یک خانواده پرجمعیت و اتفاقات کمیک

مجموعه تلویزیونی "دردسر والدین " قصه پیچیده ای ندارد و تقریبا از همان یکی دو قسمت ابتدایی مشخص می شود که قصه اش چیست و سرانجام چه خواهد شد آقای پور حاتم مردی با4 فرزند است که همسرش را از دست داده است
کد خبر: ۶۷۶۶
حال در مقابل بانویی قرار می گیرد، که او هم صاحب سه بچه است بچه های این دو، در مدرسه با هم سرناسازگاری دارند و این خود مقدمه ای برای آشنایی این دو و ازدواجشان می شود.از طرفی مجموعه به گونه ای پیش می رود که مخاطب تا آخر آن را حدس می زند و در مواقعی حتی مخاطب از قصه مجموعه ، جلوتر است مهره چینی نه چندان مطلوب شخصیت های ماجرا نیز، مزید بر علت شده است ؛ چرا آقای پورحاتم باید این همه بچه داشته باشد؛ از آنجا که بجز سعید و تا حدودی خواهرش ، بقیه تا حدودی بدست فراموشی سپرده شده اند؛ تکلیف آنها در قصه روشن نیست . این اتفاق در مورد دختر و پسر دیگر خانم نکویی نیز می افتد، آنها نیز تا اینجای قصه نقش مهمی در ارائه روایت این مجموعه نداشته اند.حال اگر در قسمتهای بعدی )به تبع این که بچه ها با هم همخانه می شوند(، ناگهان شاهد تنش میان بچه ها باشیم ، آن وقت باورپذیری ماجراها رنگ خواهد باخت نکته دیگری که مجال مطرح شدن دارد، به بازی فاطمه گودرزی در نقش خانم نکویی باز می گردد خانم گودرزی سالها پیش در تلویزیون )با گالشهای مادربزرگ ( شروع به کار کرد، سپس به سینما رفت و اکنون بار دیگر به تلویزیون بازگشته است . بوضوح می توان در بازی او مشاهده کرد، که وی از نقش خانم نکویی ، اجرایی ارائه می کند که فاصله گذار است این امر البته تا حد زیادی به متن نمایشی مجموعه و شخصیت پردازی نویسنده از خانم نکویی بر می گردد آنچه که ما از اجرای خانم گودرزی در نقش خانم نکویی دیده ایم ، شخصیتی است که دغدغه های درونی ندارد در واقع یکی دو صحنه ای که خانم نکویی نزد دوستش از ماجرای خواستگاری پور حاتم سخن می گوید و صداهای خارج از قاب که تکرار جمله نکویی است ، نمی تواند به تمامی بازگوی وجه درونی این شخصیت باشد.از سوی دیگر، شرح حال و گذشته احتمالا پرفراز و نشیب پور حاتم و نکویی ، مورد توجه فیلمنامه نویسان مجموعه قرار نگرفته است . بنابراین شاید به نتیجه گیری چندان خوشایندی نرسیم ، اگر بگوییم جذابیت طرح اصلی )یعنی پدری با4 فرزند با زنی که دارای 3 فرزند است ، ازدواج می کند( برای سازندگان و نویسندگان این مجموعه آن چنان بوده که آنها را از رنگ آمیزی شخصیت ها منصرف کرده است خلق موقعیت های کمیک احتمالا آن چنان توجه را به خود جلب کرده که شخصیت پردازی به دست فراموشی سپرده شده است یادمان باشد که طنز تنها زمانی می تواند کارکرد اصلی اش یعنی خنداندن تماشاگر را داشته باشد که تماشاگر، شخصیت ها، دغدغه هایشان و زیر و بم آنها را خوب بشناسند؛ آن وقت همدلی اتفاق میافتد و خنده ها معنا پیدا می کنند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها