دستهای مافردا را می سازند

با دست‌های هم به تماشای بهار می‌رویم تا جوان‌ترین جوانه‌ها را باور کنیم و برویم تا آخر بهار. با دست‌های هم به تماشای فردایی می‌رویم که 24 ساعتش صبح است و آفتابی، و خدا می‌داند شب در کدام گیسو قدم خواهد زد که به تماشای ما نمی‌ایستد.
کد خبر: ۵۵۹۳۴۳

با دست‌های هم خانه‌ای می‌سازیم به وسعت عشق که بوی نا نمی‌دهد، خانه که خشت‌خشت آن از اعتماد و ایمان درست شده است؛ خانه‌ای با سقفی از آفتاب و زمینی از جنس اقیانوس.

ما فرزندان مردان فردا، امروز با دست‌هایمان فصلی را رقم می‌زنیم که جز اردیبهشت ندارد.

فردایی را می‌سازیم که تمام گل‌هایش آفتابگردانند و پرندگانی از لابه‌لای انگشتان ما به تصرف آسمانی که گاهی ابری نیست برمی‌خیزند.

پدران ما که مردان فرداهای نیامده هستند و دیروزشان را قصیده‌ای ساختند به قدمت تاریخ، به قداست عشق و زلالی زیبایی، امروز حاضرانی غایبند که دست‌هایشان در ربنایی که به نیت ما می‌خوانند غرق است.

ما فرزندان آفتابیم، با دل‌هایی از چشمه و چشم‌هایی، که فردا را آفتابی می‌بینند.

ما فرزندان مردان آسمانی، امروز در سایه ایمانشان، دینمان را کامل کرده و راهی فردا می‌شویم.

ما از نسل سوخته نیستیم، نسلی به ژرفای دریا،‌با آرامشی که اقیانوس آرام را به موج می‌کشاند. ما در سایه خورشیدی که می‌شناسیمش قد می‌کشیم و بلند می‌شویم و دست‌هایمان سرشاخه‌هایی سبزند که در آسمان فریاد شده‌اند.

باران که ببارد ما سبز می‌شویم، بهار که بیاید، سبز می‌رویم و تابستان تابستان به تماشای هم گرم می‌مانیم،‌فرزندان آفتابیم در ظهری که تا عاشورا دو رکعت فاصله دارد.

جام جم /چاردیواری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها