در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما در یکی دوسال اخیر این روند کمی تغییر کرده و شبکهها از چند ماه قبل دو مجموعه تلویزیونی را کلید میزنند و در نهایت با مشاوره معاونت سیما و مدیر شبکه، یکی از سریالها برای پخش انتخاب میشود.
امسال هم شبکه یک از آبان 90 ، تصویربرداری مجموعه تلویزیونی «راستش را بگو» را آغاز کرده است. این شبکه تلویزیونی سال گذشته هم دو مجموعه «راهطولانیخانه» و «سقوط یک فرشته» را آماده کرد و در نهایت سقوط یک فرشته روی آنتن رفت و این مجموعه با موضوعی جذاب توانست با استقبال زیادی از سوی مخاطبان روبهرو شود.
حال امسال به قول معروف ریش و قیچی به دست محمدرضا آهنج سپرده شده که ساخت مجموعه ماه رمضانی ملکوت و سریالهای به دنیا بگویید بایستد، سایه آفتاب، ستارههای سربی، سری دوم مجموعه عملیات 125 و... را در کارنامه دارد. او این روزها مشغول کارگردانی مجموعه راستش را بگو به تهیهکنندگی فاطمه ثمرقندی است و قصد دارد روایت تازهای از زندگی آدمها را به تصویر بکشد، روایتی که بیانگر مفاهیم اخلاقی باشد.
مجموعه راستش را بگو تصویرگر حرکت انسانی و بدون هیاهوی چند دانشجوست که دور هم جمع میشوند تا این حرکت را به انجام برسانند، اما در این راه با مشکلات فراوانی روبهرو میشوند.
بعد از متوجهشدن خلاصه داستان این مجموعه ترغیب شدیم سری به دانشجویان این دانشگاه بزنیم تا از نزدیک ببینیم آنها مشغول انجام چه حرکت انسانی هستند. طبق نشانیای که مدیرتولید این مجموعه به ما میدهد باید راهی دانشکده مترو نرسیده به اتوبان باقری شویم.
وقتی ما میرسیم گروه در حال جابهجایی وسایل برای رفتن به لوکیشن دیگری هستند. در میان بازیگران لعیا زنگنه و امیرکاوه آهنینجان دیده میشوند. محمدرضا آهنج هم هست. او کلاهی بر سر دارد و مشغول صحبتکردن با شکیل مظفری، دستیار کارگردان و برنامهریز است.
وقتی وارد محوطه باز میشویم تعدادی از عوامل پشت صحنه را میبینیم که مشغول گرفتن عکس یادگاری هستند. آهنج خطاب به آنها میگوید: مگر آمدهاید تفریح که مرتب از هم عکس یادگاری میگیرید؟
جالب است بعد از این صحبت خودش هم به جمع آنها ملحق میشود و عکس یادگاری میگیرد. آمدن کارگردان در جمع آنها باعث میشود عواملی هم که علاقهمند به گرفتن عکس یادگاری نبودند به سرعت خودشان را به آنها برسانند تا عکس یادگاری بگیرند.
بعد از گرفتن عکس یادگاری، مظفری درباره سریال «راستش را بگو» چنین میگوید: احتمالا این مجموعه ماه رمضان از شبکه یک پخش میشود. این سریال را 23 آبانسال گذشته بعد از گذشت سه ماه پیشتولید کلید زدیم. یک ماه دیگر تصویربرداری به پایان میرسد. در لوکیشنی که مستقر هستیم یکی از لوکیشنهای اصلی محسوب میشود و اکثر بازیگران در سکانسهای مربوط به این لوکیشن بازی دارند. در دو مقطع زمانی در این دانشگاه هستیم. بحث اصلی پایاننامه علیرضا مولایی است که دانیال عبادی نقش او را بازی میکند. در این مجموعه دو گروه سنی داریم. بخشی آدمهای جنگ هستند که حسن پورشیرازی، آتیلا پسیانی، علیرضا جلالیتبار و رحیم نوروزی نقش آنها را بازی میکنند و بخشی دیگر بچههای جوان و دانشجو هستند که دانیال عبادی، نیوشا ضیغمی، امیرحسین مدرس، مهدی سلوکی و... ایفاگر نقش آنها هستند.
در این مجموعه امیر آقایی نقش شهید چمران را بازی میکند. از مظفری میپرسم که چقدر از حجم این قصه به زندگی شهید چمران اختصاص دارد؟ میگوید: این مجموعه کاملا اجتماعی است و ما در فلاشبکهایی که نزدیک به 10 سکانس میشود، شهید چمران را میبینیم که نقش او را امیر آقایی بازی میکند. در واقع در این فلاشبکها بینندگان شاهد عقاید شهید چمران خواهند بود.
این گروه تاکنون لوکیشنهایی چون خانه مامان خورشید، مترو، دانشگاه، بهشتزهرا، شهرک دفاع مقدس، و... را ضبط کردند.
مظفری روند کار را رضایتبخش توصیف میکند و میافزاید: در این مجموعه فلاشبکهای زیادی داریم و همین مساله پیچیدگیهای خودش را دارد و شرایط تولید را سختتر کرده است و همه این عوامل باعث طولانیترشدن زمان تولید شده است.
وی ادامه میدهد: مجموعه تلویزیونی راستش را بگو تاریخی نیست، اما بازیگران زیادی در آن بازی میکنند.
نکته: در این مجموعه امیر آقایی نقش شهید چمران را بازی میکند. این مجموعه کاملا اجتماعی است و در فلاشبک هایی که نزدیک به 10 سکانس میشود، شهید چمران را میبینیم
در این مجموعه تلویزیونی بازیگرانی چون دانیال عبادی و نیوشا ضیغمی بازی میکنند که تاکنون در کارهای تلویزیون حضور نداشتهاند.
مظفری در پاسخ به این سوال که چگونه آنها علاقهمند به بازی در یک اثر تلویزیونی شدند؟ میگوید: «جنس فیلمنامه و حضور آقای آهنج به عنوان کارگردان باعث شد تا بتوانیم این بازیگران را جذب کنیم. در مجموع همکاری بازیگران با گروه سازنده خیلی خوب است. برخی از آنها از زمانیکه قرارداد بازی در سریال «راستش را بگو» را امضا کردهاند، بازی در کار دیگری را نپذیرفتهاند.
به عنوان مثال خانم ضیغمی شش ماه سر کار دیگری نرفته یا آقای پورشیرازی با وجود آنکه یک ماه تا صحنه پایانی در سریال حضور ندارد، ولی کار دیگری را نپذیرفته و نسبت به نقش در سریال راستش را بگو تعهد داشته است.
مظفری در ادامه توضیح میدهد: همزمان با ضبط سریال تدوین نیز انجام میشود و هنوز آهنگساز مشخص نشده است.
همیشه شایعاتی درباره دستمزد حضور بازیگران سینما در آثار تلویزیونی وجود دارد، اما جالب است بدانید که دستیار کارگردان مجموعه راستش را بگو با رد دستمزدهای بالای بازیگران سینمایی که در این سریال از آنها استفاده شده، میگوید: اتفاقاً یکی از مباحثی هم که قبل از شروع کار با شبکه داشتیم، همین مساله دستمزد بود، ولی عملا این اتفاق نیفتاده است و حتی بازیگران دستمزدی که دریافت کردند کمتر از کارهای سینماییشان است.
بعد از صحبت با دستیار کارگردان راهی ساختمانی میشویم که قرار است صحنه بعدی در آن ضبط شود. تعدادی از دستیاران صحنه مشغول چسباندن برچسبهای رنگی به دیوارهای دانشگاه هستند. در گوشه دیگر عدهای هم تابلوهایی که نوشتههایی همچون کتابخانه و... روی آن حک شده را به دیوار نصب میکنند.
لعیا زنگنه که نقش استاد دانشگاه را بازی میکند همراه امیر کاوه آهنینجان که نقش یاور را ایفا میکند مشغول تمرین هستند.
در میان عوامل مصطفی رستگاری، نویسنده هم حضور دارد. برایمان جالب است که نویسنده هم گروه سازنده را همراهی میکند. در حالی که این اتفاق معمولا نمیافتد.
او درباره حضورش سر صحنه میگوید: دلیل حضور من در صحنه نتیجه رابطه خوب، همفکری و همدلی با کارگردان است. حضور نویسنده سر صحنه ضروری است تا هر زمان که لازم بود در متن تغییراتی به وجود آورد. مثلا زمانی که متن خوب باشد، اما به لحاظ اجرا با محدودیتهایی روبهرو شود یا بر عکس کارگردان در صحنهای پیشنهادی در جهت بهبود کار دارد که میتواند تاثیرگذار باشد. وقتی نویسنده سر صحنه حضور داشته باشد، میتواند به گروه در جهت بهبود اثر کمک کند.
رستگاری درباره نگارش مجموعه راستش را بگو چنین توضیح میدهد: من برای این سریال از ماه رمضان سال 89 دعوت به کار شدم. چند ماهی روی طرح کار کردم تا اینکه اسفند 89 وارد نگارش اصلی شدیم و پاییز سال 90 مجموعه با 20 قسمت کامل فیلمنامه کلید خورد و 13 قسمت هم هنگام کار نوشته شد و اسفند 90 به پایان رسید.
وی درباره زمان طولانی نگارش 13 قسمت پایانی مجموعه میگوید: به دلیل تعداد زیاد بازیگران این سریال چون مجبور بودم قسمتهای مربوط به یک بازیگر را تا پایان بنویسم و همین مساله منجر به طولانیشدن مرحله نگارش شد، اما در مجموع تعامل خوبی در این سریال شکل گرفت، چون ذهنیت من و آقای آهنج خیلی به یکدیگر نزدیک است و تعامل خوبی در این کار با هم داشتیم.
فاطمه عودباشی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: