در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

رئیس کانون بانوان شهر سامان جدیدترین اتفاقی بود که در آخرین قسمتی از سریال کلاه پهلوی که درسال 91 روی آنتن رفت برای مهلقا افتاد. نقشی که شقایق فراهانی آن را ایفا میکند. او سالها تجربه حضور در سینما و تلویزیون را دارد و در سی و یکمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر نامزد نقش مکمل زن برای بازی در فیلم گناهکاران بود.
او در کلاه پهلوی نقش سختی دارد. نقشی که سیر تحولی خاص خودش را دارد. در یکی از شبهای پایانی سال 91 در گفت و گوی تلفنی پاسخگوی سوالات ما بود. فراهانی در پایان سخنانش گفت حتماً بنویسم امیدوار است مردم مهلقا و سریال کلاه پهلوی را دوست داشته باشند و البته بنویسیم که از تینا پاکروان به خاطر اینکه باعث حضورش در نقش مهلقا شد، متشکر است.
خانم فراهانی چقدر فکر میکنید شخصیت مه لقا در کلاه پهلوی نقطه عطفی در کارنامه کاری تان باشد؟
من چند سال پیش هم گفته بودم که این نقش میتواند در کارنامه کاریام نقطه عطف باشد اما ای کاش سکانسهایش کامل پخش میشد و مردم ابعاد کامل این شخصیت را میدیدند و در واقع از چم و خم شخصیت بیشتر از این آگاه میشدند، متاسفانه بسیاری از سکانسهای مه لقا دستخوش سانسور شد و من واقعاً دلم سوخت که بهترین سکانس های این نقش از بین رفت. به جرات میتوانم بگویم بهترین و جذابترین سکانسهای مه لقا با این شیوه پخش از بین رفته است.
نقش شما شخصیت تاریخی که بر اساس مستندات شکل گرفته باشد نبود اما به هر حال نیاز به تجربه و تحقیق داشت. تحقیقات شما درباره این نقش چگونه بود؟
من به روانشناسی بسیار علاقهمند هستم. نمیتوانم بگویم به خاطر مه لقا تحقیق کردم بلکه این اطلاعات ثمره تجربیات خودم درزندگی اجتماعی و مردم شناسی است. همچنین تجربیاتی که در رابطه با شناخت این نوع افراد داشتم. در واقع تجربیات شخصیام برگرفته از کتابهایی است که در زمینه تاریخی و اجتماعی خواندم و دوست دارم این نوع شخصیتها را تحلیل کنم، البته آقای دری در ایفای این نقش کمک بسیاری کرد و در واقع درست من را هدایت کرد.
نقش مقابل شما را در این سریال آقای داریوش فرهنگ بازی میکند. همبازی شدن با او چطور تجربهای بود؟
حضورآقای فرهنگ برای من نعمت بزرگی بود. تجربه همبازی بودن با او بسیار خوب بود. در واقع او توانست نقش صمصام را درست و به بهترین شکل ایفا کند تا مه لقا هم به درستی دیده شود و مردم هم این شخصیت را بپذیرند. حضور او در تکامل شخصیت مه لقا بسیار موثر بود. شاید اگر شخص دیگری بازی میکرد یا این شخصیت جور دیگری بازی میشد، مه لقا هم به این اندازه دیده نمیشد. این موضوع تاثیر و نقش بازیگر مقابل را نشان میدهد.
معمولاً چنین کارهایی زمان طولانی دارد. حفظ راکوردهای حسی نقش برایتان سخت نبود؟
فیلمبرداری کار 5 سال طول کشید. اصولاً چنین کارهایی بر مبنای لوکیشن پیش میروند مثلاً صحنههای قلعه را در سال های اول گرفتیم که اواخر نقش مه لقا و صمصام بود. این موضوع به تجربه بازیگر و تکنیک کاری او بر میگردد، اینکه به درستی بتواند ریتم بازی، گویش، رفتار، بیان و لهجه و راکورد حسی را حفظ کند. بازیگر باید خودش حواسش جمع باشد و به لحاظ حرفهای ریتم بازیاش را حفظ کند. نمیدانم در این زمینه چقدر موفق بودم اما تا جایی که توانستم سعی کردم ریتم و راکورد نقش را حفظ کنم.
در این فاصله در کار دیگری هم حضور داشتید؟
بله، اما تلاش کردم راکورد حفظ شود که این هم برمیگردد به تجربه بازیگر و توانایی که باید از نظر تکنیکی داشته باشد.
شاید در فیلمهای سینمایی بازی کردم که نقش هیچ ربطی به مه لقا نداشت وبعد هم میرفتم سر کار کلاه پهلوی و تبدیل به مه لقا میشدم اما گریم، لباس و.. به بازیگر در نزدیک شدن به نقش و حفظ راکورد کمک میکنند.
در انتخاب نقش هایتان و بازی چقدر از پدرتان آقای بهزاد فراهانی مشورت میگیرید؟
معمولاً همفکری و همیاری خوبی با پدرم دارم و قطعاً نظرات ایشان در انتخابهایم بیتاثیر نیست. درباره کلاه پهلوی هم چندان حضور ذهن ندارم که چقدر از نظراتشان استفاده کردم اما قطعاً از مشورت دریغ نکردند.
معمولاً در کارهایی که اینچنین پر بازیگر هستند بازیگران دغدغه دیده شدن دارند. آیا درباره شما هم اینگونه بود؟
من چندان دغدغه دیده شدن ندارم، میدانم اگر بازیگر درست بازی کند در لانگ شات هم که باشد دیده خواهد شد ولی این ضعف یک بازیگر را نشان میدهد که دیده شدن تبدیل به دغدغهاش شود.
بازیگری که کارش برای دوربین و برای تماشاچی لو برود و در واقع نشان بدهد که بازی میکند، باخته است. از اوایل کارم دوست داشتم درست دیده شوم اما دغدغهاش را نداشتم.
به کمک و همیاری پدرومادرم و البته اعتماد به نفسی که به من دادند مطمئن بودم که دیده میشوم.
درباره کلاه پهلوی هم این دغدغه را در برخی دوستان بازیگر دیدهام اما خودم حداقل در این سریال چنین دغدغهای نداشتم.
مه لقا دوره تحولی جالبی دارد. مثلاً در اوایل داستان که از شوهرش کتک میخورد صدایش میلرزد ولی به مرور زمان اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکند. برای این تحول چه ایدههایی داشتید؟
مه لقا زمانی که کفش پاشنه دار میپوشد سکندری میخورد چون بلد نیست با آن کفشها راه برود حتی در خندیدن و گویشش هم تغییر پیش میآید.
من از این نوع آدمها را زیاد در اطرافم دیدم که با تغییر و تحولات مالی، اجتماعی و... رخ عوض میکنند و تغییر نقاب دادهاند که برایم حیرت انگیز بوده است.
به هر حال مه لقا سعی دارد که رشد کند و از طرفی به خاطر این تغییر شخصیتی از خود اصلیاش هم دور شده است.
گویا در ادامه داستان هم قرار است شاهد اتفاقات غافلگیر کنندهای درباره مه لقا باشیم؟
بله، ماجرای غافلگیر کننده دارد ولی با سیستم پخشی که من دارم میبینم امید چندانی ندارم چون مردم سکانسهای زیبایی را از دست دادند. با این سیستم پخش امیدوارم آن اتفاقات غافلگیر کننده چندان مسخره به نظر نیاید.
منبع: روزنامه ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: