آزمون نهایی فوتبال ایران

درست در روزهایی که باید دست از اندیشه های کهنه و بی ثمر برداریم و افقی تازه را برای فوتبال مان تصویر کنیم درگیر هم هستیم و به صورت هم چنگ می اندازیم.
کد خبر: ۶۱۰۶۴۸
آزمون نهایی فوتبال ایران

محمد حمیدی

درست در روزهایی که باید برای فوتبال ملی مان خوشحال و به خاطر نمایش جوانانش برابر آرژانتین به آینده اش امیدوار باشیم، درست در روزهایی که باید بیش از همیشه به فکر تیم ملی و نمایش خوبش در جام جهانی 2014 برزیل باشیم، درست در روزهایی که باید دست از اندیشه های کهنه و بی ثمر برداریم و افقی تازه را برای فوتبال مان تصویر کنیم درگیر هم هستیم و به صورت هم چنگ می اندازیم.

شاگردان علی دوستی مهر در جام جهانی جوانان برابر آرژانتین کاری کردند کارستان و نمایشی داشتند دیدنی و ستودنی که برای هزارمین بار به یادمان آورد این سرزمین چه اندازه استعداد دارد و کار و تلاش می طلبد. که چه استعدادها را با ندانم کاری ها هدر داده ایم و چه فرصت هایی را به نابودی کشاندیم. که کار سازمان یافته و با برنامه چه پیامدها و میوه و ثمرهایی به بار می آورد. که قانون فوتبال در تمام دنیا یکی است و آن برنامه ریزی و سرمایه گذاری و تلاش پیگیرانه است. حتی اگر مردان دوستی مهر دیگر بازی های خود را از غرور بازی افتخارآمیزشان با آرژانتین واگذار کنند و از گروهشان بالا نروند و به عنوان و مقامی هم نرسند باز هم دستاورد بزرگی را از امارات و آن سوی خلیج تا ابد فارس به ارمغان خواهند آورد و آن هم این که فوتبال ایران با برنامه ریزی درست و سرمایه گذاری و توجه کافی می تواند دوستدارانش را خرسند و به آینده امیدوار کند.

 باید قدر دوستی مهر و دوستی مهرهای فوتبال ایران زمین را دانست و در روزی که می توانند و می خواهند به آنها فرصت و امکان داد تا کاشف مهدی مهدوی کیا و دیگرانی باشند که امروز به بودنشان و بروزشان می بالیم و از نبودشان و رفتن شان از فوتبال مان دل تنگیم. دوستی مهر و دیگر دلسوزانی از این دست سالهاست نشان داده اند با جغرافیای فوتبال این سرزمین به خوبی آشنا هستند. او و دستیارانش هواداران قدیمی تر فوتبال را به یاد مرحوم پرویز دهداری انداختند.

از آن سو بزرگان فوتبال ما، پیشکسوتان و کهنه کارانش به جان هم افتاده اند و هر روز در این روزنامه و آن مجله از خجالت هم در می آیند، غافل از این که با این روش و منش جز تاراندن همین یک مشت هوادار ناچیز، چیزی بیشتر برای این فوتبال به بار نمی آید. روشن نیست داستان علی دایی و محمد مایلی کهن در کدام روز به پایان می رسد و این دو چه زمانی دست از ناسازگاری با یکدیگر بر خواهند داشت. پیدا نیست که علی دایی چه زمانی دست از فریاد و اعتراض خواهد کشید. معلوم نیست هوادار فوتبال تا چه روز و هفته و ماه و سالی باید انتظار بکشد تا حاشیه ها در فوتبال ایران جای خود را به متن بدهند و او بتواند 90 دقیقه فوتبال ناب را از تیم محبوبش ببیند. مانده ام دایی و مایلی کهن با این همه اعتراض و نارضایی از این فوتبال ناسالم و ناپاک چرا دست از آن نشسته و بخت خود را در جای دیگری جست و جو نمی کنند. چرا روزی که می بریم همه چیز خوب است و روزی که شکست می خوریم همه چیز بد است. پرسپولیس های متعصب چرا به سکوهای خالی تر از همیشه ورزشگاه آزادی نگاه نمی کنید؟ چرا از خود نمی پرسید آن هزاران تماشاگر یکی دو دهه پیش کجا رفته اند؟ چرا به مرگ فوتبال مان فکر نمی کنیم؟ چرا فقط خودمان و خودمان را نگاه می کنیم؟ کشمکش های این روزهای فوتبال هم فوتبال دوستان را به یاد پرویز دهداری انداخت.

تیم ملی فوتبال برابر تایلند روز کم فروغی داشت و تنها توانست سه امتیاز بازی را از آن خود کند. تماشاگران آن مسابقه در ورزشگاه آزادی به انتقاد از مسعود شجاعی و رحمان احمدی پرداختند غافل از این که بدانند دنبال چه هستند و از تیم ملی شان چه می خواهند. تماشاگری که در سی و چند هفته لیگ تنها اعتراض مربیان و بازیکنان باشگاه خود را دیده در روزی ملی هم تنها به همین کار می پردازد و داشتن نگاهی ملی را سراسر از یاد می برد. فوتبال حرفه ای که بخشی از درآمدزایی خود را باید معطوف گیشه ورزشگاه ها کند و از این راه هزینه هایش را جبران کند آماتورتر از هر زمان دیگری اصلی ترین دلیل وجودی و حامی خود را به دست خود از دست می دهد و رفته رفته به آرامی در خود می میرد.

باید نشست و دوباره با خود اندیشید. باید اندیشمندانه برگزید. زیستن فوتبال را یا کشتنش را. دوستی مهر را که امید را به فوتبال نیمه جان و در حال احتضار ما می دمد یا آنان که تنها خود را می بینند و با خودخواهی مرگ فوتبال را به کمین نشسته اند.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها