تیغ مهاجمان حتی در غرب آسیا هم نمی‌برد

منتقدان کرش هم سرگیجه گرفته‌اند

در روزهایی که حواس خیلی‌ها به اتفاقات نقل و انتقال نیم‌فصل بود حذف تیم ملی تلنگری شد تا بار دیگر نگاه‌ها به این عرصه بازگردد. انتقادها از سر گرفته شدند، کرش بار دیگر سیبل شده است، تیم او همانی نیست که انتظارش می‌رفت.
کد خبر: ۵۲۳۹۱۰

او که زمانی برای تحولی بنیادین در فوتبال ایران پا به خاورمیانه گذاشته بود و در پی احیای اعتبارش در دنیای فوتبال بود حالا برای فرار از این هجمه‌ها سراسیمه‌تر از هر زمانی به نظر می‌رسد. این شرایط را کم و بیش در نزد گروه مقابل او هم می‌بینیم. آنها که کرش را متهم به این می‌کردند که به جوان‌های آماده لیگ بها نمی‌دهد، اما حالا همان‌ها هم عقب‌نشینی کرده‌اند. غرب آسیا فرصتی بود تا این جوان‌ها شایستگی‌هایشان را به نمایش بگذارند، خودشان را به کرش ثابت کنند و بگویند که بی‌جهت کارشناسان آنها را مثل پتکی بر سر کادر فنی تیم ملی نکوبیده‌اند، ولی در عمل چنین اتفاقی رخ نداد. تیم ملی در سه بازی که انجام داد برابر عربستان و بحرین ده نفره کاری از پیش نبرد و یمن را هم به زحمت 1‌ـ‌2 از پیش روی برداشت. حاصل این سه بازی چیزی جز حذف از غرب آسیا نبود؛ چیزی که برای اولین‌بار آن را تجربه کردیم، درست مثل باخت به لبنان. هر دوی آنها را به پای کرش نوشته‌اند. سرمربی پرتغالی حالا بهتر از هر زمانی می‌تواند برای تیم ملی نسخه بپیچد. او چند ماه فرصت دارد تا تیم ملی را احیا کند، ولی یک معمای بزرگ وجود دارد. کرش با کدام بازیکنان می‌تواند بار خود را به مقصد برساند. با همان بازیکنان با تجربه قبلی که با شکست برابر ازبکستان در تهران بار دیگر اما و اگرهای سنتی را به فوتبال ملی بازگرداندند یا جوان‌هایی که در غرب آسیا چیزی برای گفتن نداشتند؟ به نظر می‌رسد از پشتوانه‌های آنچنانی خبر نیست. حالا همان‌ها که کرش را برای انتخاب بازیکنان دو رگه مورد انتقاد قرار می‌دادند هم سرگیجه گرفته‌اند. سطح بازیکنان جوان لیگ ایران بین‌المللی نیست. آنها شاید در لیگ و مقابل بازیکنان داخلی خوب بازی کنند، ولی در سطحی بالاتر حرفی برای گفتن ندارند. این همان موضوعی است که مجید جلالی بارها بر آن تاکید ورزیده بود. کرش هم هر بار آن را مورد خطاب قرار داد. لیگ ایران در سطحی نازل از نظر کیفی در حال برگزاری است. تیم‌های باشگاهی در لیگ قهرمانان حرفی برای گفتن ندارند و همان بازیکنان وقتی وارد عرصه ملی می‌شوند نمی‌توانند خواسته‌ها را آن‌طور که انتظار می‌رود برآورده کنند.

کفگیر به ته‌دیگ خورد!

به نظر می‌رسد کفگیر لیگ به ته‌دیگ خورده است، چرا که بازیکنانی که این روزها داعیه ملی‌پوش شدن دارند چیزی فراتر از یک فوتبالیست معمولی نیستند که شاید در کنار چند بازیکن بزرگ‌تر خودنمایی می‌کنند، اما وقتی در شرایطی تازه قرار می‌گیرند و قرار است خود به‌تنهایی بار را به مقصد برسانند دیگر خبری از یک بازیکن خارق‌العاده و در حد تیم ملی نیست؛ بازیکنی که برابر فوق ستاره‌های کره‌ای یا بازیکنان چند ملیتی قطری و حتی یاران متوسط لبنانی و ازبکی عرض اندام کند.

نکته: جدای از این که پدیده‌هایی در لیگ برتر به چشم نمی‌آیند تا نظر کرش یا هر مربی دیگری را به خود جلب کنند، تیم ملی در نوع بازی‌هایش چه با یاران با تجربه و چه جوان دارای مشکلاتی است که کاملا فنی هستند

این یک واقعیت است که در لیگ متوسط دیگر چشمه‌ای نمی‌جوشد تا بازیکنی تولید شود. ستاره‌ها همان بازیکنان مسن هستند و خبری از پدیده نیست. نگاهی به روند حضور بازیکنان در تیم ملی در سال‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که بازیکن سازی هر سال کمتر از قبل شده و حالا هم تولیدی در لیگ صورت نمی‌گیرد که بتوان از آن بهره‌برداری کرد. به همین علت است که چاره‌ای جز استفاده از داشته‌های قبل برای تیم ملی وجود ندارد.

مشکلات اساسی

جدای از این که پدیده‌هایی در لیگ برتر به چشم نمی‌آیند تا نظر کرش یا هر مربی دیگری را به خود جلب کنند تیم ملی در نوع بازی‌هایش چه با یاران با تجربه و چه جوان دارای مشکلاتی است که کاملا فنی هستند و این‌بار فقط می‌توان از کرش و همکارانش در این باره خرده گرفت. تیم ملی در خط حمله آمار نگران‌کننده‌ای دارد و در بین تیم‌های حاضر در رقابت‌های انتخابی جام‌جهانی ضعیف‌ترین آمار را از خود بر جای گذاشته است. زدن تنها دو گل در پنج بازی کاملا نگران‌کننده است. این تعداد گل تنها با تیم لبنان که در قعر جدول گروه اول قرار گرفته است برابری می‌کند. در گروه ما کره، ازبکستان و قطر به ترتیب 9، 5 و 3 گل زده‌اند که از نظر آماری بهتر از تیم کشورمان است. در دیگر گروه که ژاپن با زدن 13 گل نشان داده از خط حمله فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بقیه تیم‌ها هر کدام چهار گل به ثمر رسانده‌اند که باز هم از تیم ملی ایران بهتر است. البته در غرب آسیا هم تیم دوم ایران همان مشکل را با خود یدک کشید و در دو بازی با عربستان و بحرین نه‌تنها از نظر کار گروهی خوب ظاهر نشد که در گلزنی هم ناامید‌کننده ظاهر شد و با زدن دو گل به تیم ضعیف یمن به کار خود پایان داد. جالب این که تیم ملی در این سه بازی هم از نظر گل‌سازی مثل دیدارهای دیگر چندان خوب کار نکرد. آمارها نشان می‌دهد تیم ملی در مجموع روزهای خوبی را در دوره کرش در بخش تهاجمی نداشته است. زدن شش گل در 11 مسابقه (غیر از دیدار با تاجیکستان که هیچ نفعی برای تیم ملی نداشت و یک تیم درجه چندمی محسوب می‌شود) آماری منفی برای مهاجمان تیم ملی محسوب می‌شود. محمدرضا خلعتبری و محمد قاضی تنها مهاجمانی بودند که در این دیدارهای رسمی و دوستانه گلزنی کردند و در بقیه موارد هم هافبک‌ها جور مهاجمان کم‌رمق را کشیدند. کرش در این مدت خیلی سعی کرد تا این روند را تغییر دهد، اما در عمل اتفاق خاصی را شاهد نبوده‌ایم و تردیدهای زیادی برای ادامه کار وجود دارد.

تیم ملی البته یک مشکل اساسی و تکراری هم در بخش‌های دفاعی دارد و آن دریافت گل‌های یک شکل از حریفان است. زوج میانی کوتاه‌قامت مورد علاقه کرش در خط دفاعی تاکنون نتوانسته‌اند روی ارسال‌های کناری حریفان خوب عمل کنند و حاصل آن دریافت گل‌های تکراری از حریفان بوده که شرایط را به ضرر تیم ملی کرده است. آیا کرش سرانجام می‌تواند این مشکلات اساسی را با وجود پتانسیلی که بعد از بازی‌های غرب آسیا بهتر از قبل به کیفیت آن پی برده و در اختیار دارد ریشه‌کن کند؟ این پرسشی اساسی است که خیلی‌ها منتظر شنیدن پاسخ آن هستند.

علی رضایی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها