در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آوا ابتدا دچار سردرگمی و یأس میشود اما از آنجا که وقتی برای تلف کردن ندارد، تصمیم میگیرد هر چه سریعتر اقدام به انجامدادن کارهایی کند که دوست داشت پیش از مرگ انجام دهد.
این فیلم که از شبکه چهار پخش شد، شبیه یک موسیقی ملایم، سیال، نوازشگر و بسیار مغموم است. از فراز و نشیب سهم کمی دارد و تنها پیگیری حال رو به وخامت آوا است که تکانی به فضای سرد کار وارد میکند.
داستان فیلم در فصل زمستان اتفاق میافتد و از عناصری که تشدید کننده سرما و یخبندان هستند ـ مثل شاخههای بیبرگ درختان ـ در تصویر استفاده شده است که این انتخاب برای توصیف فضای روحی آوا مناسب به نظر میرسد.
رنگهای استفاده شده در این فیلم معمولا طیفی از سفید تا خاکستری را دربرمیگیرد و این بخوبی اندوه دختر بیمار را منعکس میکند البته در فضای داخلی خانه آوا ـ که مادرش را از دست داده و با پدر و خواهرش (آذر) زندگی میکند ـ از این یخزدگی و بیروحی خبری نیست.
خانه رنگ و رویی متفاوت دارد و گاهی صدای موسیقی «شد خزان» از ضبطصوت قدیمی پدر در آنجا میپیچد. در این فیلم از عناصر مختلفی برای تشدید فضای ذهنی غمزده و وحشتزده آوا استفاده میشود که رنگ و موسیقی از جمله آنها هستند. دیگر هنری که بیش از بقیه به کمک داستان میآید ادبیات و داستاننویسی است.
آوا تصمیم میگیرد پیش از مرگ شروع به نوشتن کتابی که همیشه آرزوی نوشتنش را داشته، بکند. (و بالطبع به سرعت و قبل از این که وقتش تمام شود به پایانش برساند) اینجاست که پای ادبیات بیش از پیش به فیلم باز میشود و نوشتههای آوا به صورتی که بیشترین بهره را از هنرمندانه بودن و شاعرانگی داشته باشد، توسط صدای راوی به گوش بیننده میرسد.
همین نوشتههاست که ابتدا ذهنیات و درونیات آوا ـ به عنوان کسی که در واپسین روزهای عمر کوتاهش با نگاهی دیگر متوجه ظرایف زندگی میشود ـ را بیان و مخاطب را با پیام و هدف اصلی فیلم همراه میکند.
آنچه در فیلم قرار است توجه مخاطب را جلب کرده و او را وادار به تفکر کند، این است که چقدر گاهی کم میبیند، کم میشنود و کم با تمام وجودش حضور دارد. این مفهومی است که مدام تکرار میشود.
داستانی که آوا مینویسد در کنار داستانهای فرعی فیلم، مثل زندگی آذر، ماجرای عشق نیمهکاره و ناتمام آوا و سامان، همه نشانگر همین موضوع است که چقدر آدمها زود به روزمرگی عادت میکنند و دیگر نمیتوانند جزئیات آدمهای دیگر را ببینند؛ اگر هر آدمی میتوانست نگاهی جستجوگر داشته باشد، چنان که به دنبال پیدا کردن ظرفیتهای آدمهای دیگر بگردد، میتوانست دلایل زیادی برای دوست داشتن دیگران و به طور کلی، زندگی با تمام ابعادش پیدا کند. این نتایج، هم سطوری است که صدای راوی از کتاب آوا برای بیننده میخواند و هم نتیجهای که خود مخاطب از دیدن فیلم به دست میآورد.
حتی اگر شب باشد بر پایه روابط انسانی شکل گرفته و آدمهای این فیلم که یکدیگر را از دست داده بودند، دوباره پیدا میکنند، آدمهای جدیدی را به زندگیشان راه میدهند و تعریف و تصویر ذهنیشان از آدمها به مرور تغییر میکند.
قرار است این فیلم، سرشار از فضای معنوی و تفکربرانگیز باشد که این طور هم هست. اما برای پررنگ شدن این فضا از عنصری که در فیلمهای دیگر نمونهاش را دیدهایم، استفاده شده است؛ حضور شخصی به عنوان مرشد یا راهنما که در کنار شخصیت اصلی قرار میگیرد.
در این فیلم دکتر پویا نوشتههای بیمارش را مطالعه و سعی میکند با انگیزهدادن به او و حمایت و هدایتش، افکار و روحیهاش را به شکلی سر و سامان دهد. حضور مردی میانسال در نقش یک راهنمای باتجربه و فهمیده در کنار شخصیت اصلی ـ که شور و هیجان، پارهای از خصوصیاتش است ـ تا به حال در فیلمهای دیگری هم استفاده شده و کمکم به تمهیدی آشنا تبدیل میشود تا شخصیت جوان و متفکر فیلم بتواند حرفهایش را جایی بیان و با یکنفر که عاقل است همفکری کرده یا هنگام برخورد به مشکلات فلسفی به او مراجعه کند.
چنین شخصیتی بخصوص با بازی مهدی احمدی، یادآور نقش او در فیلم «شبهای روشن» فرزاد مؤتمن است و به نظر میرسد این انتخاب نتیجه خاطره خوش شخصیت استاد در آن فیلم باشد. به هر حال هنوز هم میتوان احمدی را با بازیاش در آن فیلم به یاد آورد.
رابطهای نظیر رابطه آوا با دکتر پویا در فیلمهای دیگر، معمولا تبدیل به رابطه مرید و مراد میشود، اما در این فیلم پیش از این که این رابطه شکل دیگری به خود بگیرد ـچه تصویری عاشقانه و چه شکلی مرید و مرادگونهـ سر بزنگاه کنترل میشود.
همانطور که غصه خوردن آوا کنترل میشود و به خاطر این که دلسوزی مخاطب را برانگیزد تبدیل به ضجههای جانسوز نمیشود.
به طور کلی میتوان گفت در این فیلم عناصری وجود دارد که میتوانست اغراقشده و خارج از چارچوب شود، اما کنترل شده و حاصل آن فیلمی است که شروع خوبی برای کارگردان و تجربه خوبی برای بیننده محسوب میشود.
شروینه شجریکهن - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: