در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش روز دوشنبه جامجم آنلاین به نقل از روابط عمومی مرکز تحقیقات صدا و سیما، نشست تخصصی «تحلیل روایت و کاربرد آن در رسانه» امروز 1 خرداد، با حضور جمعی از مدیران و پژوهشگران در سالن کنفرانس مرکز تحقیقات صدا و سیما برگزار شد.
مهرزاد بهمنی، پژوهشگر مرکز تحقیقات در ابتدا به تعریف روایت از دو دیدگاه ساختارگراها و پساساختارگراها پرداخت و افزود: روایت از دیدگاه ساختارگراها به معنای، بازنمایی جهان ممکن به واسطه زبان کلامی و یا تصویر است که در مرکز آن یک یا چند شخصیت کنش های هدفمند مربوط به زمان گذشته و حال را در چارچوب زمانی و مکانی بر عهده می گیرند.
روایت از دیدگاه پساساختارگرها به معنای، متن زبانی است که به وقایع اطراف انسان نظم می بخشد.
وی در ادامه افزود: داستان، نقل رخدادها به ترتیب زمانی است. و پیرنگ نیز نقل رخدادها که در آن بر اصل علیت تأکید میشود. به کمک پیرنگ، تجارب زمانی آشفته و بیشکل و گنگ سر و سازمان می یابد و به بیان فنیتر، با پیکربندی دوباره، معانی جدید خلق می شود. در حالی که داستان متشکل از توالی تقویمی رویدادهاست و ماده خام روایت را تشکیل میدهد.
بهمنی با بیان اینکه روایت شامل چندین مرحله است افزود:
در ابتدای روایت زمینه چینی (آرامش) برای روایت می شود و در مرحله دوم آرامش اولیه شکسته و بحران ایجاد می شود. در مرحله بعد که بلندترین قسمت داستان است اوج گیری و تلاش برای حل مسئله رخ می دهد. در بخش بعدی روایت، گره گشایی و ساماندهی صورت می گیرد و مرحله آخر نیز شامل فرود و آرامش در روایت است.
وی با تاکید بر اینکه هر روایتی شامل عناصری است خاطر نشان کرد: در هر روایتی موضوعی وجود دارد که اشاره متن روایتی است. عنصر دوم روایت شامل درونمایه بوده و عنصر شخصیت رخدادها را به وجود می آورند.
عنصر دیگر در روایت صحنه است که موقعیت زمانی و مکانی حوادث روایت را شامل می شود. عنصر لحن نیزحالت بیان مولف را بازگو می کند و عنصر فضا به روح حاکم بر داستان گفته می شود. عنصر زبان به روش سخن گفتن راوی اطلاق می شود. در عنصر تکنیک، روش و ابزار صورت بندی فرم روایت مشخص می گردد و در عنصر دیدگاه نیز نحوه روایت راوی و حضور راوی در متن مشخص می گردد.
وی افزود: روایت در سینما بر راهبردها به معنی قواعد و قراردادهایی دلالت دارد که برای سازمان دادن به یک داستان به کار گرفته می شوند فرایندی است که از رهگذر آن، پیرنگ و سبک فیلم در مسیر هدایت مخاطب و ارائه نشانههایی به او برای ساختن داستان بر یکدیگر تاثیر می گذارند.
بهمنی به جایگاه راوی در فیلم داستانی پرداخت و عنوان داشت: در خصوص جایگاه راوی در متن 2 دیدگاه کلی وجود دارد یا فیلم دارای راوی انسانی است یا با یک راوی غیر انسانی در روایت مواجه هستیم راوی انسانی می تواند یک شخص با یک نوشته مکتوب باشد. در راوی غیر انسانی 3 حالت متفاوت برای راوی می توان در نظر داشت کارگردان به عنوان راوی، ابزار فنی و مکانیکی به عنوان راوی و نهایتا مخاطب به عنوان راوی.
وی در ادامه به مراحل تحلیل روایت اشاره داشت و افزود: مراحل تحلیل روایت شامل انتخاب متن، ارتباط عمیق با متن، ترسیم چارچوب طرح داستان، ثبت و توصیف ترتیب داستانی، انتخاب رویکرد تحلیل، تحلیل متن با توجه به رویکرد انتخابی و گزارش نویسی است.
این پژوهشگر یادآور شد: در روایت فاصله به معنای فاصله راوی و داستان گفته می شود و بیانگر دقت روایت و صحت اطلاعات در روایت است. درسخن روایتشده نیز گفتهها و کلمات شخصیت و کنشهای او، با بازگویی راوی یکی میشود.
در سخن انتقالی سبک غیرمستقیم، کلمات شخصیت داستان یا کنشهای او به وسیله راوی گزارش میشود و او آنها را با بیان خود ارائه میدهد.
و درسخن گزارششده نیز سخنان شخصیت کلمه به کلمه از سوی راوی نقل میشوند.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه نقش و کارکرد روایی از نقش های مهمی محسوب می شود. افزود: هر زمان روایتی داشته باشیم این نقش نیز از سوی راوی به عهده گرفته میشود. راوی وقتی نقش هدایت کننده را بر عهده می گیرد که داستان را قطع کند تا دربارة سازمان بیان و مفصل بندی داستانش اظهار نظر کند. در کارکرد ارتباطی، راوی به طور مستقیم مخاطب را مورد خطاب قرار میدهد تا با او ارتباط برقرار کند. و در کارکرد گواهیدهنده، راوی صحت داستان و میزان دقت در روایت، قطعیت مربوط به رویدادها و منبع اطلاعات در روایت را تأیید میکند. و در نهایت در کارکرد ایدئولوژیکی، راوی داستانش را قطع میکند تا توضیحات و تفاسیر آموزنده مرتبط با داستانش را ارائه دهد.
وی افزود: در روایت امکان حضور یا عدم حضور راوی در روایت وجود دارد؛ در هم روایتی، راوی در داستان حضور دارد. در خود روایتی، راوی شخصیت اصلی داستان است. در دگر روایتی، راوی در داستانی که نقل می کند نقشی ندارد.
بهمنی با اشاره به اینکه روایت شامل زمان را نیز می شود، اظهار داشت: زمان روایت ممکن است به روایت پسین اشاره کند و آنچه که در زمان گذشته رخ داده، نقل کند. در روایت پیشین، راوی آنچه را در آینده اتفاق میافتد، نقل میکند. در روایت جاری، راوی داستانش را در همان لحظه رخداد نقل می کند. در روایت بینامتنی راوی ترکیبی از روایت پیشینی یا پسینی را با روایت همزمان درهم میآمیزد.
این پژوهشگر به کانونهای روایت اشاره داشت و در ادامه گفت: در کانون صفر، راوی بیشتر از شخصیتها میداند. و در کانون درونی، راوی به اندازة شخصیت کانونی میداند. و در کانون بیرونی، راوی کمتر از شخصیتهای روایت میداند. در سطوح روایت، روایتهای فرعی در روایت اصلی قرار می گیرد. به گونه ای که در برون روایتی با طرح اصلی روبه رو هستیم و در درون روایتی داستانی در دل طرح اصلی قرار می گیرد.
وی با بیان اینکه سرعت روایت را راوی تغییر میدهد عنوان داشت: در روایت درنگ یا مکث به این معناست که برای بخشی از متن سرعت روایی موجود در داستان صفر می شود. داستان رویداد قطع میشود تا منحصراً فضا به گفتمان راوی داده شود.
در صحنه، زمان روایت با زمان داستان هماهنگ و منطبق می شود این نوع از سرعت روایی در خصوص متونی صدق میکند که مؤلف آنها بیشتر از شیوه گفت وگو استفاده میکند.
در چکیده، زمان روایت کمتر از زمان داستان است. قسمتی از داستان ـ رویداد در روایت خلاصه میشود تا به سرعت روایت بیفزاید. چکیدهها میتوانند طول متفاوتی داشته باشند. حذف نیز زمانی اتفاق می افتد که قسمت هایی از داستان در روایت گفته نمی شود.
وی در پایان گفت: روایت منفرد، زمانی رخ میدهد که آنچه یک بار در داستان اتفاق افتاده، یک بار بازگو می شود و روایت تکراری زمانی است که آنچه یک بار در داستان اتفاق افتاده، چند بار در روایت، روایت شود. روایت موجز نیز آنچه چند بار در داستان اتفاق افتاده، فقط یک بار در روایت، روایت شود.
در پایان، جلسه تحلیل روایت و کاربرد آن در رسانه به سوالات حاضرین پاسخ داده شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: