در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خانوادههای بهنام، اعتمادی، مراد، کرم، گلشنی، مجرد، جوهری و فرهمند. مجموعه طنز تهران، پلاک یک به کارگردانی مهدی مظلومی و تهیهکنندگی فرهاد فرجنظام دوم مهر ماه کلید خورد. در فاز اول، 30 قسمت 40 دقیقهای این مجموعه برای شبکه تهران ساخته میشود.
تهران، پلاک یک با مشارکت موسسه تصویر شهر (وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران) و موضوعش در ارتباط با مشکلات شهروندان در مجتمعهای مسکونی است.
تهران، پلاک یک، مجموعه طنزی است که مسائل شهروندی و بویژه آپارتماننشینی را به شهروندان آموزش میدهد.
مهدی مظلومی، درباره داستان مجموعه میگوید: این مجموعه، داستان چند خانواده در مجتمعی مسکونی است و معضلاتی که در آپارتمانهای کلانشهرها مطرح است. در هر قسمت این سریال به یکی از خانواده هاپرداخته میشود. این خانوادهها درخصوص فرهنگ آپارتماننشینی ضعف دارند و همین موضوع بهانهای برای پرداختن به معضلات آنها خواهد بود.
مظلومی درباره حمایت شهرداری تهران از این مجموعه میگوید: شهرداری وقتی در جریان سوژه قرار گرفت احساس کرد جزو سوژههایی است که در برنامههای حمایتیاش قرار دارد بنابراین حمایت مالی کار را به عهده گرفت.
مهدی مظلومی درباره انتخابش برای این مجموعه بهعنوان کارگردان گفت: طرح این مجموعه تقریبا دو سال پیش توسط فرهاد فرجنظام، تهیهکننده این مجموعه تلویزیونی داده و با قلم رضا مقصودی نوشته شد. زمانی از من دعوت به کار شد که فیلمنامه کامل نوشته شده بود. ارتباط خوبی با کار برقرار کردم. بازنویسی مختصری انجام دادم و اکنون هم در حال فیلمبرداری هستیم.
وی درباره انتخاب بازیگرانش میافزاید: با انتخاب بازیگران تئاتر سعی کردهام ترکیب تازهای ارائه کنم که بازیگران خوب تئاتر نیز مجال بازی در کار تصویری پیدا کنند.
مظلومی ادامه میدهد: تازه بودن تعدادی از این کاراکترها برایم مهم بود. خواستم از چهرههای بکر، اما توانمند استفاده کنم.
کارگردان این مجموعه تلویزیونی میگوید: تمام تلاشم را میکنم که از هیچ چیز نگذرم. همه تلاش میکنیم کاری ارائه کنیم که خیلی معمولی نباشد و در عین حال جذاب و حرفهای باشد. طبیعتا کمی حساسیت و وسواس وجود دارد که روند کار را کند میکند، اما در عوض کیفیت کار را بالا میبرد.
او معتقد است: تلاش گروه همواره این بوده کاری طنازانه که در عینحال برخورنده نباشد تصویر کند که کارکرد آموزشی به شکل غیرمستقیم داشته باشد. قرار است هیچ چیز لوس و مسخره نباشد و فقط در موقعیتهایی که تعریف شده است خود را نشان دهد. به هر حال شبکه پنج مناسب این مجموعه است، چون موضوع ما نیز آپارتماننشینی در کلانشهرهاست و تهران اصلیترین کلانشهر محسوب میشود.
اگر از بینندگان مجموعههای مظلومی باشید، به طور حتم نقطه اشتراک کارهای مهدی مظلومی را درک کردهاید.
در بیشتر مجموعههای او یک لوکیشن ثابت وجود دارد. به عنوان مثال در «بدون شرح» با یک دفتر نشریه مواجه بودیم یا در «کمربندها را ببندیم» با یک دفتر هواپیمایی و در «زندگی به شرط خنده» هم باغی بزرگ.
***
نکته جالب این است که تک لوکیشن بودن، هیچگاه باعث خسته شدن بیننده نمیشود. مظلومی با خلق شخصیتهای متعدد و با استفاده از بازیگران شاخص، این مشکل را حل کرده و به فضای تکراریاش ابعادی متنوع داده است. اینبار نیز همه قسمتها در همین آپارتمان رخ خواهد داد.
او با دو دوربین و به شکل دکوپاژ کارش را میسازد. در مجموع میشود اینطور میانگین گرفت که هر پنج روز یک قسمت از سریال ساخته میشود.
مدتی است تغییر فرهنگ سکونت در خانههای شهری و بخصوص آپارتماننشینی، فرهنگ خاص خودش را میخواهد که همین مسائل سوژههایی را در اختیار نویسندگان و کارگردانان قرار میدهد.
مثل پرداخت شارژ ماهانه، استفاده از مشاعات به طور خصوصی، بردن زباله به بیرون از مجتمع، تردد پرسر و صدای مهمانان و ساکنان در مجتمع، سرقت در مجتمعهای مسکونی، تجاوز به حریم پارکینگ یا انباری اختصاصی دیگران، بلند کردن صدای رادیو و تلویزیون، مطلع نبودن از گرفتاری سایر ساکنان، مدیریت مجتمع، نگهداری حیوان در آپارتمان، بیمههای مربوط به مجتمعهای مسکونی، راهاندازی مشاغل و کسب و کار غیرقانونی در آپارتمان، فضای سبز در مجتمعها و توسعه فرهنگ زیست محیطی و... .
از بازیگران این مجموعه میتوان به علیرضا خمسه (کرم)، اشکان خطیبی (بهنام)، داریوش مودبیان (اعتمادی)، مهتاج نجومی (همسر اعتمادی)، ارژنگ امیرفضلی (پسر مراد)، امیر غفارمنش (مجرد)، لیلا بوشهری (دختر فرهمند) را اشاره کرد.
فرهاد فرجنظام، تهیهکننده مجموعه تلویزیونی «تهران، پلاک یک» درباره انتخاب این طرح برای ساخت مجموعه تلویزیونی میگوید: دو سال پیش طرح این مجموعه با نام مجتمع مسکونی دلنواز به شبکه تهران داده شد. این نام بداهه به ذهنم رسید و قصد داشتم آشفتگی این مجتمع را در کنایهآمیز قرارگرفتن آن با این نام نشان دهم. شبکه تهران نیز طرح را بهخاطر اهمیت بحث شهروندی قبول کرد و نگارش آن پس از بررسیهایی به رضا مقصودی سپرده شد.
او که سابقه نوشتن طنزهای متفاوت و فیلمنامههای مهمی را چون لیلی با من است، شیدا، مهر مادری و... داشت کار را شروع کرد و با انتخاب موضوعات قصهها نوشته شدند.
تهیهکننده این مجموعه تلویزیونی نوشتن فیلمنامهها را با کمک دو نفر دیگر قید میکند که سرپرستی آنان را نیز مقصودی بهعهده داشته است. او درباره انتخاب مظلومی بهعنوان کارگردان مجموعه میگوید: پیشتولید مجموعه از بهار 91 آغاز شد. اواخر تابستان برآورد هـــزینه شد و دو سه ماهی طول کشید
. روی چند کارگردان طنز متمرکز شدیم و مذاکراتی را شروع کردیم، اما با توافق سازمان و ما مظلومی با توجه به سابقهای که داشت برای این کار انتخاب شد.قرار شد مهدی مظلومی این کار را متفاوت از طنزهایی که تا امروز ساخته است، بسازد و مراقب باشد تا کار به سمت لودگی نرود و به گونهای هدفمند باشد.
برای پیشتولید لازم بود آمادهسازیهای نهایی فیلمنامه، انتخاب لوکیشن، عوامل و بازیگران انجام شود. برآورد کار 135 ـ 100 روزه بوده، اما گویا بیشتر طول میکشد.
فرهاد فرجنظام میگوید: بخشی از کار در حال تدوین است تا به شبکه فرستاده شود و متقاعدشان کند کار برای اینکه با کیفیت بیشتر ضبط شود به زمان بیشتری نیاز دارد.
فرجنظام معتقد است: برای متفاوت و متنوع کردن کار طنز علاوه بر هنرپیشه، دکوپاژ و میزانسنها عوامل دیگری چون فیلمنامه و کارگردان نیز اهمیت دارد. از آنجا که کارگردانان دنبال این هستند تا شرایط و کارهای متفاوتی تجربه کنند و به تبع آن دنبال فیلمنامهای متفاوتند، این شرایط برای مهدی مظلومی فراهم شده تا کار متفاوتی ارائه دهد.
به اعتقاد این تهیهکننده، انتخاب بازیگران تئاتر بهجای بازیگران رایج تلویزیونی که مخاطب پیدا کردهاند، نو بودن و طنازی خاصی به مجموعه داده است. این مجموعه بیش از آنچه قرار است ما را بخنداند میخواهد تربیتمان کند تا حقوق شهروندی خود را بشناسیم و آنها را رعایت کنیم.
فرجنظام درباره نگرانیهای رایج از خستهکننده بودن تک لوکیشن برای مخاطب میگوید: سعیشده دوربین زاویههای مختلف به خود بگیرد و تصاویر خرد شوند و در کنارش میزانسن و برداشتهای خارجی بیاید تا این کسالت را برطرف کند.
وی در پایان به اعلام آمادگی گروه و سازمان درباره دنبالهدار بودن این مجموعه تلویزیونی پس از 90 شب اشاره میکند و میافزاید: سوژههای بسیاری در باب بحث آپارتماننشینی مطرح است که تنها به تعدادی از آنها پرداختهایم. تیم خوبی برای ساخت این مجموعه با ما همکاری میکنند که در صورت موفقیتآمیز بودن کار، احتمال ادامهدار شدن این مجموعه وجود دارد تا با کار جمعی و تلاشی صمیمانه به اهداف خود برسیم.
***
در این آپارتمان، علیرضا خمسه نقش کرم را ایفا میکند. او نخستینبار است در مجموعهای بلند بازی میکند. به اتاق گریم میروم. خمسه برگهای دست گرفته و دیالوگهایش را حفظ میکند. قرار است جلوی در آپارتمان با اشکان خطیبی گفتوگو کند.
سبیلهایش را میکارند و موهایش را جو گندمی میکنند. قوز نامتعارفی هم برایش درست کردهاند. به اصطلاح سرایدار مجموعه است، اما چند واحد در همین آپارتمان دارد که کرایه داده است.
در این مجموعه تلویزیونی تنهاست و خانوادهاش خارج از ایران زندگی میکنند. کمی منفعتطلب است و پولدوست.خودش را آماده کرده برای دوربین و آنقدر حواسش جمع نیست که وارد جمع گفتوگویمان شود.
اشکان خطیبی هم روی مبل راحتی نشسته و دیالوگهایش را میخواند. میخواهم درباره بهنام این مجموعه کمی صحبت کند. صحبت نمیکند. میگوید: اگر سوالی درباره تئاتر دارید یا گفتوگویمان درباره تئاتر است صحبت میکنم. درباره تلویزیون و سینما حرفی برای گفتن ندارم!
نقشش پسر جوانی است که کمی شسته رفته بهنظر میرسد. نظر دختر مراد (مرسده) را در آن آپارتمان به خود جلب کرده و آداب معاشرتی و روشنفکر مینمایاند.
همه گروه کنار در ورودی آپارتمان آمدهاند که سکانس اسبابکشی مراد و برخورد بهنام (اشکان خطیبی) با کرم (علیرضا خمسه) درباره آمدن همسایگان جدید را ضبط کنند.
کرم زمین را تی میکشد و کارگران اسباب مراد را به واحدش منتقل میکنند که بهنام وارد میشود و این صحنه را میبیند و شروع میکند صحبتکردن با کرم.
10 دفعه این صحنه کات میخورد. یکبار بوم در تصویر ظاهر شده و یکبار جاگیریها مناسب نیست. یکبار کارگر به دیوار میخورد و یکبار دیالوگ فراموش میشود. آخر که صحنه موفقیتآمیز ضبط میشود، مظلومی میخواهد از زاویهای دیگر نیز کار را ضبط کنند.
***
امیر غفارمنش نیز از شخصیتهای شیرین این مجموعه تلویزیونی است. یکی از دو برادر خانواده مجرد که در یکی از واحدها ساکن است؛ از این دو برادر سن و سالی گذشته و هنوز مجردند. البته برادر بزرگتر یکبار ازدواج کرده، اما اکنون مجرد است.
در این مجموعه کهولت سن و رابطهای که این دو برادر با هم دارند، موقعیتهای کمیکی برایشان ایجاد کرده است.غفارمنش درباره نقشش در مجموعه تلویزیونی تهران، پلاک یک میگوید: مدتها بود دوست داشتم چنین نقشی بازی کنم. این شخصیت الهام گرفته از یکی از شخصیتهای واقعی زندگیام بود که بعد به فیلمنامه اضافه شد.
این بازیگر درباره حضورش در این مجموعه میافزاید: ابتدا قرار بود نقش دیگری داشته باشم که بازیگران مناسبتری جایگزین شدند. بعد من، شخصیت مجرد را که مدتها در ذهنم بود به مهدی مظلومی ارائه کردم و او هم پذیرفت و شخصیت جای خود را در مجموعه باز کرد. حالا حتی بیش از آنچه انتظار داشتهایم موفق نشان میدهد.
امیر غفارمنش که نقش برادر کوچکتر اردشیر کاظمی را ایفا میکند دچار فراموشیشده و کاغذی همیشه روی جیبش چسبیده که اگر گم شد به خانه بازگردانده شود.
او درباره نحوه ارتباطش با این شخصیت میگوید: در اکباتان همسایهای داشتم که ما به ازای این شخصیت بود که اکنون ایفایش میکنم. از آنجا که رابطه خوبی با پیرمردها دارم به او هم علاقهمند شدم و برخلاف دیگر همسایگان که از رفتار این همسایه کلافه شده بودند با وی همدردی و کمکش میکردم. تا روز مرگش کنارش بودم. وقتی با سعید آقاخانی درباره او صحبت کردم اعتقاد داشت کاراکتر مناسبی برای بازی در میآید و من نیز جایش را در این مجتمع خالی حس کردم و اینجا پناهش دادم.
امیر غفارمنش بازی در این نقش را نشاندهنده فاصله نسلها و تنهایی عدهای از افراد مسن نسبت به جوانترها دانسته و معتقد است: در این مجموعه رعایت رفتار اجتماعی در مقابل سنی خاص آموزش داده میشود و حتی قبح آن یادداشتی که روی پیراهن عدهای از این افراد است از میان میرود و جنبه آموزشی پیدا میکند.
وی درباره بازی در نقش پیرمرد، این بازی را متفاوت از نقشهای کمیک و رایج دانسته که شکل فانتزی به خود گرفتهاند و روند شکلگیری آن را مخلوط با درام میداند. غفارمنش همبازی بودن خود را با دیگر بازیگران تئاتر مجموعه مغتنم میداند و میگوید: تفاوت بازی آنان با دیگر بازیگران در حواس قوی و خلاقیتشان است. آنچه طنز را طنز میکند بیش از حضور بازیگر، نگرش کارگردان و نویسندهاش است.
***
به طبقه پنجم مجتمع میروم. در آپارتمان سمت چپ باز است و خانواده مراد همگی روی مبلی خانوادگی رو به در نشستهاند و منتظرند سکانس مربوط به اسباب اثاثیه آوردنشان به خانه شروع شود. همگی وارد آپارتمان دست راست که قرار است واحد مسکونی مراد و خانوادهاش شود، میشویم.
واحدها دکورهای جالب و شکل ساختمانی متفاوتی دارند. همه اسباب و وسایلشان پهن است و قسمتی را بازی میکنند که قرار است وسایل را در خانه بچینند. مظلومی اشاره میکند آماده باشند. بعد تقیزاده دستور حرکت میدهد و حامد وکیلی (مراد) با لباس عجیبی از حمام بیرون میآید.دختر خانواده (ندا فرهنگ) غشغش به ترکیب لباس حامد وکیلی میخندد. مظلومی کات میدهد. تقریبا همین صحنه شش هفت دفعه کات میخورد تا آنچه مظلومی میخواهد دربیاید.
این صحنه را که میگیرند بازی این بازیگران تمام میشود و برای تعویض لباس میروند. با حامد وکیلی درباره نقشش صحبت میکنیم.
او که تا به حال روی صحنههای تئاتر حاضر شده و چند تلهفیلم هم بازی کرده درباره بازی کردن در سریالی از مهدی مظلومی میگوید: 16 - 17 سال است که تئاتر بازی میکنم و در این مجموعه بهخاطر آشنایی با مهدی مظلومی وارد شدم. وقتی شخصیت مراد را خواندم طوری بود که احساس نزدیکی با آن کردم و شخصیتش را دوست داشتم.
وکیلی درباره شرایط و روند کار در این مجموعه ادامه میدهد: کل کار از نظر داشتن نظم و انضباط خوب پیش میرود و کندی کار به دلیل این است که ساختمان چند طبقه بوده و مدام جابهجایی دوربین داریم. مراد مجموعه تلویزیونی تهران، پلاک یک گریم این شخصیت را قبول کرده و با آن ارتباط گرفته است.
او میگوید: این از خصوصیات بازیگران تئاتر است که سعی میکنند همیشه خود را به شخصیت نزدیک کرده و با گریمشان ارتباط بگیرند.
وی درباره تفاوتهایی که تا امروز در بازی تئاتر و روبهروی دوربین داشته است، اضافه میکند: در تئاتر مدام با تماشاگر در ارتباطی، اما جلوی دوربین آن حسی را که در تئاتر میگیری، نمیتوانی بگیری چون مدام روند بازیات را قطع میکنند، اما تلویزیون همیشه فرصتی برای دیده شدن است.
وکیلی از همکاری با مظلومی بسیار راضی بوده و معتقد است: کار با مظلومی فوقالعاده است. مظلومی به من کمک کرد کنار کسانی بازی کنم که سابقه بازی در تلویزیون و کارهای طنز را داشتند و آنقدر اعتماد داشت از عهده کار برمیآیم که روحیه بازی در این سریال در من تقویت شد.
به عقیده حامد وکیلی برای این مجموعه بسیار خوب است که از شبکه تهران پخش شود و به نظرش شبکه پنج پرطرفدارترین شبکه استانی است که حتی از طرف دیگر استانها نیز پیگیری میشود.
***
با مرضیه صدرایی و ندا فرهنگ که لباسشان را عوض کردهاند به اتاقی میرویم تا درباره نقششان در این مجموعه تلویزیونی صحبت کنیم. صدرایی که نقش همسر مراد و ندا فرهنگ که نقش دختر این خانواده را بازی میکنند هردو از بازیگران تئاتر هستند.
خانواده مراد که از طبقههای پایین اجتماعی محسوب میشود با مرگ عموی مراد که ورثهای هم نداشته است، صاحب ارثیهای هنگفت و باد آورده میشود و اعضای خانواده قصد میکنند با این پول خانهای در شمال تهران بخرند.
این خانواده بسیار همخوان با هم و متعارض با فرهنگ شهرنشینی و به تبع آن آپارتماننشینی هستند. در سیر سریال متوجه اتفاقی که برای این خانواده در رسیدنشان به این طبقه اجتماعی شده است، میشوید.
اما مرضیه صدرایی درباره حضورش در این مجموعه تلویزیونی میگوید: پس از بازی در مهمانان ویژه جواد رضویان و شناختی که نسبت به بازی من پیدا شده بود با من تماس گرفتند و من را برای خواندن فیلمنامه دعوت کردند. فیلمنامه را خواندم و با گپ و گفتهایی آن نقش را قبول کردم.
صدرایی از شبهاتی که درباره تاخیر در فیلمبرداری به علت حضور او روی صحنه تئاتر در کار «نظمیه زنان» مطرح شد، میگوید: همزمان با اجرای نمایش نظمیه زنان این کار نیز کلید خورد. آقای مظلومی نیز لطف کردند و اجازه دادند عصرها زودتر بروم تا به اجراهایم برسم.
او بازی در این مجموعه را بسیار دوست دارد و میگوید: هر روز با شور و شوق سر صحنه حاضر میشوم و مدیریت مظلومی باعث شده است فضای خوب و دوستانهای در کار حکمفرما شود. 
همسر مراد در مجموعه تلویزیونی تهران، پلاک یک، بازی در صحنه تئاتر را با عشقتر دانسته و ادامه میدهد: برای بازیگران تئاتر دیده شدن، پول و امکانات در اولویت نیست. این بازیگران با عشق کار میکنند. گرچه حضور جلوی دوربین به استعدادها کمک میکند تا فرصتهای بیشتری پیدا کنند، اما هیچ چیز مانع دلسوزانه کار کردنشان نمیشود.
ندا فرهنگ درباره حضورش در این مجموعه میگوید: من توسط محمد رسولی، مدیر تولید سابق به این مجموعه معرفی شدم. آقای مظلومی فیلمنامه را به من داد تا تحلیل خودم را از شخصیت مرسده بگویم. تحلیلم همان تحلیلی بود که مهدی مظلومی و مرضیه صدرایی از شخصیت من در این نقش داشتند. پس با اتفاق سلیقه درباره نقش مرسده وارد مجموعه شدم.
فرهنگ، نگرانیاش را درباره بازی در تهران، پلاک یک، بازی جلوی دوربین آن هم در مجموعهای طنز میداند و ادامه میدهد: همیشه در تئاتر و با نقشهای جدی ظاهر شده بودم، اما حالا این فرصت به من داده شده تا به گونهای دیگر بازی کنم.
او تفاوت بازی و همبازی شدن با بازیگران تئاتر را ریشهدار بودن آنان و تسلط در بداههگوییهایشان میداند و معتقد است در بازی همه انرژی بازیاش را از صدرایی میگیرد و اضافه میکند: بازیگران تئاتر فعالیت بیشتری داشته و بازیگران مقابلشان را خلاقتر میکنند و ایدههایی به ذهنت میآورند. در این بازی هم پس از ایدههای دیگر بازیگران، ایدههایی در من شکل میگیرد که ماحصل حضور کنار حرفهایهاست.
صدرایی در این میان بیان میکند: ببینید! ما یاد گرفتهایم مراقب بازی بازیگر مقابل خود باشیم. در تئاتر این بده بستانها زیاد اتفاق میافتد. بازی در تئاتر گروهی است، در صورتی که در سینما و تلویزیون انفرادی است. ما اینجا قلبمان برای هم میتپد.
هنوز علیرضا خمسه با اشکان خطیبی جلوی دوربین با هم کلنجار میروند که از گروه جدا میشوم. بازیگران تئاتر در روزهای آینده مهمان صحنههای کوچک هر خانواده خواهند شد و به همان نسبت سهمی در ارتقای حقوق شهروندیشان خواهند داشت. آخر آنان همان طور که مرضیه صدرایی گفت با عشق و ایمان به کارشان نفس میکشند و قلبشان برای هم و حتی برای شما میتپد. (جام جم - ضمیمه قاب کوچک)
نگار حسینخانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: