در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بهترین مربیان سه سال گذشته فوتبال جهان و فاتحان همه جامهای ممکن ، فردا شب برای سیزدهمین بار در کمتر از سه سال رو در روی هم قرار میگیرند.
بارسلونا از زمان حضور پپ گواردیولا 13 قهرمانی از 15 جام ممکن را به دست آورده ،دو جام از دست رفته آبی و اناری ها نصیب اینترمیلان و رئال مادرید شده است؛ تیم های خوزه مورینیو.
شاید اگر گواردیولا و تیم قدرتمندش نبود مورینیو میتوانست تمام قهرمانیهای این سالها را درو کند.
حتی اگر شیفته یکی از این دو مربی باشید و از دیگری متنفر، بازهم نمی توانید بزرگی هیچکدام از آنها را انکار کنید. مربیانی که به رغم جوانی تبدیل به نمونههای آرمانی مربیگری حتی برای کهنسالان فوتبال شده اند. در دو سال اخیر هر تیم ملی و باشگاهی که قصد دارد غایت بلند پروازی خود را نشان دهد به جذب یکی از این دو ابراز تمایل میکند.
مورینیو و گواردیولا با دو شخصیت و سبک فوتبال متفاوت کاملا از هم متمایز هستند.
گواردیولا همواره آرام و متواضع است و به حریفانش احترام می گذارد. با وجود اینکه قهرمانیهای متعددی نیز برای آبی و اناری ها به دست آورده هیچگاه این جام ها را متعلق به خود نمی داند و آنها را به دلیل توانایی های بالای بازیکنان و فلسفه فوتبال بارسلونا می داند. فروتنی و آرامش گواردیولا به مجموعه بازیکنان تیم هم منتقل شده است و به ندرت پرخاشگری و یا توهین از شاگردان او مشاهده می شود.
در مقابل مورینیو با شخصیت مغرور و البته جنجالی خود تلاش می کند با توسل به بازی ذهنی سعی می کند نتایج مسابقات را به سود خود رقم بزند. این جنبه از شخصیت سرمربی پرتغالی به خصوص در بازی هایی که با تیم های مختلف مقابل بارسلونا داشته است نمود بیشتری دارد. شاید همین امر سبب شده است که به ندرت دیدار با کاتالان ها را با 11 بازیکن به پایان برساند.
پرتغالی بلندپرواز
مورینیو از فصل 03-2002 با پورتو خود را به جهان فوتبال شناساند. دو قهرمانی لیگ، یک قهرمانی در جام حذفی، یک قهرمانی در سوپرکاپ پرتغال، یک قهرمانی در جام یوفا و در نهایت قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا او را یکی از گرانترین مربیان فوتبال دنیا کرد.
چهره جذاب و البته مغرور این جوان بلندپرواز پرتغالی که در ابتدای راه مربیگری بود، تسلط او به زبان های پرتغالی، فرانسوی، اسپانیایی، انگلیسی، ایتالیایی و کاتالان و اظهارنظر های صریح و بی پرده اش در پاسخ به پرسش های خبرنگاران به زودی او را یکی از مطرح ترین مربیان جهان کرد.
رومن آبراموویچ مالک متمول چلسی با دیدن این افتخارات طی فقط دوسال حضور مورینیو در پورتو برای استخدام او دست به کار شد.
در سال 2004 پس از آنکه از پورتو به چلسی رفت در یک نشست خبری گفت: به من نگویید متکبر ، من قهرمان اروپا شده ام و آقای خاص هستم.
اصطلاح آقای خاص به مذاق رسانه های ورزشی جهان خوش آمد و به لقب اصلی او تبدیل شد.
دستمزد مورینیو در سال نخست چهار میلیون و 200 هزار پوند بود و سال بعد به پنج میلیون و 200 هزار پوند افزایش یافت.
او در انگلیس هم دو قهرمانی لیگ برتر، دو قهرمانی در جام اتحادیه، یک قهرمانی در جام حذفی و یک قهرمانی در جام خیریه به دست آورد اما سرانجام اختلاف میان مالک و مربی حکم به جدایی مورینیو از چلسی داد.
مورینیو پس از یک سال دوری از فوتبال به اینترمیلان رفت و با این تیم هم دو قهرمانی در سری آ، یک قهرمانی در جام حذفی، یک قهرمانی در سوپرکاپ ایتالیا و یک قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا را به دست آورد.
پس از موفقیت چشمگیر در ایتالیا ، سران باشگاه رئال مادرید برای غلبه بر ناکامی های تیم فوتبال خود با هزینه زیاد مورینیو را به سانتیاگو برنابئو آوردند که نتیجه آن قهرمانی در جام حذفی بود؛ جامی که هواداران کهکشانی ها را برای تماشای آن به صف کرد زیرا پس از سه سال ناکامی برای آنها غنیمت بزرگی بود.
تاریخ ساز کاتالان
در سوی دیگر زمانی که خوان لاپورتا رییس وقت باشگاه بارسلونا پپ گواردیولا را از تیم ب به تیم اصلی آورد انتقادات زیادی را به جان خرید اما کسب تمام شش جام ممکن در فصل اول حضور او در نیوکمپ جهان فوتبال را متحیر کرد.
گواردیولا در سه فصل و نیم حضور در بارسلونا سه قهرمانی در لالیگا، یک قهرمانی در جام حذفی، سه قهرمانی در سوپرکاپ اسپانیا، دو قهرمانی در لیگ قهرمانان و دو قهرمانی در سوپرکاپ اروپا و دو قهرمانی در جام باشگاه های جهان به دست آورده است؛ افتخاراتی که برای بهترین مربیان تاریخ فوتبال جهان هم کسب آنها سال ها طول می کشد.
پپ که دست پرورده مکتب لاماسیا است خیلی زود مدارج ترقی را در این باشگاه کاتالان طی کرد.
در تحلیل بازی های او در بارسلونا گفته شده است: او کند اما باهوش بود، به ندرت گل زد ولی توانست به خوبی در پست های دشوار در زمین بازی کند.
گواردیولا همراه با تیم نخست بارسلونا در 12 فصل و پس از 479 بازی 16 جام به دست آورد که شش قهرمانی لالیگا، یک لیگ قهرمانان اروپا و یک طلای المپیک در میان آنها است.
او که اکنون الگوی بسیاری از بازیکنان مطرح فوتبال جهان همچون ژاوی و فابرگاس شده است هنگامی که «تاریخ ساز» لقب گرفت، گفت: من نیامده ام که تاریخ ساز باشم، می خواهم تاریخ خود را بسازم.
دوئل دو شیوه متفاوت فوتبال
رویارویی های این دو مربی هم همواره جذابیت داشته که حاصل آنها شش پیروزی برای گورادیولا، دو پیروزی برای مورینیو و چهار تساوی است.
این دو نخستین بار در فصل 10-2009 لیگ قهرمانان اروپا در مرحله گروهی به مصاف هم رفتند. مورینیو با اینترمیلان در جوزپه مه آتزا تساوی بدون گل و در نیوکمپ شکست دو بر صفر مقابل بارسلونا را تجربه کرد اما در نیمه نهایی شرایط کاملا با مرحله گروهی متفاوت شد.
بازیکنان بارسلونا که به دلیل فوران آتشفشان ایسلند به اجبار با اتوبوس به میلان سفر کرده بودند نتوانستند بازی همیشگی خود را در جوزپه مه آتزا به نمایش بگذارند و با وجود اینکه با یک گل پیش افتادند در نهایت سه بر یک شکست خوردند.
در بازی برگشت انتظار می رفت فوتبال شناور بارسلونا به راحتی دو گل برای این تیم به ارمغان داشته باشد تا کاتالان ها فینالی دیگر را تجربه کنند اما مورینیو تیمش را با یک بازی بسته به میدان فرستاد و اخراج زودهنگام تیاگو موتا هم مهره های پازل را به خوبی تکمیل کرد تا بازیکنان اینترمیلان حتی از نیمه زمین خودی هم خارج نشوند و با از کار انداختن ژاوی و لیونل مسی اجازه خلق موقعیت گل به آبی و اناری ها ندهند. تک گل دقایق پایانی جرارد پیکه هم نتوانست باعث پیروزی بارسا در مجموع دو دیدار شود تا مورینیو تیمش را راهی فینال کند.
در فصل بعد مورینیو به رئال مادرید رفت که نتیجه آن رویارویی های بیشتر با گواردیولا بود. در بازی رفت لالیگا بارسلونا انتقام سختی از آقای خاص گرفت و با یکی از زیباترین بازی های چند سال اخیر خود پنج بار دروازه ایکر کاسیاس را باز کردند.
در همین فصل ال کلاسیکو در فقط 18 روز چهار بار برگزار شد. یکی در لالیگا که با تساوی یک بر یک به پایان رسید و دو بازی در لیگ قهرمانان که پیروزی دو بر صفر بارسلونا در سانتیاگوبرنابئو و تساوی یک بر یک در نیوکمپ حکم به صعود آبی و اناری ها به فینال داد.
بازی دیگر از این چهار مسابقه فینال جام حذفی اسپانیا در ورزشگاه مستایا بود.
در این بازی مورینیو با یکی از عجیب ترین کارهای فوتبال، به په په یک ماموریت نامتعارف داد؛ او در این مسابقه «هافبک دفاعی آزاد» بود. همین کار باعث از کار افتادن لیونل مسی و در نهایت پیروزی یک بر صفر رئال مادرید شد.
این بازی تنها ال کلاسیکوی گواردیولا است که در آن تیمش موفق به بازکردن دروازه حریف نشد و رئال مادرید پس از مدت ها ناکامی یک جام به دست آورد.
دو بازی رفت و برگشت سوپرکاپ اسپانیا مصاف دیگر گواردیولا و مورینیو بود. بازی رفت در سانتیاگو برنابئو دو بر دو مساوی شد و در بازی برگشت بارسلونا با پیروزی سه بر دو یک قهرمانی دیگر به دست آورد.
در اواخر بازی برگشت وقتی مارسلو تکلی خشن روی پای سسک فابرگاس انجام داد و پس از آن بازیکنان دو تیم با هم درگیر شدند. در کنار صحنه درگیری بازیکنان، آقای خاص با شیطنت خاص خود انگشتش را در چشم تیتو ویلانووا مربی بارسلونا فرو برد و با همین حرکت، بیش از آنکه شکست رئال مادرید سوژه خبری شود ، انگشت های او موضوع گزارش رسانه ها شد.
هنگامی هم که از او درباره این حرکت پرسیدند پاسخ داد: پیتو؟ من پیتو ویلانووا را نمی شناسم.
«پیتو» به زبان اسپانیایی معنی «بوق» می دهد ولی واکنش گواردیولا برخلاف هیجان حاکم بر زمین، آرام و فروتنانه بود.
او که یک بار تلخی بازی خوردن از مورینیو را تجربه کرده بود این بار به خبرنگاران گفت «شاید مورینیو نام اصلی دستیار من را نمی داند»؛ البته این استدلال او هیچ خبرنگاری را متقاعد نکرد.
آخرین رویارویی گواردیولا و مورینیو هم بازی این فصل لالیگا بود که یک بار دیگر بارسلونا در سانتیاگو برنابئو حریف خود را شکست داد؛ این بار سه بر یک.
فردا شب گواردیولا و مورینیو برای سیزدهمین بار در کمتر از بیست و هشت ماه با هم روبرو میشوند. این بار هم پیروزی یکی به منزله حذف دیگری است. باید دید کدامیک در این رویارویی از جام محروم می شود. (ایرنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: