در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همچنانکه خیلیها اهداف خود را از قِبَل فوتبال پیش میبرند (اهدافی اقتصادی در قالب تبلیغات و غیره). محبوبیت این رشته ورزشی میتواند حواشی پیشبینینشدهای هم به دنبال داشته باشد.
یکی از این حاشیهها، مقوله گزارشگری است، چونان که چهرهای مانند عادل فردوسیپور را به یکی از محبوبترینهای تاریخ تلویزیون بدل میکند و گاه دامنه بیزاری از گزارشگر دیگری را چنان گسترش میبخشد که جنبههای مثبتی هم اگر در آن شخصیت هست نادیده میانگارد.
در حال حاضر که مسابقههای جام ملتهای اروپا به روزهای پایانیاش نزدیک میشود و بازیهای زیادی از تلویزیون پخش شده، فرصتی مغتنم برای ارزیابی کار گزارشگران، از چهرههای سرشناس و باتجربه گرفته تا نامهای تازهای که مدت زیادی نیست وارد گود شدهاند، فراهم آمده است.
آنچه در یک ارزیابی کلی، اشکال عمومی اغلب گزارشگران است، روند ثابت و تکراری آنها در شیوه کارشان است. یک گزارشگر مانند نویسنده با زبان سروکار دارد.
او برای ایجاد ارتباط با مخاطب، به بهانه مسابقه در حال پخش حرف میزند و گفتههایش با اینکه یک مونولوگ طولانی را شامل میشود اما باید جوری به گوش بیننده برسد که گویی در حال مکالمه با تکتک آنهاست.
زبان به دلیل خاصیت بالندگی و نیز گستردگی واژهها و اصطلاحات، امکانی به گزارشگر میدهد که به کارش تنوع بخشد.
این مهم به واسطه مطالعه و شناخت از ظرفیتهای زبان مادری به دست میآید، بنابراین گزارشگری که دائم اصرار دارد بگوید «این بازی از جذابیتهای کافی برخوردار نیست» نمیداند ایرادهای گفتههایش به تعداد بینندگان تلویزیونی، تکثیر و تاثیری سهمگین بر فرهنگ جامعه میگذارد.
بدیهی است یک گزارشگر معمولی باید ضمن داشتن صدایی مقبول، دانش کافی درباره فوتبال و زبان مادری داشته باشد.
در نقدهایی که اغلب درباره کار گزارشگران به چاپ میرسد، همواره به ضعف دانش فوتبالی اشاره میشود که چرا فلان گزارشگر نام بازیکنان این تیم را نمیشناسد یا چرا متوجه آفساید نشده یا چرا تحلیلش درباره اشکالات دفاع چهار نفره خطی، از بیخ و بن غلط است و خسته نمیشود از تکرار این حرفها.
اینها در جای خود بسیار مهم و کلیدی است و در غیاب جریانی نظارتکننده، این نقدها بهترین موقعیت را برای ارتقای کار گزارشگران فراهم میکنند. با این حال به نظر میرسد مقوله زبان، کماکان موضوعی خطیرتر در کار گزارشگران تلویزیونی است.
در کنار رعایت زبان، انتخاب لحن هم موضوعی کاربردی است. تصور کنید فردی که یک بازی با تاخیر را حوالی دو نیمهشب گزارش میکند و برای هیجان دادن به گزارشش، هر حمله نصفه و نیمهای را با فریاد توصیف میکند.
این فرد شاید نداند گزارشش به جای هیجان و لذت، آسایش خانواده را در آن ساعات سلب میکند یا کسی را که مشخصا هوادار یک تیم است و در گزارش خود مراعات حال هواداران تیم مقابل را نمیکند.
نکته دیگر، انتخاب لحظهها و دقایقی است که میتوان خارج از جریان عادی بازی، درباره مواردی دیگر اطلاعرسانی کرد. مثلا دانستن خبری حاشیهای درباره یکی از بازیکنان باید زمانی گفته شود که انتظار شنیدن آن است.
طبیعی است یک گزارشگر خوشذوق برای جذابتر کردن کارش، اطلاعاتی جمعآوری کرده تا در طول گزارشش از آنها استفاده کند.
این زمانی به کیفیت کار کمک میکند که در فرصت مناسب گفته شود، نه در متن یک صحنه هیجانانگیز که گزارش باید بر آن متمرکز باشد.
خیلی وقتها که روال بازی ریتم و هیجان چندانی ندارد، شنیدن اخباری مرتبط از حواشی و اتفاقات میتواند متقاعدکنندهتر باشد. همچنانکه یافتن بهانه برای طرح این حواشی، خود یک مهارت زبانی است.
گاه پرهیز از دادن اطلاعات بارها گفته شده، هنر است؛ مثلا اگر گزارشگری از این پس در معرفی سرخیو آگرو بگوید او داماد مارادوناست، حتما چیز بهتری در چنته برای گفتن ندارد.
برتولت برشت زمانی گفته بود آن کسی که اولین بار پرواز را استعارهای از آزادی گرفت، حتما هنرمند خلاقی بوده، اما آنانی که از آن پس این استعاره را تکرار کردند، مقلدانی بیش نبودند.
رعایت ادب و احترام به مخاطب در رسانه موضوعی نیست که ساده فرض شود. گزارشگر نیز مانند هر انسانی جایزالخطاست. مثلا دلیل توقف بازی را خطایی اعلام میکند روی یک بازیکن.
اما در تصویر بعدی مشخص میشود که کمکداور پرچم زده و دلیل توقف بازی، آفساید بوده است. بارها و بارها مشاهده و شنیده شده که گزارشگران محترم بدون اینکه به روی مبارک بیاورند، از کنار این صحنهها گذشتهاند.
فرض کنید در صحنه گل به اشتباه نام بازیکنی ذکر میشود و سپس بیننده در تصاویر آهسته، متوجه اشتباه گزارشگر میشود.
در این موقع کمترین خواسته بیننده، شنیدن سخنی است دال بر اشتباه بودن گفته قبلی و طلبیدن پوزش. این روالی است که در همه دنیا هم مراعات میشود، اما متاسفانه میان گزارشگران ما کمتر به آن توجه میشود.
عادل فردوسیپور با وجود تسلط بر اطلاعات فوتبالی، همواره اصرار بر ارائه نکتههایی بکر و ناگفته دارد و در این راه با رعایت قواعد دستوری زبان فارسی، گزارشهای کمنقصی ارائه میکند.
مهمترین ویژگی شخصیتی او در این سالها، نقدپذیریاش است و همین خصلت، باعث پیشرفتش شده است. برخلاف او، برخی گزارشگران از روی لجبازی، در برابر واکنشهایی یکسان از سوی مردم و نیز رسانهها، اشتباهات قبلی را تکرار میکنند.
نمونهاش گزارشگر محترم بازی آرژانتین و برزیل بود که پس از فرار مسی از میان مدافعان برزیل و زدن گل، در کمال حیرت اعلام کرد مربی برزیل هم نمیداند دفاع چهار نفره خطی، متزلزل و آسیبپذیر است! این گونه اظهار فضلها خطرات بسیاری دارد و مهمتر از همه بیمیلی مردم به گزارشهاست.
نباید بهگونهای عمل شود که بیننده یک مسابقه جذاب فوتبال به دلیل دلزدگی از نحوه گزارش گزارشگر ترجیح دهد فوتبال را بدون گزارش ببیند.(جام جم - ضمیمه قاب کوچک)
لیلا خراط
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: