نکته روز

آنها این بیگانه را دوست ندارند

اگر نگوییم هیچ گاه، باید بگوییم بسیار به ندرت پیش می‌آید که سیاستمداران عالم، بر سر رد یا تایید یک قضیه کاملا به توافق برسند اما به نظر می‌رسد مخالفت و رد بزرگ‌ترین خبرساز هفته‌های اخیر، مورد اجماع غالب این رجال و نسوان سیاسی واقع شده است. مدت چندانی از آغاز افشاگری‌های سایت ویکی‌لیکس نمی‌گذشت که سیاسیون شرق و غرب عالم شروع به اعتراض به انتشار اسناد و بعضا رد اعتبار این اسناد کردند. حال سوال اینجاست که چه چیز این جماعت همواره در تعارض را به اجماع رسانده است؟ ویکی‌لیکس چه خصیصه‌ای دارد که غالب سران سیاسی با آن مخالفند؟ این موضوع هنگامی جالب‌تر می‌شود که حتی سران کشورهایی که در بین اسناد منتشر شده ویکی‌لیکس، چندان سند معتبری علیه آنها موجود نیست نیز انتشار این اسناد را یا محکوم کردند یا آنها را بی‌اعتبار دانستند.
کد خبر: ۳۷۵۰۶۲

گویا انتشار این اسناد یک اصل بنیادی و یک قانون نانوشته مورد قبول همه بازیگران جهان سیاست را زیر پا نهاده است. چه چیزی مورد اجماع همه این بازیگران است؟ پاسخ این است: بازی و قواعد آن. در همه بازی‌ها رقبا در پی پیروزی و اثبات و نفع خود هستند و به همین خاطر با یکدیگر در نزاع و رقابتند. اما این نزاع و رقابت درون قواعد همان بازی شکل می‌گیرد (حتی اگر بخواهند بازی را با قانون‌شکنی به سود خود تمام کنند، این قانون‌شکنی باید قانونی جلوه کند). اصرار بر شکستن آشکار قواعد بازی همانا و خراب شدن بازی و پایان رقابت همان. مثلا تصور کنید یک بازی مبتنی بر عدم افشای اطلاعات رقبا برای یکدیگر است و اگر بازیگری از وضعیت رقیب اطلاعی داشته باشد می‌تواند به راحتی از او امتیاز بگیرد و او را شکست دهد. در چنین بازی‌ای طبیعتا رقبا اطلاعات خود را از یکدیگر مخفی نگاه می‌دارند. حال فرض کنید 5 نفر مشغول این بازی هستند. یکی از 5 رقیب با مهارت بسیار بالا و بدون این‌که سایرین متوجه شوند، دست دیگران را می‌خواند و به همین واسطه، می‌تواند بر سایرین پیروز شود. تا اینجای کار بازی سالم تلقی می‌شود. درست است که قواعد بازی شکسته شدند، ولی این قانون‌شکنی مخفیانه صورت گرفته و بنابراین، قوانین بنیادین بازی به شکل علنی و در مقابل دیدگان همه رقبا شکسته نشده است پس بازی سالم است.

حال فرض کنید همان 5 نفر مشغول همان بازی هستند، فرد بیگانه‌ای به این جماعت نزدیک می‌شود، او مخفیانه اطلاعات یک یا دو بازیگر را می‌بیند، و سپس با صدای بلند، آنچه دیده را به همه می‌گوید. به نظر شما چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا صرفا یک یا دو بازیگری که دستشان رو شده اعتراض می‌کنند؟ خیر، بلکه همه بازیگران اعتراض می‌کنند. چرا که این غریبه، کل بازی را خراب کرده است.

حال تصور کنید کشور «الف» و کشور «ب»، در عرصه سیاسی، دشمن یا رقیب یکدیگر محسوب می‌شوند. دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی کشور «الف»، در یک عملیات برنامه‌ریزی شده، به اسناد معتبری که متعلق به کشور «ب» است دست می‌یابد. کشور «الف» با این اسناد حاصل‌شده چه می‌کند؟ اولین کار، تحلیل داده‌های این اسناد است، طبیعتا پس از تحلیل این اسناد، صرفا اسنادی را برای افشا انتخاب می‌کند که بتواند به واسطه آنها علیه کشور «ب»، استفاده کند. اما حتی ممکن است همان اسناد را هم در ابتدا فاش نکند بلکه در قبال مسکوت گذاشتن آنها، از کشور «ب» امتیاز بگیرد. در چارچوب بازی متداول بین سیاستمداران، چنین وقایعی، محتمل و بلکه شایع است. افشای اسناد در این داستان، خارج از بازی نیست، بلکه طبیعت بازی همین است که بازیگرها به دنبال گرفتن امتیاز از یکدیگر باشند. کشور «ب»، در چنین وضعیتی، با تحلیل موقعیت خود و رقیب، به دنبال بهترین حرکت خواهد بود تا کمترین امتیاز را به رقیب بدهد. بنابراین اوضاع در کنترل مجموع بازیگران است ( و نه در کنترل فردی بیرون از بازی)‌.

اما داستان افشاگری‌های ویکی‌لیکس، متفاوت با داستان کشور «الف» و «ب» است. ویکی‌لیکس ـ حداقل در ظاهر ـ خود یکی از بازیگران این میدان نیست. ویکی‌لیکس به همان بیگانه شبیه است که به ناگاه وسط بازی آن 5 نفر وارد شد، و دست 2 نفر را رو کرد. 5 رقیب مجبورند همگی، این تازه وارد را عتاب کنند، چرا که تایید این تازه وارد، به معنای اجازه دادن به ورود یک عنصر بیگانه و نابازیگر به درون بازی است. چرا نباید یک بیگانه و نابازیگر را به بازی راه داد؟ چون او نه به برد می‌اندیشد و نه از باخت می‌هراسد. اصلا بازی و برد و باخت آن برای او موضوعیت ندارد. پس هیچ بازیگری نمی‌تواند از او امتیاز بگیرد. این بیگانه عنصری است که می‌تواند همه بازیگران را وادار به امتیاز دادن به یکدیگر کند اما هیچ کس نمی‌تواند از او امتیاز بگیرد (چون او اصلا بازیگر نیست). پس در صورتی که به بازی وارد شود، همواره از همه بازیگران پیش است و هیچ بازیگری دیگر برنده نخواهد بود، پس ورود او به بازی همان و آشفتگی و به‌هم‌خوردن بازی همان.

بنابراین مشکل اصلی‌ای که سیاسیون با ویکی لیکس دارند، غیرواقعی بودن اسناد و خبرهای آن نیست، حتی مشکل اصلی آنها، پرده‌دری ویکی‌لیکس نیست، بلکه مشکل اصلی آنها پرده‌دری بی‌قاعده ویکی‌لیکس و بیگانه بودن و نابازیگر بودن ویکی‌لیکس است و این خصیصه باعث می‌شود که این عنصر در عین تاثیرگذاری بر روابط بین‌الملل، کاملا از کنترل خارج باشد.اسناد ویکی‌لیکس، نمایانگر تعارض و دورویی رفتار بسیاری از سیاسیون جهان است؛ تعارض رفتار آشکار آنها و رفتار مستور آنها. ولی شاید دورویی، خصیصه اجتناب‌ناپذیر بازی‌های سیاسی است. برخی حامیان ویکی‌لیکس اقدامات این سایت را همسو با ارزشمندی آزادی‌بیان دانسته و سیاست مطلوب و آرمانی خود را سیاست شفاف می‌دانند. اما جهان سیاسی موجود بسیار با این آرمان فاصله دارد. بازیگران جهان امروز، عمدتا دغدغه‌های اخلاقی ندارند بلکه دغدغه اصلی آنها، کسب و حفظ منافع و امتیاز گرفتن از هم است. چنین بازیگرانی با چنین دغدغه‌ها، همواره رقیب و به عبارتی دشمن همند و حتی اگر این دشمنی، به جنگ نینجامد به خاطر این است که جنگ، منافع آنها را تهدید می‌کند ـ نه به خاطر ضداخلاقی بودن جنگ ـ صورت آشکار و هویدای این سیاست، صورتی برساخته و جعلی است چرا که اگر حقیقت این سیاست آشکار شود، لحظه‌ای از جنگ و خونریزی خلاصی نخواهد بود.

ویکی‌لیکس و هر پدیده شبیه آن، به دلقکی می‌ماند که خارج از این گود نشسته و نمایشی بودن و جعلی بودن ظاهر این بازی و بدقوارگی آن را به سخره می‌گیرد. ویکی‌لیکس، بیگانه جهان سیاسی امروز است.

حسین شقاقی ‌/ گروه اندیشه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها