در سایر قسمتهای این مجموعه دیگر تبهای زودگذر همچون اسپورت کردن خودروهای شخصی، علاقه به خواننده شدن و تقلید از مدهای غربی در پوشش جوانان مورد بررسی قرار گرفت.
آدمهایی که به پیامکهای تلفن همراهشان اعتیاد پیدا کردهاند در مستند دیگری به نام «مشترک مورد نظر» جلوی دوربین ظاهر شدند.
این شخصیتها توضیح دادند که فناوری تلفن همراه چگونه زندگیشان را دستخوش تغییر کرده و از آنها آدم دیگری ساخته است.
در این مستندها چند نکته مشهود است. یکی اینکه مستندساز سعی کرده با رعایت اصل بیطرفی از زوایای مختلف به موضوع نگاه کند و قضاوت را به مخاطب بسپارد.
در این آثار مستندساز بهدنبال صدور حکمهای اخلاقی نبود و سعی داشت واقعیت را همانگونه که هست به نمایش بگذارد.
همزمان با «تب» برنامه مستند دیگری از تلویزیون با عنوان «آواز زندگان» پخش میشود. این مستند به شغلهای فراموششدهای میپردازد که صاحبانش با چنگ و دندان سعی در نگهداریاش دارند.
مشاغلی از جمله عریضهنویس خیابانی، چرخ و فلکی و نمدمالی در چند قسمت از این مستند مورد بررسی قرار گرفت.
پخش این برنامهها نشان میدهد که مستندهای تلویزیونی میخواهد فضاهای جدیدی را تجربه کند و درک و تلقی مخاطب عام را نسبت به این قالب برنامهسازی تغییر دهد.
در حالی که بیشتر مردم قالب مستند را با برنامههایی شبیه راز بقا میشناسند، ساخت برنامههایی از این دست دایره مخاطبان مستند را گستردهتر میکند.
در همین رابطه خبر میرسد که در کنار مستندهای اجتماعی، ساخت مستندهای شخصیتمحور نیز در دستورکار قرار گرفته است. «ناگهان چقدر زود دیر شد» مستندی درباره قیصر امینپور است که در سه قسمت 20 دقیقهای بزودی پخش خواهد شد.
مستندسازان تلویزیونی این روزها تلاش دارند ساخت مستند در گونههای مختلف و متنوع را تجربه کنند. همچنین شبکههای سیما بخش بیشتری از زمان آنتنشان را به قالب مستند اختصاص دادهاند. این دو اتفاق را باید به فال نیک گرفت.
احسان رحیمزاده - گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم