نقد اجتماعی با رگه‌هایی از طنز

پس از چند سال که بازار فیلم‌ها و سریال‌های طنز داغ بود و کمدی‌های کلامی یکه‌تازی می‌کردند، یکی دو سالی نوبت به کمدی‌های موقعیت رسید و کمدی‌های پرگویی که صرفا به تکیه‌کلام‌های بامزه و شوخی‌های شفاهی متکی بودند از سکه افتادند حتی حضور انبوه بازیگران همیشگی طنزها هم نمی‌توانست تضمینی برای موفقیت کمدی‌های کلامی باشد.
کد خبر: ۵۱۵۱۰۲

شاید دلیل این علاقه‌مندی و امتیازی که مردم و منتقدان ایرانی برای کمدی موقعیت قائلند این باشد که این نوع کمدی در سینما و تلویزیون ما کمیاب است و اجرایش هم طبیعتا سخت‌تر از اجرای یک متن پر از شوخی‌های کلامی است.

چون در طنز موقعیت، مقوله‌هایی مثل زمان‌بندی اجرای شوخی‌ها، طراحی حرکت‌های بازیگران، ریتم و ساختار اهمیت دوچندانی دارد.

حالا پس از گذر از دو دوره متفاوت در کمدی‌سازی، کارگردانان سراغ گونه دیگری از طنز می‌روند که یادآور الگوی کمدی‌های عامه‌پسند فرانسوی و ایتالیایی در دهه‌های 1960 و 1970 است.

یعنی یک داستان مرکزی، ساختاری ساده، شخصیت‌هایی که قابلیت شوخی‌پردازی بالا دارند، چند داستانک فرعی و هزارتوی پرپیچ‌ و خمی از ماجراهای کوچک و بزرگ.

«​دو ماجرا» برای یک ازدواج​، تله‌فیلمی از این نوع است. شهرام شاه‌حسینی براساس فیلمنامه سعید نعمت‌الله فیلمی ساخته که متکی بر یک داستان محوری درباره ازدواج دوجوان و کشمکش خانواده‌های آنهاست و در اطراف این ماجرای محوری، ده‌ها اتفاق کوچک و بزرگ شکل می‌گیرد و پای شخصیت‌های مختلفی به میان می‌آید.

به دلیل انتخاب درست این ساختار دقیق است که دو ماجرا... فضای گرمی دارد و تماشاگرش را با ماجراهای پرتعدادش سرگرم می‌کند.

به این ترتیب اگر تماشاگر نتواند با داستان اصلی ارتباط برقرار کند، فیلم را از دست نمی‌دهد چون ماجراهای کوچک‌تر زیادی وجود دارد که بالاخره یکی از این میان برایش جذاب خواهد بود.

البته انتخاب چنین ساختاری نوعا با این خطر همراه است که فیلم تبدیل به ملغمه‌ای شلوغ و بی‌نظم از شوخی‌ها و ماجراهای درهم ‌ریخته شود و انسجام روایی از بین برود، اما مهارت نویسنده و کارگردان-که تجربه زیادی دارند و ریزه‌کاری‌های کمدی را بخوبی می‌شناسند - باعث شده بتوانند بدون ایجاد آشفتگی از عهده طراحی و اجرای قصه‌ها و ماجراهای ریز و درشت فیلم‌شان بربیایند و خط اصلی داستان را فدای حاشیه‌های کمیک نکنند.

خط اصلی داستان دو ماجرا... ساده‌تر از آن است که نیازی به توصیف و توضیح دقیق داشته باشد؛ پسر جوانی از خانواده‌ای سنتی قصد ازدواج دارد، اما موضوع دماغ عروس‌خانم تبدیل به موضوعی بغرنج می‌شود که همه چیز را سخت می‌کند.

در واقع، این خط داستانی بهانه‌ای است برای گنجاندن تعداد زیادی موقعیت کمیک و بزنگاه‌های دراماتیک که در کنار هم فیلم را به پیش می‌برند.

البته این‌به آن معنی نیست که سازندگان دو ماجرا... پرداخت قصه را فراموش کرده‌اند و همه تمرکزشان روی ماجراهای فرعی است، اما به هر حال قصه محوری فیلم چندان استحکامی ندارد و بدیع و تازه نیست.

فیلمنامه به شیوه‌ای نوشته شده که پیش از این در ساخته‌های حمید نعمت‌الله و هادی مقدم‌دوست با موفقیت امتحان شده بود.

یعنی نویسنده حجم چشمگیری از شوخی‌ها، اطلاعات، روابط شخصیت‌ها و حتی مختصات مکانی و جغرافیایی را در قالب داستان می‌گنجاند و علاوه بر انتقال اطلاعاتی مفید، تکه‌های مجزای یک پازل را هم در طول فیلم به هم می‌چسباند تا منظره نهایی فیلم پیش چشم مخاطب شکل بگیرد.

چنان که در تله‌فیلم «فریدون مهربان است»، در حاشیه داستان اصلی و شوخی‌های پراکنده، به شعر کودکان و تاثیر آن بر تربیت نسل‌های پیشین پرداخته می‌شد و در تله‌فیلم «به صرف شربت و شیرینی» به کارگردانی هادی مقدم‌دوست هم اطلاعات مختلفی (از نحوه کار در چاپخانه گرفته تا دانسته‌های فنی و روان‌شناسی عامیانه) به بیننده منتقل می‌شد.

در دو ماجرا... هم لابه‌لای داستان، اطلاعاتی درباره کشاورزی و پزشکی مطرح می‌شود که ضمنا در هیاهوی شوخی‌ها و فرازهای عاطفی، کارکردش شبیه فاصله‌گذاری و تنظیم ریتم است.

در قسمت‌های مختلفی از فیلم، به نقد باورهای غلط اجتماعی پرداخته می‌شود که این روزها به یک معضل عمومی تبدیل شده است. مثلا حساسیت‌های بیجا و سنگ‌اندازی‌های برخی خانواده‌ها در مسیر ازدواج جوان‌ها یا گرایش بیمارگونه ما ایرانی‌ها به جراحی‌های زیبایی.

اصلا یکی از گره‌های داستان​دو ماجرا...​ از اینجا شکل می‌گیرد که وسواس عجیبی درباره بزرگی یا کوچکی دماغ وجود دارد و همه قبل از هر چیز به سایز دماغ همدیگر توجه می‌کنند! فیلم از این طریق با زبان طنز و کنایه، یکی از معضل‌های جدی و البته مضحک جامعه را به چالش می‌کشد.

دو ماجرا... بخشی از انرژی و پویایی‌اش را از جوانی و تحرک شخصیت‌هایش می‌گیرد. خواهرشوهر پرحرف داستان (با بازی شیدا خلیق) که مدام زخم زبان می‌زند بیش از آن‌که تلخ جلوه کند بازیگوش است و عروس (با بازی خوب خاطره حاتمی) هم با همه جدیت و استحکام شخصیتش​ با کوچک‌ترین حرف و اشاره‌ای جوش می‌آورد!

در این میان شاید منفعل‌ترین شخصیت دو ماجرا... داماد باشد که تازه او هم در مسیر داستان کلی فعالیت می‌کند و به این در و آن در می‌زند تا بتواند خود و دختر مورد علاقه‌اش را از گرداب سنت‌های وسواسی و غلط خانواده‌ها نجات دهد؛ نمونه‌اش گرفتاری‌هایی که به خاطر اصرار خانواده برای استفاده عروس از انگشتر مادربزرگ خانواده، متحمل می‌شود.

دو ماجرا... ریتم خوب و پرحس‌ و حالی دارد و از همه جذابیت‌های بالقوه‌اش برای راضی کردن مخاطب استفاده می‌کند.

به عنوان یک کمدی تلویزیونی متکی بر قصه‌ای پرماجرا، این امتیاز را دارد که توانسته توازن میان کمدی کلامی و طنز موقعیت را برقرار کند و ضمنا سراسر زمان داستان را با شوخی و طنز پر نکند تا جا برای پرداختن به احساسات و عواطف شخصیت‌ها هم باقی بماند.

شاید از این منظر بتوان ​دو ماجرا...​ را ملودرامی اجتماعی و نقادانه دانست که رگه‌های کنترل‌ شده‌ای از کمدی هم دارد، اما به دلیل لحن طناز و فضای واقعگرایانه‌اش، این رگه‌های کمدی بیشتر به چشم می‌آیند و کل فضای فیلم را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

شروینه شجری‌کهن - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها