در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرد جوانی چندی قبل به یکی از کلانتریهای مشهد رفت و از سرقت گوشی تلفن همراهش خبر داد. مرد جوان در تحقیقات به پلیس گفت: امروز گوشی تلفن همراهم گم شد. هر چه با خودم فکر کردم که آن را کجا جا گذاشتهام یادم نیامد. یعنی به غیر از مغازه جای دیگری نرفته بودم. هر چه هم با شماره تلفنم تماس گرفتم، صدای تلفنم را نشنیدم. وقتی از پیدا کردن گوشیام مایوس شدم، فیلم دوربین مداربسته مغازه را دیدم و فهمیدم یکی از مشتریها که برای خریدن جاروبرقی آمده بود، گوشی را برداشته است اما هیچ نشانی از او ندارم.
پرونده با اعلام شکایت صاحب مغازه، در اختیار بازپرس شعبه 804 مجتمع شهید قدوسی مشهد قرار گرفت و تحقیقات برای دستگیری مرد سارق آغاز شد. در ادامه شکایتهای مشابهی در این باره اعلام شد. قاضی اماموردی میگوید: شکایتهای سریالی و متعددی درباره سرقت گوشیهای تلفنهمراه از داخل مغازهها اعلام شد. در بررسیها با توجه به شیوه و شگرد سرقت گوشیهای تلفن همراه و بازبینی دوربینهای مداربسته مغازهها مشخص شد عامل سرقتها یک نفر است. با به دست آمدن تصویر متهم، این عکس با تصاویر متهمان سابقهدار اداره آگاهی مقایسه شد و هویت متهم جوان بهدست آمد. متهم مردی به نام کورش بود که شش ماه قبل از زندان آزاد شده و جرایم خود را از سر گرفته بود. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه پسر جوان حین سرقت از سوی مردم دستگیر شد.
کورش که دستش رو شده بود و خود را در دام پلیس میدید به جرایمش اعتراف کرد. او به قاضی پرونده گفت: تخصص من فقط سرقت گوشی تلفن همراه است، نه با دخل مغازه کار دارم و نه با وسایل داخل آن. فقط گوشیهای تلفن همراه آن هم گوشیهای مدل بالا را میدزدم. مدتی بعد از آزادی از زندان، دوباره سراغ دزدی رفتم. برای اجرای نقشهام، مغازههایی را انتخاب میکردم که لوکس و اجناس گرانقیمت در آن باشد. فروشندگان این نوع مغازهها معمولا موبایلهای گرانقیمت دارند.
مرد جوان ادامه داد: وارد مغازه میشدم و جنسی را انتخاب میکردم، از فروشنده میخواستم جنس مورد نظرم را بیاورد. به محض اینکه فروشنده حواسش پرت میشد و میرفت تا وسیله مورد نیاز مرا بیاورد، گوشی تلفن همراهش را برمیداشتم و داخل جیبم میگذاشتم. مغازهدار که میآمد به بهانه اینکه کارت عابر بانکم را داخل ماشین جا گذاشتهام، از مغازه بیرون میرفتم، سوار موتور میشدم و بسرعت فرار میکردم. گاهی اوقات برای اینکه مطمئن شوم گوشی تلفن همراه فروشنده مدل بالا است و ارزش سرقت دارد، به بهانهای وارد مغازه میشدم و قیمت اجناس مختلف را میگرفتم. آنقدر معطل میکردم تا بتوانم گوشی فروشنده را ببینم و وقتی مطمئن میشدم تلفن، مدل بالاست، از مغازه خارج میشدم و بار دوم برمیگشتم و همان سناریو را که برای سرقتهای دیگرم داشتم اجرا میکردم. من قبل از شروع دزدیها برای آنکه گیر نیفتم، یک موتورسیکلت دزدیدم و از آن بهعنوان وسیلهای برای فرار سریع استفاده میکردم.
متهم جوان در ادامه اعترافاتش گفت: روز دستگیری پس از سرقت یک گوشی از مغازهای خارج شدم، اما صاحب مغازه متوجه شد و خود را سریع به خیابان رساند. با صدای فریاد او عابران ماجرا را فهمیدند و مرا که قصد داشتم سوار موتور شوم دستگیر کردند.
پسر جوان در تحقیقات به سرقت بیش از 50 گوشی تلفن همراه اعتراف کرد. بررسیها نشان میدهد متهم گوشیهای سرقتی را به افغانستان فرستاده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: