تحریک احساسات وطن دوستانه

گروه فیلمسازی برای ضبط آخرین سکانس های فیلم تلویزیونی «مسافر» به کارگردانی محمد دستگردی به بیمارستان شریعتی آمده اند؛ سریالی که ظاهرا در روزهای نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری از شبکه اول سیما پخش می شود
کد خبر: ۶۷۱۳۳
و قرار است احساسات وطن دوستانه مخاطبان را تحریک کند. دکتر کامران پس از 30سال از امریکا آمده و قرار است دکتر محرابی قلب او را عمل کند.


فرامرز صدیقی و خسرو شکیبایی در این سکانس حضور دارند؛ 2 پزشکی که قرار است در روزهای نزدیک به انتخابات ، عواطف و احساسات جامعه را برانگیزانند. طراح لباس با مانتوی سبز فسفری به یکی از اتاقهای بیمارستان وارد می شود که قرار است در آن خسرو شکیبایی و فرامرز صدیقی گفتگو کنند.
پس از بیرون آمدن طراح لباس ، خسرو شکیبایی پیراهن قرمزی می پوشد و جلوی دوربین ، دستی به موهایش می کشد. به دلیل کوچک بودن اتاق ، کارگردان و جمعی دیگر، صحنه را از مانیتور نظاره می کنند.
خیلی از کسانی که همیشه خسرو شکیبایی را از قاب تلویزیون دیده اند برایشان عجیب است که می توانند از نزدیک او را ببینند. حالا خیلی از پرستاران ، بیمارانشان را فراموش کرده اند و همه مانیتور را تماشا می کنند. خسرو شکیبایی مقابل دوربین می گوید: «آری تا شقایق هست ، زندگی باید کرد.»
پسری نسبتا چاق روی ویلچر نشسته و واکمن کوچکی در دست دارد. با قطع شدن صدای خسرو شکیبایی ، او هم صدای آهنگ ضبط صوتش را کم و زیاد می کند.
یک بار و دو بار، تا بالاخره با پیشنهاد کارگردان که گهگاه به اتاق می رود و توصیه هایی می کند دوباره فیلمبرداری ادامه می یابد. احمدی (تصویربردار) در شرایط سخت و فشرده ای تصویربرداری می کند و کمی آن طرف تر بهروز معاونیان نیز در شرایط سخت تری در حال صدابرداری از خسرو شکیبایی است.
راهرو شلوغ است و انگار به مناسبت سپری شدن روزهای پایانی فیلمبرداری ، رضا ابوفاضلی (دستیار کارگردان ) سکانس ها و پلانهای متعددی را در این روز جای داده است ، بنابراین به سرعت این پلان اضافه شده هم گرفته می شود، تا این که خسرو شکیبایی پیراهن قرمز را از تنش درمی آورد و پیراهن صورتی می پوشد، تا برای سکانس دیگری ، که در راهروی بیمارستان شریعتی قرار دارد جلوی دوربین قرار بگیرد.
تهیه کننده مسافر می گوید: پزشکی پس از 30سال به وطن بازگشته و احساسات قشنگ ایرانی را در جامعه خودش می بیند. فکر می کنم این کار، یک سر و گردن از کارهای 90دقیقه ای بالاتر است ، چون از ابتدای آن فکر می کردم یک کار سینمایی می سازم و جا دارد همین جا از مدیر تامین و پخش شبکه اول تشکر کنم.
میان صحبت های او، گروه می کوشد وسایل صحنه (آکسسوار) صحنه را به حیاط بیمارستان منتقل کند. هر کس در حیاط بیمارستان از کنار خسرو شکیبایی رد می شود، بر می گردد و با خنده ای از سر ذوق به یاد نقشهای او در هامون ، پری ، کیمیا، سرزمین خورشید و... می افتد. فرامرز صدیقی را آخرین بار در دایره تردید دیده ایم.
از ابتدا چراغ قرمز نشان می دهد و مخالفت خودش را برای صحبت راجع به این کار اعلام می کند، ولی خسرو شکیبایی هم که پرچم سفید نشان می دهد، می گوید: ما مخلص شماییم ، اما می دانید که من اهل مصاحبه و گفتگو و این جور چیزها نیستم.
وقتی سایه بان قرمز رنگی وسط حیاط بیمارستان قرار می گیرد. دوربین ، صدابردار، طراح ، منشی صحنه و دیگران برای درامان ماندن از گرمای آفتاب در زیر آن جمع می شوند. از فرصت استفاده می کنم و به سمت بهروز معاونیان (صدابردار) می روم.
آخرین کارش در تلویزیون ، ظهر روز دهم بود که به کارگردانی عباس رافعی در ایام عید پخش شد او می گوید: این کار، صدابرداری سر صحنه دارد که کمی مشکل است.
فرامرز صدیقی و خسرو شکیبایی صداهای بمی دارند و از طرفی صدای سرصحنه هم زیاد است ، ولی چون صدایشان بم است ، بهتر امکان صدابرداری هست.
یعنی هر چه صدا تونالیته بهتری داشته باشد و قوی تر باشد به نفع صدابردار است. کم کم بازیگران پلان بعدی ، در صف گریم قرار می گیرند. هایده حائری با بادبزنی که در دست دارد. با عجله سلام و احوالپرسی می کند و دوباره بادبزنش را حرکت می دهد.
داریوش اسدزاده با همان تیپی که معمولا از او در نقشهایش دیده ایم. همراه سیامک اطلسی جمعی را تشکیل داده اند و کنار هم خاطرات گذشته شان را مرور می کنند. فلور نظری هم بتازگی از گریم برگشته است.
چادر و روسری آبی آسمانی به سر دارد همه معتقدند چادر به او می آید. اگر یادتان باشد در سریال خانه به دوش نقش مادر ژینوس و زن اصلان را بازی می کرد. او درباره نقش اش در مسافر می گوید: نقش گلپونه را دارم که همسرم جواد (رضا سعیدی) و پدرم داریوش اسدزاده است.
آنقدر نقشها جذاب و خوب از آب درآمده که فکر می کنم ، ارتباط دختر و پدری جدیدی را در این نقش می بینم. کم کم همه آماده اند تا سکانس بعدی را بگیرند.
رضا سعیدی ، سیامک اطلسی دور تخت دکتر کامران جمع می شوند تا با او وداع کنند. چون قرار است قلب او عمل شود. لباس و کلاه سبزرنگی به تن دارد و با حضور او دوباره راهرو مملو از جمعیت شده است.
پشت در اتاق عمل شلوغ است و همه منتظرند ببینند این مسافر جان سالم به در خواهد بود یا نه. شایانفر معتقد است این تله فیلم 20خرداد پخش خواهد شد. باید دید حاصل تلاش 21روزه گروه مسافر چه چیزی از آب درمی آید.
محمد دستگردی (کارگردان) می گوید: ما شرقی هستیم و این بعد از افکارمان با استفاده از عواطف و احساسات پاسخ مثبت خواهد داد.
او در ادامه با اشاره به گروهی که 30سال سابقه کاری در این زمینه را دارند، امیدوار است ، کارگردانی کار نیز حداقل پاسخ این همه تجربه و همراهی را در پی داشته باشد.
ابوقاضی ، دستیار کارگردان می گوید: حدود ده ، دوازده لوکیشن داریم ، بیمارستان شریعتی ، ولنجک ، یک گالری نقاشی ، قبرستان ، طباخی و...
او اضافه می کند: مسافر قصه روان ، ساده و خوبی دارد. فکر کنم مخاطبان خودش را خواهد داشت . حالا همه آماده اند بازیشان شروع شود، فلور نظری چادرش را سر می کند، هایده حائری بادبزنش را به کناری می گذارد، سیامک اطلسی که چایش را تمام کرده ، لیوان را کنار می گذارد و با داریوش اسدزاده جلوی دوربین می روند.
دیگر جایی برای ماندن نیست ، آنقدر راهرو شلوغ و پرهمهمه است که جای سوزن انداختن نیست ، دکتر کامران از روی تخت بیمارستان دستی به نشانه خداحافظی تکان می دهد.

مریم درستانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها