جنگل‌های مخروبه کمک می‌خواهند

مصیبت زیاد دور نیست، او همین جا بیخ گوشمان پرسه می‌زند؛ اگر جنگل‌های زاگرس از دست بروند مصیبت پشت سرش پیدایش می‌شود. زاگرس با آن جنگل‌های تنک و مخروبه البته امروز خودش مصیبت است جنگلی با لشکر سوسک‌های چوبخوار، درختان بلوط خشکیده، زبانه‌های آتش در کمین نشسته، روستاییان چشم‌دوخته به چوب‌های درختان جنگل و گرد و غبارهایی که بیابان‌های طغیان کرده همسایه پس می‌دهد و به حلقوم درخت‌ها می‌رود.
کد خبر: ۴۰۷۳۴۱

می‌گویند در این بیست سالی که آمده و رفته است 50‌ درصد جنگل‌های زاگرس تکه‌تکه شده و داخل بخاری‌های مردم جنگل‌نشین سوخته است. درختان زاگرس سال‌هاست نقش هیزم را بازی می‌کنند و مردمی که درختان رامی‌سوزانند نه‌به‌بقای جنگل که به گرم شدن دست‌ها و پاهای یخزده‌شان در سرمای بیست و چند درجه زیر صفر زاگرس فکر می‌کنند. مردم بومی سوخت کافی ندارند، کپسول‌های گاز گران است و به موقع نمی‌رسد، نفت هم همین طور پس می‌ماند چوب جنگل که در دسترس است. مردم بومی خیلی فقیرند، اگر جنگل نباشد آنها هم نیستند اما آنها برای این‌که باشند جنگل را از بین می‌برند بدون این‌که بدانند اگر جنگل نباشد آنها هم نیستند؛ ولی وقتی راهی غیر از این نیست می‌توان کار دیگری کرد؟

زاگرس گرفتار دام مازاد هم هست، دام‌های جنگل‌نشین‌ها در جنگل پرسه می‌زنند چون آنجا غذای مجانی هست ولی دام‌ها بوته‌ها و درختچه‌ها و پوشش گیاهی کف جنگل را می‌جوند و اوضاع را از آنی که هست بدتر می‌کنند؛ اما چاره‌ای جز این نیز نیست نه می‌شود دام‌ها را به زور اخراج کرد و نه بومی‌ها پولی دارند که برای دام‌ها علوفه بخرند. در این میان خشکسالی هم باد به خرمن نابسامانی‌ها زده است. آمارهای رسمی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور می‌گوید تاکنون 200 هزار اصله درخت بلوط در زاگرس به خاطر خشکسالی از بین رفته اما وقتی کارشناسان خارج از این سازمان آمار می‌دهند رقم یک میلیون و 200 هزار اصله را بیشتر می‌پسندند.

جنگل‌های زاگرس سال‌هاست در جبهه دیگری نیز می‌جنگند. نزدیک به یک دهه است که ریزگردهای عربی وقتی از بیابان‌های رها شده کشورهای همسایه بلند می‌شوند به کام درختان زاگرس فرو می‌روند و راه‌های هوایی‌شان را می‌بندند و فتوسنتز را متوقف می‌کنند؛ این تعریف علمی ماجراست اما حقیقت این است: درختان زاگرس خفه شده‌اند. آنهایی هم که پابرجا مانده‌اند و هنوز به سبزی می‌زنند دیگر رمقی ندارند، آنها تمام توانشان را برای جذب ریزگردها گذاشته‌اند اما معلوم نیست تا کی می‌توانند دوام بیاورند.

نابودی جنگل‌های زاگرس شوخی نیست اگر درختان زاگرس بمیرند و 6 میلیون هکتار زمینی که همان درختان نیم بند را نگه داشته‌اند خالی از درخت شوند سنجاب‌ها هم می‌میرند مثل بقیه پرندگان و مثل منابع آب شیرینی که به وجود پوشش گیاهی زاگرس وابسته‌اند اما این اتفاق در حال رخ دادن است مگر این‌که جانی تازه به کالبد این جنگل‌های مخروبه دمیده شود...

نگران نباشید، بازسازی می‌کنیم

اگر تعریف فائو از جنگل را ملاک قضاوت قرار دهیم آن وقت معلوم می‌شود که ایران از لحاظ دارا بودن جنگل چه قدر فقیر است. فائو می‌گوید جنگل رویشگاه‌هایی است که تاج پوشش آن بیش از 10 درصد، توده جنگلی‌اش بیش از نیم هکتار و ارتفاع درختان و درختچه‌هایش بیشتر از 5 متر باشد برای همین وقتی رضا احمدی، رئیس اداره جنگلداری و جنگل‌کاری منابع طبیعی استان ایلام اعلام کرد از کل مساحت 641 هزار هکتاری رویشگاه‌های زاگرس در ایلام فقط 2 هزار و 590 هکتار آن انبوه است و بقیه با تاج پوشش کمتر از 5 درصد به صورت تنک و مخروبه درآمده اوضاع بحرانی زاگرس بخوبی به چشم آمد.

البته تقریبا هیچ یک از مسوولان سازمان جنگل‌ها چنین حقیقتی را انکار نمی‌کنند ولی آنها ترجیح می‌دهند به جای بیان واقعیت‌های تلخ از اقداماتی بگویند که برای نجات جنگل انجام می‌دهند یعنی همان کاری که علی سلاجقه رئیس این سازمان در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک انجام داد و همان کاری که کامران پورمقدم معاون فنی دفتر امور منابع جنگلی سازمان جنگل‌ها در گفت‌وگو با جام‌جم انجام داد.

سلاجقه اسفند سال گذشته اعلام کرد که ایران سالانه 6 میلیون هکتار از جنگل‌های کشور را بازسازی و بهسازی خواهد کرد و هر سال 300 هزار هکتار جنگل نیز ایجاد خواهد کرد. البته تمام صاحبنظران اتفاق نظر دارند که رقم 6 میلیون هکتار در سال نمی‌تواند رقمی واقعی باشد مگر این‌که گفته‌های سلاجقه را با تفسیر کامران پورمقدم بپذیریم. او در گفت‌وگو با جام‌جم می‌گوید: در حال حاضر طرح‌هایی با عنوان طرح صیانت از جنگل‌ها با هدف مدیریت منابع جنگلی در کشور در حال اجراست که گفته‌های رئیس سازمان هم در همین حوزه می‌گنجد. جنگل‌های زاگرس جنگل‌های مخروبه‌ای هستند که عملیات بازسازی، احیا و حفاظت از آنها از سال 82 تاکنون در حال اجراست. این در حالی است که قانون افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی در ماده 15 خود دولت را مکلف کرده تا در مدت 10 سال با افزایش سطح جنگل‌کاری (ایجاد سالانه 600 هزار هکتار جنگل‌کاری و درختکاری اعم از کاشت درختان مثمر و غیرمثمر،اجرای عملیات آبخیزداری احیای جنگل‌های بیابانی و اجرای طرح‌های بیابانزدایی) سرانه جنگل در کشور را از 17 صدم به 25 صدم برساند.

نکته: جنگل‌نشین‌های زاگرس هنوز دغدغه تامین سوخت دارند پس طبیعی است اگر در جنگل‌های تحت حفاظت باز هم دنبال قطع درخت باشند

آن‌گونه که پورمقدم توضیح می‌دهد کنترل دام مازاد، پیشگیری و اطفای حریق در جنگل، ایجاد کمربند حفاظتی، بذرکاری و نهالکاری و رسیدگی ویژه به بخش‌هایی از جنگل که حالت بحرانی پیدا کرده‌اند از جمله اقدامات سازمان برای نجات جنگل‌های نیمه‌جان زاگرس است اما مگر می‌شود وقتی هنوز درد‌ها پابرجاست علائم بیماری را بهبود داد و به شفا امیدوار بود؟

حالا حال جنگل‌های زاگرس این گونه است، درختان این نواحی برای ماندن و زیستن باید در چند جبهه بجنگند اما وقتی دردها هجوم می‌آورند تقریبا امیدشان برای احیا را از دست می‌دهند؛ این را از حال و روز درختان بلوط دنا می‌توان فهمید.

نکند دورمان باطل شود

باید عینک بدبینی را درآورد، باید پای سستی و کم‌کاری را کند و دور انداخت باید آستین‌ها را بالا زد و روی عرصه کار کرد اما نکند تمام این عرق ریختن‌ها و هزینه کردن‌ها به باد برود؟ این نگرانی دوستداران محیط زیست است وقتی که می‌دانند طرح‌های بازسازی جنگل در حال اجراست ولی همچنان عوامل تهدید نیز به قوت خود باقی‌اند.

جنگل‌نشین‌های زاگرس هنوز دغدغه تامین سوخت دارند پس طبیعی است اگر در جنگل‌های تحت حفاظت باز هم دنبال قطع درخت باشند، ریزگردهای آزاردهنده همچنان از کشورهای همسایه پرواز می‌کنند و به حلقوم بلوط‌ها می‌روند (و عراق هنوز اعلام می‌کند که نسبت به تامین بودجه بیابانزدایی مطمئن نیست) پس دور از انتظار نیست که بعد از بازسازی و بهسازی نیز درختان تازه روییده هم بخشکند، تغییرات اقلیمی ایران هم سال به سال بدتر می‌شود و خشکسالی‌ها هر سال بی‌وقفه پشت سر هم اتفاق می‌افتند پس اگر درختان از آبی مردند و سوسک‌های چوبخوار به همراه بقیه آفات به خاطر خشکسالی طغیان کردند نباید تعجب کرد که چرا طرح بازسازی جنگل‌های زاگرس جواب نمی‌دهد. این مشکل زاگرس است همان مشکلی که نمی‌گذارد دوستداران طبیعت به آینده خوشبین باشند و بازسازی جنگل در حالی که مشکلات هنوز پابرجا هستند جواب بدهد.

و اما آتش...

آتش‌سوزی در جنگل‌های زاگرس نیز داستان خودش را دارد. هنوز یادمان هست وقتی سال گذشته سرهنگ ایروانی فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در بحبوحه آتش‌سوزی‌ها اعلام کرد که سال 89 آتش‌سوزی در زاگرس 100 درصد رشد داشته است. این را نیز گفت که سال آینده یعنی امسال اوضاع بدتر از این خواهد بود. البته این مساله نیاز به پیش‌بینی و حدس زدن ندارد چون نگاهی به آمارهای آتش‌سوزی‌های سال‌های گذشته خودش همه چیز را ثابت می‌کند. آمارهای رسمی سازمان جنگل‌ها نشان می‌دهد که جنگل‌های زاگرس در سال 89، 609 بار و در وسعت 5 هزار و 545 هکتار گرفتار حریق شدند. این در حالی است که این رقم در سال‌های 88، 87، 86 و 85 به ترتیب 253 مورد (با وسعت 1264 هکتار)، 341 مورد (با وسعت 1827 هکتار)، 808 مورد (با وسعت 13 هزار و 520 هکتار) و 167 مورد با وسعت 1508 هکتار بوده است. البته طرح جامع مدیریت پیشگیری و اطفای حریق که هم‌اکنون در معاونت راهبردی ریاست جمهوری در حال پیگیری است، امید‌های تازه‌ای را برای مهار آتش‌سوزی‌ها ایجاد کرده اما این‌که این طرح چه زمانی تصویب شود و چه زمانی در بحران آتش‌سوزی‌ها دست بدهد سوالی است که پاسخش معلوم نیست. وقتی جنگل‌های گلستان در پاییز و زمستان سال گذشته ماه‌ها سوختند و در نهایت باران خاموش‌شان کرد یا وقتی آتش‌سوزی‌های جنگلی در غرب کشور پایانی بهتر از این پیدا نکرد خیلی‌ها نقص کار را در نبود بودجه و امکانات برای اطفای حریق دیدند چیزی که کاملا درست بود اما آنهایی که دقیق‌تر به ماجرای آتش‌سوزی‌ها نگاه می‌کردند خوب فهمیدند که ضعف مدیریت و نبود هماهنگی میان بخش‌های مختلف کشور در زمان بحران علت اصلی تعلل در مهار آتش‌سوزی‌هاست. این موضوعی است که رسول خانجان‌زاده، سرپرست معاونت دفتر امور منابع جنگلی نیز آن را تایید می‌کند.

او در گفت‌وگو با جام‌جم می‌گوید: تا وقتی ما نتوانیم هنگام بروز آتش‌سوزی‌ها نیروی متخصص و آموزش‌دیده به محل اعزام کنیم، تا وقتی نتوانیم دستگاه‌های متولی را با هم هماهنگ کنیم و تا وقتی هر کدام به صورت جزیره‌ای و حوزه‌ای در مورد آتش‌سوزی‌ها تصمیم بگیریم نخواهیم توانست کاری از پیش ببریم. البته وقتی بحرانی روی می‌دهد همه نگاه‌ها به سمت سازمان جنگل‌ها می‌چرخد ولی شک نکنید اگر ما نتوانیم تعامل و همکاری در امور را به عنوان یک دیدگاه مترقی میان مدیران کشور جا بیندازیم نه‌تنها نمی‌توانیم کاری از پیش ببریم بلکه حتی قادر نیستیم به تعهداتمان عمل کنیم. خانجان‌زاده در مورد وجود نوعی موازی‌کاری میان طرح‌های احیایی با وجود مشکلاتی که کار احیای جنگل را بی‌ثمر می‌کنند نیز چنین عقیده‌ای دارد و تاکید می‌کند تا وقتی روستاییان ما دغدغه نان و آب دارند و جنگل را به خاطر چرخاندن چرخ زندگی‌شان از بین می‌برند و ما نمی‌توانیم برای آنها معیشت جایگزین ایجاد کنیم اوضاع جنگل‌های زاگرس همین خواهد بود که هست.

مریم خباز ‌/‌ گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها