
در دهه 1360 که برنامههای محدودی برای پخش از دو شبکه سراسری تلویزیونی تولید میشد، مجریان به درجه بالایی از شهرت نزد مخاطبان خویش رسیدند و گامهای بلندی در این راه برداشتند. برای مثال میتوان به دوبلور بزرگ و مطرح ایران (جلال مقامی) اشاره کرد که مدتی طولانی اجرای جنگ سرگرمکننده دیدنیها را به عهده داشت و یکشنبه شبها طیف متنوعی از مخاطبان را پای تلویزیونها مینشاند. صدای گرم مقامی، فاکتور مثبت اجرای او در این برنامه بود که صمیمیت خاصی را هم به مخاطبانش منتقل میکرد و به حدی بود که تا مدتها نزد مخاطبان عام به آقای دیدنیها مشهور بود!
مسابقه هفته را میتوان یکی از پربیننده ترین مسابقههای تلویزیونی به حساب آورد که بخش مهمی از جذابیت خود را مدیون اجرای فوقالعاده منوچهر نوذری است. وی که یکی از بهترین گویندگان و مدیر دوبلاژهای آن سالها به حساب میآمد، در اجرای مسابقه هفته نوعی بذلهگویی و حاضرجوابی را در دستور کار خویش قرار داد تا به نوعی از خشکی و عصا قورتدادگی مسابقه بکاهد؛ ترفندی که موثر بود و مورد توجه بسیاری از مخاطبان قرار گرفت.
در دهه 70 و با متنوعتر شدن برنامههای تلویزیونی، جنگهای سرگرمکنندهای ساخته شدند که برخی از آنها مانند: «مسابقه بزرگ» با اجرای احمدزاده و حسینی توجه مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرد و فرمول اجرای دو نفره با دو کاراکتر متفاوت را به کلیشه مسابقههای اینچنینی سیما در سالهای بعد تبدیل کرد. البته مسابقه بزرگ نخستین مسابقه پرهزینه تلویزیونی در آن ایام بود که جایزه بزرگ و وسوسهکنندهاش نیز نقشی کلیدی در هرچه جذابتر شدنش داشت. حضور بازیگران تلویزیونی بهعنوان مجری نیز از دیگر روشهای جذب مخاطب است که در بیش از یک دهه اخیر بارها مورد استفاده برنامهسازان قرار گرفته و به نتایج مختلفی منجر شده است. برای مثال میتوان از حسن جوهرچی و فرهاد جم نام برد که در اجرای خود آنچنان که باید موفق نبودند و تنها جم با توجه به جذابیتهای فرم مسابقه «سیب» و نیز محبوبیت مجموعه «همسران» نزد مخاطبان، موفقتر از بقیه عمل کرد. ایرج نوذری هم مسابقهای را که اسپانسرش یکی از کارخانجات فرش ماشینی بود، اجرا و کار متوسطی ارائه کرد.
در دهه 80 شبکههای تلویزیونی سراغ تولید تاکشوهایی براساس فرمول جهانی آن رفتند و در این زمینه هم به رقابت با یکدیگر پرداختند. «کوله پشتی» با اجرای فرزاد حسنی، «شب شیشهای» و «مثلث شیشهای» با اجرای رضا رشیدپور و «ماه عسل» با اجرای احسان علیخانی از مهمترین و پربینندهترین برنامهها از جنس برنامههای یاد شده بود که حواشی بسیاری در پی داشت. حسنی در اجرای خود نوعی صراحت و به رخ کشیدن به همراه داشت که گاه با واکنشهای تند طرف مقابل نیز روبهرو میشد و در پارهای موارد، بخشی از مخاطبان سن و سالدارتر خود را از دست میداد.
رضا رشیدپور تا حدودی این صراحت و حاضرجوابی را که لازمه جنگهای گفتوگومحور تلویزیونی است داشت، اما در مواجهه با مهمان خود برخلاف فرزاد حسنی محتاطتر برخورد میکرد. حضور چهرههای مطرح عرصه ورزش، سینما و تلویزیون در این دو برنامه آمار مخاطبان را بالا برد و جذابیت فوقالعادهای به آن بخشید. برای نمونه میتوان به حضور فیروز کریمی، بهرام رادان و محمدرضا گلزار اشاره کرد که هر یک علاقهمندان پروپاقرصی برای خود در آن ایام داشتند. با این همه سه برنامه یاد شده سرانجام با توجه به خطوط قرمز تلویزیونی به مشکل خوردند که در نهایت به تعطیلیشان انجامید.
برنامه تلویزیونی «نود» با اجرای عادل فردوسیپور مهمترین و شاخصترین برنامه مجریمحور تلویزیون در همه سالهای اخیر است که همچنان خود را روی آنتن نگه داشته و در برخورد با انتقادات ریز و درشت مدیران و برخی مربیان باشگاههای فوتبال موفق عمل کرده است. فردوسیپور با اشراف کامل بر فوتبال ایران و حواشیاش به بهترین شکل برنامه خود را اداره و همچون یک بازیگر روی صحنه تئاتر عمل کرده و طنز درخشانی در اجرایش لحاظ میکند.
«هفت» تنها برنامه زنده تلویزیونی با محوریت سینما و حواشیاش است که بخوبی جای خود را میان علاقهمندان سینما باز کرده است. دوره نخست این برنامه با اجرای فریدون جیرانی مورد استقبال عموم قرار گرفت و گاه به سمت جنجالهایی از جنس برنامه نود رفت که نمونهاش را در نقد فیلم «جرم» هنگام جشنواره توسط مسعود فراستی شاهد بودهایم. فراستی با آن شیوه خاص نقد که مختص خود اوست، موافقان و مخالفان بسیار داشت که در نهایت به جذب مخاطب بیشتر کمک شایانی کرد.
دوره جدید برنامه هفت با اجرای محمود گبرلو، تفاوتهای بسیار با دوره قبلی دارد و کمتر به سمت جنجالهای ژورنالیستی رفته است. البته این امر منافاتی با رفتن به سمت سوژههای ملتهب حوزه سینما نداشته که نمونه آن را در دو سه هفته اخیر بخوبی شاهد بودهایم. در حقیقت این نظریه که برنامههای زنده تلویزیونی تا حدود زیادی شبیه کاراکتر اجراکنندهشان میشوند، در برنامههای هفت (سری قدیم و جدید) و نود به اثبات رسیده و میتواند در تولید برنامههای اینچنینی بعدی در آیندهای نهچندان دور یک راهنما برای تهیهکنندگانش باشد.
محمد جلیلوند/ قاب کوچک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم