پیام آثار مشارکتی نباید گل درشت باشد

تولیدات نمایشی و غیرنمایشی مشارکتی مساله تازه‌ای نیست و سال‌های بسیاری است که در صنعت سینما استفاده می‌شود. هدف نهادهای حمایتی در سینمای دنیا گسترده‌ترکردن اعتبار شرکت‌هایشان است، به همین دلیل با بهره گرفتن از دنیای هنر تلاش می‌کنند به اهداف‌شان دست پیدا کنند.
کد خبر: ۵۵۷۳۳۴
پیام آثار مشارکتی نباید گل درشت باشد

به همین دلیل از سازندگان آثار نمایشی می‌خواهند در لایه‌های زیرین قصه و خیلی ظریف به این مساله بپردازند تا پیام مورد نیاز به بینندگان منتقل شود. تولیدات مشارکتی از چند سال پیش در کشور ما بیشتر شده است. در این میان گاهی شاهد سریال‌های مشارکتی هستیم که سازندگان اثر به شکل گل‌درشت، پیام نهاد مشارکت‌‌کننده را ارائه می‌کنند و همین مساله باعث شده اثر نمایشی مربوط نه‌تنها جذابیت‌ لازم را برای مخاطب نداشته باشد، بلکه پیام‌ها به شکل ضدتبلیغ باشد. البته گاهی تهیه‌کنندگان گلایه می‌کنند نهاد مشارکت‌کننده علاقه‌مند است تبلیغات به شکل گل‌درشت در کار بازگو شود. مسلما سازندگان آثار نمایشی می‌توانند با ظرافت قصه‌ای را طراحی کنند که پیام نهاد مشارکت‌کننده در دل قصه باشد. به همین دلیل در این گزارش سراغ چند تهیه‌کننده، کارگردان و نویسنده رفتیم و نظر آنها را درباره این‌که از چه راهکارهایی می‌توان بهره برد تا پیام و محتوای مورد نظر مشارکت‌کننده به شکل هنرمندانه در دل قصه طرح شود، جویا شدیم.

تبلیغات در قالب یک درام مناسب

حسین سهیلی‌زاده که کارگردانی آثار مختلف از جمله دلنوازان، ترانه مادری، سه پنج دو، دختران حوا و آخرین دعوت را در کارنامه دارد، در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان با استفاده از مشارکت‌های خارج از سازمان صداوسیما، آثار مناسب و خوبی برای تلویزیون تولید کرد، به جام‌جم گفت: واقعیت این است که ما هم به‌عنوان سازنده یک اثر علاقه‌مند نیستیم پیام حمایت‌کننده مالی کار به شکل گل‌درشت و شعاری در آثارمان دیده شود.

وی افزود: به نظر من بهترین کار این است که درخواست‌های مشارکت‌کننده در قالب یک درام مناسب به مخاطب ارائه شود، اما برخی مواقع نمی‌شود از این روش استفاده کرد.

وی افزود: نهادهای مشارکت‌کننده بیشتر علاقه‌مند هستند تبلیغات مورد نظر آنها به شکل گل‌درشت در کار دیده شود، اما به نظر من با توجه به این‌ پرسش که تولیدات مشارکتی چند سالی است خیلی زیاد شده، بهتر است در این باره کار فرهنگی صورت بگیرد.

این کارگردان گفت: با فعالیت‌ها و اطلاع‌رسانی فرهنگی می‌توان این مساله را ریشه‌ای آسیب‌شناسی کرد. در این صورت نویسندگان هم می‌توانند خیلی ظریف و هنرمندانه قصه‌ای مناسب، جذاب و متناسب با کارکردهای نهادهای مشارکت‌کننده طراحی کنند.

سهیلی‌زاده با اشاره به محدودیت‌های سازندگان آثار نمایشی گفت: مساله کمبود بودجه، حرف دیروز و امروز نیست. گاهی اوقات سریال‌ها با مشکلات بودجه روبه‌رو می‌شوند و طبیعی است از کمک نهادی برای مشارکت تولید استفاده کنند، ولی این دلیل نمی‌شود تبلیغات در کار خیلی پررنگ باشد و داستان را تحت‌الشعاع قرار دهد.

وی تاکید کرد: برخی مواقع سازندگان با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند و نهاد مشارکت‌کننده آنها را تحت فشار می‌گذارد تا پیام‌های موردنظر او به شکل برجسته در کار نشان داده شود.

این کارگردان اشاره کرد: در کارهای مشارکتی، درک متقابل میان سازندگان و نهاد مشارکت‌کننده خیلی اهمیت دارد. اگر سلیقه و دیدگاه‌ها همسو شود، می‌توان به نتایج مطلوب دست پیدا کرد.

سهیلی‌زاده گفت: معتقدم باید دنیای ذهنی مشارکت‌کننده با سازندگان آثار هنری یکی شود تا به نتایج مشترک برسند.

استفاده درست از تجربه و تخصص

فاطمه ثمرقندی، تولید چند سریال مشارکتی از جمله راستش را بگو، مثل یک کابوس و مار و پله را در کارنامه دارد.

وی درباره تولیدات مشارکتی به جام‌جم گفت: در سریال‌های راستش را بگو، مثل یک کابوس و مار و پله موضوع و محتوای مشارکت به شکل مستقیم نبود، بلکه تلاش کردیم پیام‌های مورد نظر مشارکت‌کننده با قصه همخوانی داشته باشد تا مفاهیم مورد نظر به​درستی به مخاطبان منتقل شود. وی افزود: هدف از تولید محصولات مشارکتی، انتقال درست و تاثیرگذار به مخاطبان است؛ از این رو باید محتوا به‌گونه‌ای باشد که مخاطب پیام‌های سفارشی آن را پس نزند. بنابراین در یک اثر هنری پیام‌های مشارکت‌کننده باید هنرمندانه در بطن داستان قرار گیرد.

ثمرقندی عنوان کرد: با توجه به امکان تولیدات مشارکتی و علاقه‌مندی صدا و سیما به تولید چنین محصولاتی، تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان باید تلاش کنند چنان هنرمندانه به موضوع مشارکت نزدیک شوند که همه نظر حامی مالی کار را برآورده کنند و هم ساختار هنری کار را حفظ کنند.

این تهیه‌کننده گفت: اگر مراقبت لازم انجام نشود، مخاطب متوجه حضور پررنگ و نامتوازن مشارکت‌کننده شده و کار را تبلیغاتی قلمداد می‌کند، بی‌آن‌که پیام به‌درستی به او منتقل شود. این موضوع نشانه این است که فیلمساز به درستی مفهوم مشارکت را درک نکرده است.

وی در ادامه گفت: از این‌رو تهیه‌کننده‌ای که محصول مشارکتی تولید می‌کند باید در کار خود تخصص داشته باشد.

ثمرقندی افزود: تجربه بیش از 17 سال تهیه‌کنندگی در تولید برنامه‌های اقتصادی با ساختارهای مختلف باعث شده من با مفاهیم اقتصادی آشنا شوم و بتوانم آنها را در قالب آثار نمایشی به مخاطب ارائه کنم.

ثمرقندی اشاره کرد: استفاده درست از تجارب، تخصص و دانش تهیه‌کننده‌ باعث تولید محصول فرهنگی می‌شود که در زمان نمایش یک سریال پیام مورد نظر مشارکت‌کننده به مخاطب هدف منتقل می‌شود. متاسفانه در بسیاری اوقات برای تهیه‌کننده بودجه مشارکتی مهم‌تر از محصول مشارکتی می‌شود. در این‌گونه مواقع نباید دیگر انتظار ساخت یک اثر هنری را داشت.

این تهیه‌کننده در خاتمه تاکید کرد: نگاه هوشمندانه مدیران سازمان صدا و سیما و طرف‌های مشارکت باعث انتخاب درست تهیه‌کنندگانی می‌شود که قرار است یک اثر مشارکتی را تولید کنند.

نگاه خلاقانه نویسندگان

سعید جلالی، نویسنده سریال‌های زن‌بابا و زمانه درباره تولیدات مشارکتی و چگونگی نوشتن فیلمنامه چنین آثاری گفت: من خیلی موافق نگارش فیلمنامه‌ آثار مشارکتی نیستم، چون وقتی تبلیغات وارد هنر می‌شود، باید قصه به‌گونه‌ای طراحی شود تا پیام مشارکت‌کننده را به مخاطب منتقل کند.

وی ادامه داد: البته با توجه به شرایط اقتصادی ناگزیر هستیم تولیدات مشارکتی داشته باشیم. در این مواقع نویسندگان باید کمی خلاقانه به کار نگاه کنند تا پیام‌های مشارکت‌کننده به شکل درست در فیلمنامه گنجانده ‌شود. معتقدم زمانی که نویسنده تبحر لازم را نداشته باشد، فیلمنامه و اثر به سمت تبلیغات برای مشارکت‌کننده پیش می‌رود و دیگر نمی‌توان نام آن را یک اثر هنری گذاشت.

این نویسنده با اشاره به این‌که در تولیدات مشارکتی باید از نهادهایی کمک گرفته شود که با رویکرد قصه همخوانی داشته باشد، توضیح داد: برخی مواقع شاهد هستیم حمایت‌کنننده مالی (اسپانسر)‌ وارد کار می‌شود که درخواست‌ها و نوع نگاه او هیچ ارتباطی با قصه ندارد. در نظر بگیرید وقتی نهادی مثل بانک، حمایت‌کننده یک قصه عاطفی باشد، نویسنده چگونه می‌تواند این مشارکت را به قصه وارد کند؟

وی ادامه داد: بنابراین در این مواقع پیام مشارکت‌کننده به شکل گل‌درشت در کار جلوه می‌کند، چون نویسنده نمی‌تواند آن را با قصه هماهنگ کند.

جلالی اشاره کرد: البته این مشکل فقط از جانب نویسنده نیست، چون او وظیفه‌اش نوشتن یک فیلمنامه است. در واقع تهیه‌کننده باید تلاش کند متناسب با طرح قصه از کمک‌ نهادهای مشارکت‌کننده استفاده کند، چرا که در غیر این صورت درخواست‌های حامی مالی را باید با وصله و پینه به کار چسباند.

وی افزود: از سوی دیگر معتقدم باید نهادهای مشارکت‌کننده توجیه شوند این کاری که انجام می‌دهند، یک فعالیت فرهنگی است و نباید توقع سود مالی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم داشته باشند. جلالی گفت: تبلیغ پیام باید به شکل هنرمندانه و ظریف صورت بگیرد، چرا که در غیر این صورت ضد تبلیغ می‌شود. اگر درخواست‌های مشارکت‌کننده با قصه همخوانی داشته باشد و ما هم آنها را بجا استفاده کنیم، مسلما می‌توان به نتایج آن امیدوار بود.

اهمیت حفظ طرح داستان

مهران مهام از تهیه‌کنندگان باسابقه تلویزیون درباره تولیدات مشارکتی به جام‌جم گفت: قبل از آن‌که پاسخ شما را بدهم، علاقه‌مند هستم مساله‌ای را در ارتباط با تهیه‌کنندگان جدید بگویم. در ساختمان ما خانواده‌ای زندگی می‌کنند که علاقه‌مند به دنیای هنر و بازیگران هستند. همیشه مورد لطف این دوستان قرار می‌گیرم و زمانی که همکارانم شامل بازیگران و کارگردان به منزل ما می‌آیند این خانواده هم به بهانه‌ای وارد خانه ما می‌شوند و جالب این‌که کلی هم عکس یادگاری می‌گیرند.

وی ادامه داد: تا این‌که چند روز پیش خانم این خانواده به منزل ما آمد و بعد از احوالپرسی از من پرسید چرا دیگر کاری تولید نمی‌کنم و من هم گفتم با توجه به شرایط اقتصادی کارکردن کمی سخت شده است. جالب است این خانم بعد از چند دقیقه گفت همسرش تهیه‌کننده شده و این در حالی است که او نمایشگاه اتومبیل دارد. این تهیه‌کننده اشاره کرد: متاسفانه این روزها شاهد ورود چنین افرادی به‌عنوان تهیه‌کننده هستیم. دلیل ورود آنها به حوزه تهیه‌کنندگی صرفا به این دلیل است که با بودجه خودشان اثری را می‌سازند و سازمان را تحت فشار نمی‌گذارند که سرمایه و پول آنها را زود برگرداند.

مهام گفت: باید ورود تهیه‌کنندگان به سازمان ضابطه‌مند شود، چرا که ورود افراد غیرمتخصص که دانش، تجربه و تخصص لازم را در این زمینه ندارند، می‌تواند مشکلاتی را در درازمدت به وجود آورد. وی با اشاره به تولیدات مشارکتی گفت: درخواست و توقع مشارکت‌کننده باید در جهت طرح اولیه باشد، چرا که در غیر این صورت به اثر تولید شده لطمه وارد می‌کند. در ابتدا باید هدف از تولید یک سریال و پیام‌های آن مشخص شود و بعد از آن سراغ مشارکت‌کننده رفت.

این تهیه‌کننده ادامه داد: در تمام دنیا نهادهای اقتصادی حامی برنامه‌های فرهنگی هستند؛ البته این کار بسیار هوشمندانه و بادقت انجام می‌شود، چون اگر این‌طور نباشد، می‌تواند به اثر نمایشی لطمه بزند و حتی برای حامی مالی و مشارکت‌کننده به ضد تبلیغ هم تبدیل شود.

مهام گفت: بنابراین باید مشارکت‌کننده با دقت انتخاب شود؛ البته با توجه به شرایط اقتصادی مقاومتی الان باید تولیدات مشارکتی داشته باشیم. در گذشته تولیدات مشارکتی کمتر بود، ولی الان با توجه به شرایط موجود این نوع کارها بیشتر شده است. در چنین شرایطی باید با انتخاب‌های دقیق‌‌تر و نگارش هنرمندانه و ظریف‌، قصه آثار مشارکتی را هم به آثار دیدنی جذاب تبدیل کرد.

فاطمه عودباشی‌ /‌ گروه رادیو و تلویزیون

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها