در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
استانبول-1 آنقدر تلخ بود که داوود اوغلو را که ظاهرا فقط میزبان بود در همان روز وادار کرد بارها با جلیلی و اشتون ملاقات کند تا شاید بتواند فضای مذاکرات را تلطیف کند و نام استانبول در تاریخ گفتوگوهای دوطرف، ناکامی و تلخی را تداعی نکند، اما موفق نشد.
طعم تلخ مذاکرات استانبول-1 به مدت 15ماه به طول انجامید تا شاید با برگزاری مذاکرات بعدی بتوان آن را جبران کرد. به هر حال پس از کش و قوسهایی درباره محل برگزاری سرانجام مذاکرات در 26فروردین سال جاری (14 آوریل 2012) با حضور نمایندگان 1+5 و جمهوری اسلامی ایران مجددا در استانبول برگزار شد و استانبول-2 اگرچه به تصمیم خیلی روشنی در ماهیت موضوع هستهای منجر نشد، اما طرفهای مذاکره آن را مثبت ارزیابی کردند و قرار شد دور دوم آن، سوم خرداد در بغداد برگزار شود.اما چرا این مذاکرات مثبت ارزیابی شد؟ این پرسشی است که دستیابی به پاسخ صحیح آن میتواند روشنگر باشد.
این مذاکرات از سوی ایران به دلایل متعددی مثبت ارزیابی شد؛ از جمله اینکه بدون کوچکترین عقبنشینی از مواضع کشورمان در موضوع هستهای و بدون خدشهای به اقتدار ملت بزرگ ایران، طرف دیگر مذاکره حاضر شد مطابق حقوق مصرح در NPT با ایران روبهرو شود. همچنین مثبت بود چون 1+5 پذیرفت در برابر هر اقدام جمهوری اسلامی ایران، اقدام مثبتی را انجام دهد؛ موضوعی که طی حدودا 10 سال گذشته اتفاق نیفتاده و بهرغم گامهای مثبت و همکاریهای بسیار ایران، طرف غربی با تکیه بر راهبرد فشار، موضع غیرقانونی خود را دنبال کرده است.
علت دیگر برای مثبت بودن این مذاکرات از منظر ایران فاصله گرفتن غربیها از ادبیات تعلیق بود. نکتهای که پیشفرض همه مذاکرات طی 10 سال گذشته بوده است و همه اینها یعنی یک دستاورد بزرگ به عنوان پاداش ایستادگی بر موضع قانونی.
ولی مثبت بودن این مذاکرات از سوی 1+5 محل تامل است. شاید مهمترین دلیل این ارزیابی را باید در این جستجو کرد که غربیها چارهای جز برخورد مثبت در این مذاکرات نداشتند، چراکه نخست شرایط داخلی 1+5 شرایط ویژهای است و اعضای آن در حداقل همگرایی به سر میبرند. دوم در صورت عدم برخورد مثبت باید روند مذاکرات را به سمت حادتر شدن میبردند که نهتنها در این باره وفاق نداشتند، بلکه پس از آن گزینهای هم نداشتند. ضمنا شرایط سیاسی و اقتصادی خود این کشورها و اوضاع منطقه نیز ظرفیت شرایط پیچیدهتر را ندارد.
سوم اینکه غرب میداند خواستههایش غیرقانونی و اعمال فشار در مورد ایران تاکنون ناموفق یا حتی همراه با زیانهای بسیار بوده است. اگر غرب حاضر به پذیرش عملی حقوق ملت ایران در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای شده بود، بسیاری از اتفاقات که الان رخ داده است، به وجود نمیآمد و ایران نیز امروز فناوری تولید اورانیوم 20 درصد و صفحات سوخت آن را نداشت!
هرچند رویکرد جدید 1+5 را نمیتوان براحتی تغییر راهبرد دانست، اما قطعا حداقل در این مرحله عقبنشینی از مواضع نابخردانه گذشته است و انتظار میرود ولو در سطح تاکتیک ادامه یابد و شرایط را برای خود دشوارتر نسازد. به هر حال از هر جایی میتوان جلوی ضرر را گرفت.
اما نکته بسیار قابل توجه در این مذاکرات، توجه ویژه به فتوای رهبر معظم انقلاب مبنی بر حرمت ساخت و استفاده از سلاح اتمی بود؛ نکتهای که چندی است نه تنها تحلیلگران سیاسی و امنیتی به آن توجه نشان دادهاند؛ بلکه گفته میشود در دیدار اردوغان با اوباما در سئول نیز مورد بحث و توجه قرار گرفته است! فتوایی که اگر طرف غربی بتواند آن را خصوصا با توجه به جایگاه ولایت فقیه در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران درک کند، گرهگشای اصلی خواهد بود و در صورتی که غرب در ادعای خود مبنی بر نگرانی از رویکرد نظامی ایران در موضوع هستهای صادق باشد - که نشانههای زیادی بر عدم صداقت آنها وجود دارد- این فتوا میتواند همه نگرانیهای غرب در این باره را برطرف کند و هیچ تضمینی بالاتر از این فتوا برای غرب دست یافتنی نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: