در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این جشنواره امسال به مرحله دوم خود نرسید اما به نظر میرسد نفس این کار و تمهیداتی مثل آن در تلویزیون ما خالی است. این مساله بویژه برای علاقمندان به هنر هفتم فرصت مغتنمی است تا به پای تماشای فیلمهای مختلفی بنشینند یا آثاری را که قبلا ندیده بودند یا فرصت تماشای آن از دست رفته بود را ببینند. البته این جشنواره به تلهفیلمها یا فیلمهای تلویزیونی اختصاص دارد و شامل آثار سینمایی نیست.
چه خوب است صدا و سیما هر از چند گاهی و به بهانهای برخی آثار برجسته سینمای ایران و جهان را نیز در یک بسته برنامهریزی شده به نمایش بگذارد و حتی میتواند نگاه جریانشناسانه، تاریخی و تخصصی به این مقوله داشته باشد. مثلا مدتی پیش فیلم «تاراج» یکی از پرفروشترین فیلمهای سینمایی دهه 60 از شبکه اول سیما پخش شد که برای بسیاری از علاقهمندان سینما خاطرهانگیز بود.
قطعا یکی از کارکردهای تلویزیون و شیوه موثر پشتیبانی این رسانه از سینما، طراحی و ساخت این برنامهها و جشنوارههاست.
مثلا تلویزیون میتواند آثار سینمایی یک کارگردان مشهور سینمای ایران یا جهان را در طول یک هفته یا ده روز به نمایش بگذارد تا مخاطبان بتوانند کارنامه حرفهای فیلمساز را مرور کنند و با ضمیمه کردن نقد و آثار این فیلمها یک کلاس درس فیلمسازی و فیلمشناسی را تجربه کنند.
مثل کاری که درباره آثار ابوالفضل جلیلی در سال 80 از طریق شبکه دوم صورت گرفت یا نمونه برنامهای که تحت عنوان یک فیلم یک تجربه از شبکه 4 پخش میشود میتوان به یک کارگردان یک تجربه بدل شود که مجموعه آثار یک فیلمساز را مورد بررسی قرار داده و در واقع یک مستند از آن بر جای بگذارد.
این شیوه قطعا با استقبال زیادی از سوی مخاطبان روبهرو خواهد شد. چرا که برنامههای نمایشی با اقبال بیشتری از سوی تماشاگران مواجه خواهند شد.
در واقع در بین ساختارهای گوناگون برنامهسازی، ساختار نمایشی هم از جهت تعدد و تنوع عوامل تولید و همچنین از نظر پیچیده بودن فرآیند تولید وجود ایده، متن، فیلمنامه و نهایتا تبدیل فیلمنامه به تصویر و حرکات که بتواند حامل پیامها باشد و همچنین هزینه بالایی که برنامههای نمایشی دارد این ساختار به عنوان مهمترین و جذابترین ساختار مورد توجه برنامهریزان و مخاطبان تلویزیونی است.
اگر بخواهیم از منظر جامعهشناسی رسانه و علم ارتباطات به این مساله نگاه کنیم به تناقض جذاب و پرمعنایی میرسیم و آن هم به نسبت سینما و تلویزیون به عنوان دو مدیوم رقیب برمیگردد.
تلویزیون از زمان پیدایش خود به رقیب سرسختی برای سینما بدل شد و این رقابت تنگاتنگ و فشرده همچنان نیز ادامه دارد، اما در اینجا و به واسطه ایجاد یک جشنواره سینمایی در رسانه تلویزیون این رقابت به رفاقت حرفهای بدل میشود که به نفع هر رسانه است هم فیلم و آثار سینمایی از این طریق در معرض دید تماشاگران گذاشته شده و دیده میشود و هم تلویزیون به این واسطه بر تعداد مخاطبان خود میافزایند و مشتریان خود را بالا میبرند.
تلویزیون به واسطه پخش چنین برنامههای ظرفیت تجاری و تبلیغاتی خود را افزایش داده و با پذیرش آگهیهای بازرگانی بیشتر و گرانتر، منافع مالی خویش را تضمین میکند ضمن اینکه در کسب رضایت مخاطبانش نیز گامهای بلندی برمیدارد.
در واقع تمهیداتی این چنین از منظر اقتصاد رسانهای نیز به نفع تلویزیون است تا در حین ایجاد سرگرمی و تامین غنای اوقات فراغت شهروندان به سودآوری و رونق بازار خود نیز کمک کند. جشنواره تلویزیونی به تصویر کشیدن قاب بزرگ در نما و قاب کوچکی است که مصداق بارزی از یک تعامل و همکاری موثر و سازنده رسانهای است.
البته شیوه انتخاب فیلمها نیز در این فرایند نقش مهمی دارد. صدا و سیما بهتر است که به نیازها و در خواستهای مخاطبان رجوع کند و فیلمهایی را به نمایش بگذارد که قبلا امتحان خود را پس دادند و مورد توجه مخاطبان قرار گرفتند.
در واقع مخاطب باید نقطه عزیمت و مقصد نهایی این برنامه باشد یعنی پخش فیلمهای مورد علاقه مردم به انتخاب آنها و برای آنها. این فرایند رسانه صدا و سیما را از یک ارتباط یک سوی و از بالا به یک تعامل اثربخش و دوسویه بدل میکند و مخاطب میان خود و رسانه احساس فاصله و بیگانگی نمی کند.
به عبارت دیگر اتخاذ چنین سیاستی تماشاگران را به مخاطبان فعالی بدل میکند که در مدیریت رسانه ملی مشارکت مستقیم دارند. با توجه به روانشناسی مخاطب قطعا تماشای مجدد یک فیلم خوب بهتر از دیدن یک فیلم جدید اما بد است.
ضمن اینکه باید به آثار به نمایش در نیامده یا کمتر دیده شده هم توجه داشته باشد تا مخاطبان از این فرصت استثنایی برای تماشای آثاری استفاده کنند که در جای دیگر و به طریق دیگری نمیتوانند آن را ببینند. مثلا خیلی از فیلمهای قدیمیتر تلویزیونی وجود دارد که امکان نمایش آن مثلا در شبکه نمایشهای خانگی نیست و مخاطبان به آنها دسترسی ندارند یا آثاری که قابل دسترسی بوده اما از کیفیت خوبی برخوردار نیستند و جشنواره تلویزیون فرصتی است تا بتواند با کیفیت مطلوبتری به تماشای آن بپردازند.
به نظر میرسد سطح تولیدات تلهفیلم به اندازهای رسیده باشد که تلویزیون هم مثل سینما صاحب جشنواره مستقلی شود. تجربه نیز نشان داده است که این آثار در جشنواره فیلم فجر چندان فرصت دیده شدن پیدا نمیکند و تدارک جشنوارهای مستقل که توجه متخصصان و منتقدان را به شکل اختصاصی متوجه این مقوله کند به نتایج عملی بهتری ختم خواهد شد.
ضمن اینکه داوری این آثار معیارها و ملاکهای خاص خود را دارند که با مدیوم سینما فرق میکند. جشنواره مستقل فیلمهای تلویزیونی با توجه به تولید انبوهی که در تلهفیلمها وجود دارد نه فقط یک پیشنهاد که یک ضرورت حرفه ای است تا قاب کوچک در نمای بزرگ سینما نادیده گرفته نشود.
سید رضا صائمی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: