در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن وقتها برنامههای تلویزیون غروب شروع میشد و فقط یک شبکه یک ساعت برنامه کودک داشت. آن یک ساعت هم آنقدر سریع میگذشت که انگار نه انگار که بچهها تلویزیون تماشا کردهاند.
برای همین هم کتاب و البته برنامههای رادیویی بهترین مونس بچهها بودند. کودکان با خواندن داستانها در ذهن خود به شخصیتها و فضاهای آنها پرو بال میدادند و برای خود دنیایی میساختند که قصهنویسها به آن میگویند «فضای سیال ذهن». در همان داستان پیرزن و مهمانان ناخواندهاش، هر بچهای از پیرزن یک شکل و شمایلی در ذهن داشت و هر کسی مزرعه او و حیواناتش را آنجور که دوست داشت، مجسم میکرد. بچهها گاهی در ذهن خود برای پیرزن دلسوزی هم میکردند که ایکاش شوهر این پیرزن زنده بود و در کارهای مزرعه به او کمک میکرد و... .
اما حالا دوره عوض شده، تلویزیون، اینترنت و بازیهای رایانهای جای کتاب و مجله را برای بچهها پر کردهاند. حالا قصهها در تلویزیون تصویری میشود و همین باعث میشود، جریان سیال ذهن در کودکان جاری و روان نباشد. حالا دیگر بچهها کمتر کتاب میخوانند به همین دلیل کمتر از تخیلات خود لذت میبرند. حالا تلویزیون و دنیای مجازی، تخیل بچهها را شکل و فرم میدهد، اما در همین دنیای بیتخیل هم گاهی اتفاقات خوبی رخ میدهد. مثلا برخی از برنامهسازان کودک به سراغ داستانهای ایرانی که هویت و قدمت دارند، میروند و بر اساس آنها فیلم و سریال میسازند. یکی از این برنامهها، سریال «مزرعه بیبیگندم» است که در مرکز کرمان تولید شده و مدتی است روی آنتن شبکه 2 سیما رفته است. داستان این سریال برگرفته از همان داستان قدیمی پیرزن مزرعهدار است. بیبیگندم در مزرعهای در کرمان زندگی میکند. خانه او بر اساس مختصات و نشانههای شهر کرمان ساخته شده است. به خانه او افراد مختلفی رفت و آمد میکنند و در همین دید و بازدیدهاست که با فرهنگ شهر کرمان آشنا میشوند. سریال بیبیگندم را میتوان در ردیف آثار فانتزی قرار داد. در این سریال شخصیتهای انسانی در کنار شخصیتهای عروسکی، قصه را بازگو میکنند. سازندگان این سریال تلاش کردهاند عروسکها را جذاب طراحی کنند به گونهای که برای بچهها تازگی داشته باشند، اما شخصیتهای زنده و انسانی را به بازیگرانی سپردهاند که معروفند و تاکنون در نقشهای مختلف دیده شدهاند.
نقش بیبیگندم را زهرا خضرایی بازی میکند که چهره جدیدی برای مخاطبان تلویزیون است، اما نقش شوهر مرحوم او را احمد پورمخبر بازی میکند که برای مردم چهرهای کاملا شناخته شده است. بقیه بازیگران هم از بازیگران پرکار تلویزیون هستند؛ از رامین ناصرنصیر گرفته تا محمد شیری، افشین سنگچاپ و... این چینش بازیگران شاید به این دلیل بوده که تهیهکننده و کارگردان سریال مزرعه بیبیگندم میخواستهاند تا با استفاده از این بازیگران مخاطبان سریال خود را بیشتر کنند، اما از این نکته غافل بودهاند که استفاده از این بازیگران درست در جهت بستن راه تخیل کودکان است. وقتی در یک اثر که برای بچهها ساخته میشود از بازیگران معروف استفاده میشود در اولین قدم و با دیدن اولین قسمتهای سریال بیننده به حافظه خود رجوع میکند و پرونده کاری بازیگران را بررسی میکند و معروفترین نقش بازیگر را در ذهن نگه میدارد و مدام به او رجوع میکند. مثلا محمد شیری با سریال طنز «شبهای برره» به شهرت رسید، رامین ناصرنصیر و افشین سنگچاپ هم از بازیگران پرکار هستند که معمولا در کارهای تلویزیونی دیده میشوند. حتی ارسلان قاسمی، بازیگر نوجوان سریال بیبیگندم هم در تلویزیون نقشهای مختلفی را به ثبت رسانده است. همه اینها باعث میشود تا بُعد فانتزی مزرعه بیبیگندم کم شود و به چشم نیاید. البته سازندگان این سریال میتوانستند با طراحی گریمی جدید و فانتزی برای بازیگران پرکاری که در سریال خود از آنها استفاده کردهاند، چهره جدیدی از آنها به مخاطب ارائه دهند.
نوع گویش و لهجه شهر کرمان یکی از جاذبههای این شهر است، برخی از بازیگران محلی سریال بیبیگندم با لهجه کرمانی صحبت میکنند، اما بازیگرانی که از تهران به کرمان رفتهاند و نقشهای کلیدی را به عهده گرفتهاند با این لهجه صحبت نمیکنند و این در حالی است که سازندگان این سریال میتوانستند از بازیگران محلی استان خود استفاده کنند و با استفاده از جذابیتهای استان کرمان که برای مردم سراسر ایران جذاب است برای سریال بیبیگندم مخاطب زیادی پیدا کنند.
در این شرایط است که بازهم باید به آرشیو تلویزیون رجوع کنیم و سریالی مانند «قصههای مجید» را مثال بزنیم که کیومرث پوراحمد سازنده آن تمام نقشهای این سریال را به بازیگران اصفهانی سپرد تا هیچ خللی در روایت خود ایجاد نکند. یادمان است که این سریال زمانی ساخته شد که هنوز شبکههای استانی راهاندازی نشده بودند و تلویزیون از بضاعتی که اکنون در استانها دارد، برخوردار نبود. حالا دیگر هر استانی برای خودش اعتبار و منزلتی دارد و با نیروهایی که آموزش داده یا استعدادهایی که کشف کرده، میتواند کاملا مستقل عمل کند و آنقدر در این زمینه آثار خوبی تولید و پخش کند که همه متوجه شوند، تولیدات استانی محتاج مثلا بازیگرانی نیست که مردم آنها را میشناسند و به خاطر آن بازیگران به تماشای یک سریال مینشینند که در مرکز استان ساخته شده است.
البته با همه اینها نباید برخی از امتیازات سریال بیبیگندم را نادیده گرفت. برای این سریال عروسکهای زیبایی طراحی شده که برای بچهها دیدن آنها خالی از لطف نیست. نوع ارتباط بیبی با این عروسکها هم خوب از کار در آمده است. نویسندگان فیلمنامه هم تلاش کردهاند به داستان از ابعاد مختلفی نگاه کنند تا بتوانند داستانی پر فراز و نشیب را به تصویر بکشند. به همین دلیل شخصیتهای مختلف اعم از دزد، مهمان، سارق میراث فرهنگی و... را به داستان وارد کردهاند، همین تنوع شخصیتهاست که باعث شده سریال بیبیگندم بتواند در چندین اپیزود ساخته شود.
ناگفته نماند با نگاهی به آثاری که در شبکههای استانی تولید میشوند و برای پخش به شبکههای سراسری سپرده میشود میتوان به این نتیجه رسید که خلاقیت پایه و اساس اصلی برنامهسازی در مراکز استان است. مثلا استان فارس همیشه در زمینه انیمیشنسازی فعال بوده و آثار خوبی را برای پخش از شبکههای سراسری تولید کرده است. همین مرکز فارس حدود 25 سال پیش سریال عروسکی«اچ و مچ» را به کارگردانی مهدی فقیه تولید کرد که آن را میتوان در شمار آثار فاخر انیمیشنسازی قرار داد یا در مرکز یزد زمانی که هنوز صدا و سیمای اختصاصی نداشتند سریال «بوی ریحون» تولید شد که آنهم یکی از آثار خوب تلویزیون به شمار میآید. همه اینها نشان میدهد که اگر نیروی انسانی که در مراکز استان فعالیت دارند با اعتماد به نفس بیشتری خلاقیتهای خود را به نمایش بگذارند، حتما موفقتر ظاهر خواهند شد.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: