به هر حال با وجود اینکه تیم ملی فوتبال ایران در سالهای اخیر دو بار و به سالهای 98 و 2006 به موفقیتهایی همچون صعود به جامجهانی دست یافته است، اما نتایج ضعیف باشگاههای ایران در آسیا مزید بر علت شده که این ذهنیت بیش از پیش تقویت شود که سرمایهگذاری هنگفت، پیش شرط اصلی باشگاهها برای تحقق رویاهاشان است.
اما ذوبآهن خط بطلانی بر این نظریه کشید؛ این تیم در دو، سه سال اخیر با حفظ استخوانبندی اصلی تیمش و به دور از حواشی کاذب فوتبال ایران گام در مسیری گذاشت که امروز به عنوان طلایهدار فوتبال ایران و حتی غرب آسیا باید در فینال لیگ قهرمانان به دفاع از حیثیت فوتبال ایران بپردازد.
گرچه 3 سال پیش سپاهان نیز به این مرحله رسیده بود، اما هدایت سپاهان بر عهده لوکابوناچیچ بود. از این حیث ذوبآهنیها به خود میبالند که با هدایت یک ایرانی به این موفقیت ارزشمند دست یافتند. منصور ابراهیمزاده، مربی با اخلاق و در عین حال با دانش ذوبآهن که در کادر فنی خود مجید صالح مجهز به علم روز را کنار خود میبیند، به خوبی توانست شایستگی مربیان ایرانی را به اثبات برساند.
با این حال ناگفته پیداست مجموعه عواملی باید دست به دست هم بدهند تا یک مربی ایرانی بتواند همان راهی را که ابراهیمزاده طی کرده، بپیماید و به سر منزل مقصود برسد.
بیشک راهیابی به فینال لیگ قهرمانان آسیا امری تصادفی نیست که حالا به واسطه آن کارشناسان لب به تحسین و تمجید از این باشگاه بگشایند، تیمی که در 3 سال اخیر لیگ برتر همواره در جمع مدعیان قهرمانی حضور داشته، باید هم به نقطهای دست یابد که حالا نه اصفهان که همه ایران به آن ببالند.
امروز تیم یکدست و هماهنگ ذوبآهن که در حد قاره آسیا سمفونی فوتبال را به خوبی مینوازد در آستانه یک فتح تاریخی است و میتواند یک الگوی مناسب برای سایر باشگاههای ایران و بویژه باشگاههای پرطرفدار استقلال و پرسپولیس باشد که بیش از آنکه در متن سیر کنند، در حاشیه به سر میبرند و هواداران آنها سالهاست که حسرت درخشش در آسیا را میخورند.
این موفقیت نشان داد که در صورت مدیریت صحیح نزد باشگاهها میتوان از مسائلی همچون سرازیر کردن دلار به جیب مربیان خارجی و بازیکنان خارجی سطح پایین خودداری نمود و در عین حال یک مربی موفق را بیش از پیش به فوتبال ایران معرفی کرد.
گرچه باشگاه ذوبآهن به لحاظ صنعتی و دولتی بودن مشکلات مالی و بدهیهای میلیاردی به جا مانده از 10 سال پیش را ندارد، اما حتی با یک بررسی سطحی در چگونگی عملکرد این تیم در فصول مختلف نقل و انتقالات و جذب بازیکنان میتوان دریافت که این تیم هرفصل با برنامه کارش را دنبال کرده است.
ذوبآهن امروز اگر به هر دری میزند تا محمدرضا خلعتبری را حفظ کند به خوبی از ارزشهای این بازیکن با خبر است یا همینطور جذب بازیکنی چون ایگور کاسترو برزیلی که تاثیر غیرقابل کتمانی در موفقیتهای این تیم داشته، خود گواهی است بر با برنامه بودن و با حساب و کتاب بودن این باشگاه
.البته ناگفته پیداست که تزریق پول میتواند نخستین گام در راه موفقیت یک باشگاه تلقی شود، اما یقینا یگانه عامل کسب موفقیت نیست و باید در کنار تزریق میلیاردی بودجه، کار با برنامه و حساب شده حرف اول را در باشگاهها بزند تا ضمن به حداقل رساندن حواشی باشگاه، زمینههای موفقیت را فراهم سازد؛ موفقیتهایی که با مربیان با دانش ایرانی دور از دسترس نیست.
امید توفیقی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم