكنه كه ازدواج میكنه
Somaye
-
۰۲:۲۱ - ۰۶ آبان ۱۳۹۵
۲
۰
فقط میتونم بگم متاسفم واسه شماهایی كه اون زنو مقصر میدونید
لطفا شماهایی كه جای اون خانوم نیستید قضاوت بیخود و مفت نكنید
همونطور كه دوستمون گفتن شماها كلاه خودتون سفت بچسبید باد نبره
چون اگه پاش بی افته خود شماها از همه بدترین
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۵۹ - ۲۴ دی ۱۳۹۵
۰
۲
خب داستان ساختگی پر ایرادی بود.
قطعا فقر مالی باعث كار سه شیفته مرد نبود، چون از ظواهر امر یعنی موبایل، طلا و ... میشد فهمید كه دلیل سه شیفته بودن كار مرد چیز دیگری است.
زنی كه هجده سال شوهرش همیشه نیمه شب به خانه میرسید در روز حادثه به محض رسیدن به خانه، شوهرش بوده و ماجرا را برایش تعریف كرده.
داستان ضعیفی بود نه یك اقرار نامه یك زن

نیازمندی ها