در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جملات بالا بخشی از خاطره سرهنگ «خسرو جهانی» فرمانده «سایت موشکی کوثر 8» در عملیات کربلای 5 است.
وی در ادامه خاطرهاش میگوید: فکر کردم سرلشکر منصور ستاری و سرلشکر اردستانی برای سرکشی آمدهاند. من در آن زمان در «سایت کوثر 8» در جاده اهواز- خرمشهر مستقر بودم. در مورد وضعیت پرسنل پدافندی حاضر در منطقه و کارکرد تجهیزات و ادوات رزمی موشکی و توپی استقرار یافته، بسیار عادی به صحبت نشسته و حتی به من فرمانده سایت و کارکنان پدافندی که نزدیکترین نفرات به آنها بودیم زمان اجرای عملیات را خبر ندادند.
بدون اطلاع از سایت خارج شدند و یکباره زنگ تلفن صحرایی که در اتاق عملیات «هاگ» مستقر بود به صدا درآمد. سرلشکر ستاری با صدای دلنشین و گرمش یورش رزمندگان اسلام به مواضع دشمن را خبر داد و فرمان روشن کردن دستگاهها را صادر کرد.
این قدر در مسائل حفاظتی و نگفتن اسرار نظامی دقیق بود که حتی از چهرهشان هم نمیشد فهیمید که عملیاتی در راه است. هیچ استرسی نداشت و با اطمینان قلبی خاصی همه کارها را انجام میداد. تازه فهمیدم که الا بذکرالله تطمئن القلوب.
روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.(ایسنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: