در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دالگلیش بسیار سرشناس، در 60 سالگی و بعد از 10 سال دوری از پست سرمربیگری، در اضطراریترین شرایط ممکن از نو رهبر لیورپول، تیم سابق خود شده است. این در حالی است که دالگلیش اسکاتلندی در فوریه 1991 و زیر فشار روحی کشنده رقابت ظاهرا بدفرجام با آرسنال آنفیلد را به شکلی شوکهکننده ترک کرد و تا 2 سال پیش که به عنوان مشاور ارشد و سپس رئیس کمیته فنی به لیورپول رجعت کرد، به آنجا برنگشت.
وی به عنوان یک بازیکن از تابستان 1977 جانشین کوین کیگان معروف در آنفیلد شد و از تابستان 85 تا فوریه91 به عنوان بازیکن ـ مربی بر آنفیلد حکم راند. البته از 1988 تا 1991 صرفا مربی تیم بود و دیگر بازی نمیکرد. حضور او در آنفیلد مصادف با دوران طلایی دو دههای لیورپول بود و به عنوان مثال وی در مقام بازیگر و مربی با سرخهای آنفیلد 8 بار قهرمان لیگ انگلیس شد و این عنوانی است که واپسین مرتبه با مربیگری وی در سال 90 به لیورپولیها اختصاص یافت، بعد از آن، هرگز به آنها نرسیده است. اگر لیورپول هنوز با منچستریونایتد و با 18 بار قهرمانی رکورددار مشترک فتح لیگ انگلیس است، به خاطر همان ایام استثنایی و سهم فوقالعاده دالگلیش در شکلگیری آن قهرمانیها بوده است. 3 بار قهرمانی در باشگاههای اروپا، 4 بار فتح جام اتحادیه و 3 مرتبه قهرمانی در جام حذفی انگلیس در کارنامه او در لیورپول ثبت شده است.
با این حال دالگلیش اینک در حالی از نو مربی لیورپول است که روی هاجسون سلف 63 ساله انگلیسی او نتوانسته بود خرابیهای 3 سال آخر مربیگری رافا بنیتس اسپانیایی را ترمیم کند. به همین سبب فقط 7 ماه در آنفیلد دوام آورد.
فرصتی برای خرید و فروش نیستدالگلیش بدون توجه به ثبت رسیدن 10 باخت برای لیورپول و تنزل آن تا رده سیزدهم جدول لیگ برتر انگلیس تصور میکند میتواند با همین نفرات به یکی از بزرگترین بحرانهای نیمقرن اخیر باشگاه پایان بخشد. شاید به زعم او اکتفا به شکست صفر ـ یک در زمین منچستریونایتد آن هم با یک پنالتی بحثبرانگیز به گونهای یک پیروزی خفیف بوده و نه شکست. دالگلیش که بعد از ترک لیورپول در سال 1995 بلکبرن را هم به اولین و تنها عنوان قهرمانیاش در لیگ برتر فوتبال انگلیس رساند و نیوکاسل و سلتیک را هم با توفیقی بسیار کمتر و در مدتی به غایت کوتاهتر هدایت کرد، در دل زمستان پربرف و بسیار سرد امسال اروپا میگوید: «فرصتی برای این که نفرات خود را از نو ارزشگذاری و با انجام خرید و فروشهایی ترکیب تیم را به طور اساسی عوض کنیم، وجود ندارد و ما حتی از نیمفصل هم عبور کردهایم و فقط 3 ماه تا پایان فصل مانده است.
بنابراین عقلاییترین کار این است که به نفرات موجود اکتفا کنیم و همانها را مجددا پرورش داده و قویتر کنیم. به واقع مهمترین افراد در لیورپول و در ارتباط با تیم همین نفرات موجود هستند و به همانها نیز باید بپردازیم. ما به هر یک از نفرات موجود فرصت و میدان میدهیم تا خود را نشان بدهند. آنچه من در یکی دو هفته نخست استقرار در آنفیلد دیدهام، آدمهایی حرفهای و متعهد هستند که 100 درصد توانشان را عرضه میدارند. من چیزی به اسم اختلافات داخلی یا چنددستگی در تیم ندیدهام و برعکس همه مشتاق و پرتلاشاند تا به دوره بد فصلی پایان بدهند.
بنابراین وظیفه همه ما در آنفیلد این است که تا سر حد امکان کار و تلاش کنیم و حتی بیشتر از گذشته بکوشیم تا به شرایطی بهتر برسیم.
تیم من سهلانگار نیست
او حتی 2 روز بعد از باخت یک ـ 2 لیورپول برابر بلک پول در یک مسابقه عقبافتاده از لیگ برتر انگلیس که چهارشنبه شب 22 دی ماه شکل گرفت و اولین بازی سرخهای آنفیلد با هدایت دالگلیش در لیگ برتر انگلیس به حساب میآمد و کارنامه این چهره مشهور اسکاتلندی را مشتمل بر دو باخت در هر مسابقه کرد، گفت: «هرچه در مذمت بازیکنان ما گفته شود، مخالفان ما نمیتوانند نفرات تیم را به سهلانگاری و کمفروشی عمدی متهم کنند زیرا شاگردان من طی این مدت هر چه داشتهاند، ارائه کردهاند.
در نهایت، ماجرا به کلاس کار حریفان، میزان اقبال شما و رقبا و همچنین تدارکات برمیگردد که شما و حریفان داشتهاید. به عنوان یک مدیر و سرمربی باید بهترین روابط کاری را با شاگردان خود برقرار کنید و این کاری است که من نیز انجام دادهام، اما تحت هیچ شرایطی گمان نمیکنم که ایراد کار ما کلاس و فن نفراتمان یا کمبود تلاش آنان بوده باشد.»
گم شدن در افسانه
شاید هم مشکل اصلی دالگلیش گم شدن در افسانههایی است که بدرستی و به حق پیرامون او در آنفیلد به وجود آمده است. با این که وی با جدایی فرار گونهاش از آنفیلد در اواسط فصل 91 ـ 1990 از چشم هواداران لیورپول افتاد، اما گذشت 20 سال از آن تاریخ، محسنات پرشمار وی را بر تک عیبهایی از آن قبیل فایق گردانده است و از طرف دیگر درجات و مراتب دالگلیش درون تشکیلات لیورپول و بر در و دیوار باشگاه چنان بالا و ممتاز است که نسل جدیدتر و جوان هوادار لیورپول بخصوص در این روزهای بد و تلخ و تیره و با احتساب نزول کلان تیم، به تنها چیزی که سوق داده شدهاند، ستایش هر چه بیشتر دالگلیش به عنوان نماد مسلم و شاخص یک دوران درخشان از دست رفته است.
کم نیستند کسانی که به درست یا غلط دالگلیش را بالاتر از کیگان، سونس،کالاهان، هیوز، کندی، نیل، کلمنس، اسمیت، راش، فاولر، اوون، جانسون، هانسن و مک درموت، بهترین بازیکن تاریخ باشگاه میشناسند و از تهدل به وی میبالند. بنابراین چیزی که دالگلیش با بازگشت نهچندان موفقاش به آنفیلد در معرض خطر جدی قرار داده، از دست رفتن این اعتبار و مخدوش شدن چهره افسانهای خود است زیرا در تمامی سالهای اخیر و در دل مشکلات و در ورطه ناکامیها هواداران قدیمیتر و مسنتر لیورپول فقط با مرور خاطرات شیرین گذشته و به یاد آوردن سیما و حرکات امثال دالگلیش دلهای سرد خود را گرم میکردند، اما اگر یکی از مشهورترین بازیکنان تاریخ باشگاه نیز در بازگشت خود نتواند گرهی را بگشاید دیگر چیزی برای چنگ زدن به گذشته هم باقی نخواهد ماند و ناامیدی مطلق بر آنفیلد حاکم خواهد شد.
دلگرمی گذشته کافی نیست
دو ناکامی متوالی در برابر منچستریونایتد و بلک پول در بدو بازگشت به آنفیلد، حتی دالگلیش بشدت خوشبین را به این باور رسانده که باید چیزی فراتر از گذشته رو کند تا هم آنها را به اعتبار عظیم خود واقف کند و هم آنان را به افزودن تلاششان وادارد. دالگلیش میگوید: «برای این که نسل جدید با شما همسو و همراه شوند باید با آنها کار و تمرین و آنها را قانع کنید که با آنان همدرد و مثل یک همبازی هستید زیرا در اینگونه موارد بازیکنان فقط به این دلگرمی اکتفا نخواهند کرد که مربیشان قبلا یک ستاره بزرگ بوده است. من در روزهایی که از بازگشتم به میدان میگذرد مثل گذشته گرمکن پوشیده و پا به پای نفرات تیم تمرین کردهام. امیدم این بوده که با جلب اعتماد نفرات کنونی لیورپول و بالا بردن روحیهشان و سپس کسب دو سه برد شرایط را به حالت عادی برگردانم. هرچند این امر در 2 بازی اولمان امکانپذیر نشد، اما هنوز به آن امید دارم.»
منبع: Evening Standard
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: