به گزارش فارس، نشست بررسی ویژگیهای طنز در آثار «مهران مدیری» در ادامه سلسله نشستهای نقد و بررسی فیلم دفتر طنز حوزه هنری با عنوان «نور، صدا، دوربین، خنده» عصر دیروز در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.
بنا بر این گزارش ، در ابتدای نشست قسمتهایی از کارهای شاخص مدیری مثل شب های برره و مرد هزار چهره پخش شد و سپس حمیدرضا ابک ، خشایار الوند و مهران مدیری به سئوالات مخاطبان پاسخ دادند.
در ابتدای این نشست، «حمیدرضا ابک» با اشاره به کلیات طنز مدیری گفت: برای خندیدن به طنزهای مدیری ، مخاطب باید دادههایی از پیش در ذهن داشته باشد تا به شوخیهای او پی ببرد. به طور مثال برای پی بردن به شوخی یکی از قسمتهای مرد هزارچهره باید روی پاتوقها و جمعهای روشنفکری مطالعه کرده باشد و با ویژگیهای شخصیتی برخی از هنرمندان آشنا باشد. مخاطبی که چنین زمینهای را ندارد، نمیتواند به کارهای آقای مدیری بخندد.
وی با تاکید بر این موضوع که طنز مدیری به مخاطب باج نمیدهد، گفت: با وجود این آثار مدیری مورد استقبال مخاطب عام قرار میگیرد و در این چند سال در حوزه طنز مکتوب و تصویری چنین طنز قویای را سراغ نداریم. زیرا بیشتر برنامههای طنز تلویزیونی و سینمایی بر اعمال آشنا و بیان شوخیهای پیامکی تکیه دارد.
آشناییزدایی مهمترین نکته در آثار طنز مدیری
وی مهمترین نکته در آثار طنز مهران مدیری را آشناییزدایی دانست و گفت: در یکی از قسمتهای شبهای برره ، یاورطغرل سلاحی به دست شیرفرهاد میدهد که او این سلاح را به شکل سماور درمیآورد. وقتی یاور با تعجب به سلاح تغییرشکل یافته نگاه میکند، شیرفرهاد به او میگوید: مواظب باش، پر است! و همه ما فکر میکنیم منظور او پربودن آب جوش در سماور است که ناگهان سماور شلیک میکند!
ابک افزود: حتی بیانصافترین منتقدان هم بر این عقیدهاند که آثار مهران مدیری باعث ارتقای سلیقه مخاطبان شده است و مخاطب ما دیگر به چیزهای بیمزه نمیخندد. پیش از این، ما به هر لطیفهای میخندیدیم و نهایت سطح شوخیها به لطیفههای برنامه صبح جمعه با شما ختم میشد که البته این دوستان هم در زمان خود زحمت زیادی برای تهیه این برنامه میکشیدند اما با ظهور طنزهای مدیری، این سلیقه ارتقاء یافت زیرا همان طور که اشاره کردم مدیری برای خنداندن به مخاطب باج نمیدهد.
در ادامه این برنامه ، مهران مدیری در پاسخ به اولین سئوال در خصوص رایج شدن تکیه کلامهای کارهای او در جامعه ، گفت: این موضوع بارها مطرح شده به طوری که در دورانی، یکی از معضلهای اساسی مملکت سرزبان افتادن این عبارات بود! اما اینها عمدی نیست. در جریان بازی و ساخت کاراکترها، هر آدمی با یک فرهنگ و یک جغرافیا خلق میشود که از این میان، این حرفها درمیآید. حال آثار ما بینندگان خوبی داشته که این چیزها گسترش پیدا کرده وگرنه هیچ تعمدی در کار نبوده و هیچ تکیه کلامی فکر شده و با منظور به شخصیتی اضافه نشده است. حتی یکی دو بار در برخورد با بازیگرانی که میگفتند اگر این تکیه کلام را بگوئیم سرزبانها میافتد، باعصبانیت برخورد کردم.
مدیری همچنین درمورد نحوه انتخاب بازیگران کارهایش گفت: قبل از این که این گروه ثابت را که سالهاست با هم کار میکنیم، جمع کنم، بازیگران را از طریق تست انتخاب میکردم. یا این که به من معرفی میشدند که آنها نیز باید تست میدادند اما الان، با گروه ثابت خودمان کار میکنیم، مگر نقشهایی که نیاز به بازیگر جدیدی دارند که آن هم با مراجعه به آرشیوهایی که در مؤسسه بازیگری امین تارخ و برخی از موسسات بازیگری دیگر است، انتخاب میکنیم و از آنها تست میگیریم. در کل انتخاب بازیگر برای آثار من فرآیند پیچیدهای نیست.
تشبیه مدیری به فرشاد پیوس
خشایار الوند نیز در مورد بازیگران طنزهای مدیری گفت: تمام بازیگرانی که در کار مدیری بازی کردهاند، سقف بازیگری آنها در این کارها بوده و اگر به صورت مستقل کار کنند، بازیشان بهاندازهای که در کار مدیری دیده شده، دیده نمیشود. یا خودشان را تکرار میکنند. این یکی از خصوصیات ذاتی و متافیزیکی مهران مدیری است که نقشی را به بازیگر پیشنهاد میکند که به شدت مناسب اوست.
وی اظهار داشت: در قهوه تلخ سی و خردهای نقش وجود داشت. وقتی من و امیرمهدی ژوله میگفتیم فلان بازیگر برای فلان نقش بهتر است، آقای مدیری نقش دیگری را برای او پیشنهاد میداد که در حین کار متوجه میشدیم این بازیگر چقدر در این نقش بهتر میدرخشد.
مدیری مانند فرشاد پیوس که هر جا توپ را میدیدید گل میزد بدون این که تکنیک خاصی داشته باشد، سقف پتانسیل بازیگر را درک میکند.
مهران مدیری در پاسخ به سئوالی مبنی بر این که چرا برخی از کاراکترها در کارهای او جواب نمیدهند؟، گفت: قطعا پیش میآید که من در انتخاب بازیگری اشتباه کرده باشم که این اشتباه در دو حالت رخ میدهد. یکی این که شخصیتی خلق میکنیم و در متن جواب نمیدهد و اگر حذفش کنیم اتفاقی نمیافتد و بعد از مدتی آن را هم حذف میکنیم. یکی هم اشتباه در انتخاب بازیگر است. من یک بازیگر را با ذهنیت قبلی که از او دارم، انتخاب میکنم اما میبینم این آدم در این مدت یا معتاد شده یا اصولا حالش از لحاظ روحی یا جسمی خوب نیست یا درگیر کارهای دیگری شده یا به خاطر مشکلات شخصی به خودش نپرداخته و بیان و بدنش نابود شده است و در این حالت، نقش آن طور که باید جواب نمیدهد.
وی در مورد این که چقدر در انتخاب بازیگرانش توصیهپذیر است، گفت: این موضوع درباره همه پروژهها هست. وقتی یک کار را آغاز میکنی تماس آدمهای مختلف و مراجعهها آغاز میشود اما ملاک خود من برای انتخاب، خصوصیات اخلاقی فرد است و این که این فرد آیا به بهترین شکل نقش خود را میتواند ایفا کند و برای بهترین بودن، غریبه و آشنا فرقی نمیکند.
ساخت همزمان 11 تلهفیلم تجارت است
در ادامه یکی از تماشاگران در خصوص اولویت داشتن برخی از طنزهای مبتذل در تلویزیون پرسید که مدیری در پاسخ گفت: مسئله اینچنینی در جامعه ما دولبه دارد. یک لبه سیاسی و یک لبه فرهنگی. راجع به بخش سیاسی آن بعدا به طور مفصل صحبت خواهیم کرد و راجع به بخش فرهنگی آن هم من احساس میکنم اگر تلویزیون به عمد انجام داده باشد ، میافتد به بعد سیاسی که باید درباره آن بعدا صحبت کرد و اگر به عمد نباشد ، از سرناآگاهی است که این ناآگاهیها سبب شده یکسری عوامل درجه یک را از دست بدهیم ، آن هم به این دلیل که کار کارشناسی در این زمینه انجام نمیشود.
این کارگردان افزود: مسئولان نمیآیند بر اساس نگاه کارشناسی بگویند این آدمهای درجه یک باشند. این آدمها به دلیل ضعف نباشند و ببینند که یکسری آدم متوسط باید چگونه فعالیت کنند. همه میخواهیم در سینما و تلویزیون پول دربیاوریم. آپارتمان و ویلا و ماشین بخریم. کسی در این وسط بحث فرهنگی و هنری ندارد.
مدیری تصریح کرد: تا آنجا که من میدانم خیلی از تهیهکنندگان، به تهیه فیلم مثل بهمثابه یک بیزینس نگاه میکنند. به طور مثال آدمی 11 تلهفیلم را با هم کارمیکند که تمام عوامل پشت صحنه این 11 تلهفیلم یکی است و همه را رج میزند! یعنی یک سکانس از فیلم اول را عوامل در یک اتاق میگیرند و برای گرفتن سکانسی از فیلم دوم به اتاق کناری میرویم. ما در طول تاریخ چنین چیزهایی نداشتهایم و این به معنای نگاه تجاری به این شغل داشتن است.
وی اضافه کرد: من یک وقتهایی احساس بیانگیزگی و بطالت میکنم. حتی از این که اینجا نشستهام و این حرفها را میزنم. با خود میگویم که این حرفها را میزنی. که چی؟ ان کارها را میکنی، که چه بشود؟ نگاه کارشناسانه و دلسوزانهای در جاهای تصمیمگیرنده وجود ندارد و اصلا لزومش حس نمیشود که برای آدمها وقت بگذارند.
ابک در این زمینه از مدیری پرسید: آیا این شرایط مختص چندسال اخیر است؟
مدیری پاسخ داد: این نگاه مختص این سالها نیست و همیشه وجود داشته است.
ابک افزود: این وضعیت فرهنگی همیشه در تلویزیون و سینما بوده، اما هیچگاه مدیری تن به ساخت کارهای اینچنینی نداده. شما پرسشگر این سئوال را با پاسختان دور زدید! و مدیری نیز به شوخی پاسخ داد: بله، قطعا دور زدم!
ابک اضافه کرد: هیچکس از آپارتمانسازی، ویلا و پول بدش نمیآید اما آدم حرفهای مانند مدیری خودش را با ساخت 11 تلهفیلم خراب نمیکند زیرا دریافته است باید آثار حرفهای بسازد تا بتواند با قدرت از شبکه بخواهد که آگهیهای میان برنامهاش را مال خودش کند. این خواستی است که هر کسی نمیتواند از تلویزیون داشته باشد اما انتخابهای هوشمندانه مدیری چنین قدرتی به او داده. وقتی مدیری برای ساخت یک 90 قسمتی یک جهان خلق میکند، میتوان او را با جی آر آر تالکین مقایسه کرد که برای ارباب حلقهها یک دائرةالمعارف جدید مینویسد. او در «شبهای برره» درست مثل تالکین یک ناکجا آباد با یک زبان من درآوردی خلق میکند. کارهای او با کارهای تمام کارگردانها متمایز است.
الوند نیز درباره پخش برخی طنزهای سطح پایین مثل دارا و ندار از تلویزیون و پخش نشدن طنزهای جدی مثل کارهای مدیری در نوروز امسال، گفت: این اشکال به مدیران شبکه بر میگردد. به عنوان مثال شبکه تهران به دلیل این که در ایام نوروز برنامه پرمخاطب نداشت، به این سمت رفت که سریال پربیننده پخش کند. مدیر شبکه میگوید چن آقای ده نمکی توانسته در سینما با فیلمهایش این سطح مخاطب را جذب کند، سریالش را در نوروز پخش کنیم و برای این که بتوانیم آمارها را بالا ببریم، بیائیم و به هر قیمتی مخاطب را جذب این کار کنیم.
باید خودمان را با خودمان مقایسه کنیم
مدیری برای پایان دادن به به این بحث گفت: هیچ مقایسهای در جهان وجود ندارد. هر کسی در آخرین حد اوج خود و در حد ابتذال سر جای خودش هست. هیچکس با هیچکس دیگر قابل مقایسه نیست. ما باید خودمان را با خودمان مقایسه کنیم. این طوری خودمان هم راحت تریم. اینگونه دیگر نه حرصمان درمیآید نه ناراحت میشویم.
یکی از تماشاگران از مدیری در خصوص عدم ریسک پذیری او برای انتخاب بازیگران جدید در آثارش پرسید و این که چرا همیشه سیامک انصاری نقش اصلی کارهای او را بازی میکند که مدیری به شوخی پاسخ داد: سیامک که سرجهازی من است!
او ادامه داد: ما پس از سالها کار با هم به یک فرمول رسیدهایم. بچههایی که با من کار میکنند این لحن یا فرمول را خوب بلد هستند. جنس کمدی مرا این بچهها پس از سالها کار بهخوبی میشناسند. بسیاری از بازیگران حرفهای و سوپراستار وقتی در کارهایم بازی کردهاند پس از یکی دو جلسه تمرین خودشان از ادامه کار انصراف دادهاند و هیچکدام نتوانستهاند به این ویژگیها دست پیدا کنند. آنها به ریتم ما نمیرسیدند. ما سکانسهای 30 الی40 ثانیهای داریم.
وی افزود: در «مرد هزارچهره» آقای خمسه یا خانم اکرم محمدی و دیگران بسیار تمرین میکردند تا به ریتم ما برسند اما سیامک متن را میگرفت و بدون تمرین جلوی دوربین میرفت. حتی عوامل فنی ما هم با سایر عوامل فنی متفاوتاند آنها مانند یک کماندو میمانند. وقتی که من میگویم دوربین آنجا، مانند یک جادو دوربین و تجهیزات محو میشود و در کمتر از یک دقیقه به اتاقی دیگر منتقل میشود. این سرعت و هماهنگی به خاطر تمرین در طول سالیان دراز بوده است. البته قبول دارم که باید ریسک کرد اما این کار برای من وقت گیر و سخت است اما در کارهای سینماییام که قرار است بعد از این ساخته شوند، قول میدهم که سیامک انصاری نباشد (با خنده).
حمیدرضا ابک نیز در این زمینه گفت: ریسک پذیری تنها در انتخاب بازیگر نیست. کارهای مدیری در طول سالها بسیار تغییر یافتهاند. او از میان پردههای نمایشی در سالهای اولیه، به ساخت رمان عظیمی مثل شبهای برره در تلویزیون رسید. او از سریالی به سریال دیگر ریسک کرده و سبک و کار خود را تغییر داده است.
سینمای ما از دور گنده ، حرفهای و دهان پرکن است
در ادامه این نشست، مدیری در خصوص تفاوت کار در سینما و تلویزیون گفت: هر کدام از این مدیومها معایب و مزیتهای خاص خودشان را دارند و انتخاب از میان آنها سخت است و ما هم در تئاتر، هم در سینما و هم در تلویزیون کار میکنیم. در سینما کار از بیرون به شدت حرفهای به نظر میرسد اما وقتی وارد میشوی به شدت غیرحرفهای است اما کار در تلویزیون از کار در سینما حرفهایتر است. من سر یکی از فیلمهای سینمایی دیدم که هر کس ساز خودش را میزند و کارگردان هر کسی هر کاری میکرد میگفت همین خوب است! در سینما جزئیات به شدت مهم است اما ما در کارهای تلویزیونی بیشتر به این جزئیات مانند نور، طراحی صحنه و لباس و غیره میپردازیم که البته دیجیتال این زحمات را نشان نمیدهد و تاکید بر این جزئیات در تلویزیون میمیرند! باقی کیفیت تصویر نیز در تلویزیون وقتی روی آنتن نابود میشوند. ولی فیلم 35 میلیمتری به خوبی این جزئینگریها را نشان میدهد.
وی ادامه داد: در کل اما، سینمای ما از دور گنده ، حرفهای و دهان پرکن است اما از نگاه من برخی از کارهای تلویزیونی حرفهایتر از آثار سینمایی هستند. تلویزیون مخاطبی دارد سینما هرگز نخواهد داشت. یک قسمت یک سریال را 60 میلیون نفر میبینند اما پرفروشترین فیلم سینمایی که میلیاردها فروش دارد، یک میلیون تماشاگر در طول یک ماه دارد.
وی در پاسخ به گلایه یکی از تماشاگران که چطور تلویزیون میتواند بیرحمانه شخصیتهایی را به سخره بگیرد، گفت: هر شخصیتی یا هر تیپی یکسری خصوصیات دارد. حتما اهل یک جایی است. یا خمیده است یا جین میپوشد، یکسری خصوصیات فرهنگی دارد. یک زبان خاص برای خودش دارد. نمیتوان شخصیتی خلق کرد که فرهنگ و جغرافیایی را تداعی نکند. حتی برره که یک دنیای خیالی است نیز اعتراض گروهی را درآورده بود که لهجه فلانی نزدیک به لهجه اهالی فلان شهرستان است.! یا در مرد هزارچهره میگفتند چرا اداره ثبت احوال شیراز؟ چرا اصفهان نه؟ به هر حال برای خلق یک شخصیت مجبوریم یکسری خصوصیات برای او تعریف کنیم.
خشایار الوند نیز با تاکید بر این که مدیری روی این که در طنزهایش به هیچ قشر و گروهی برنخورد، حساس است، گفت: در قهوه تلخ سکانسی نوشته بودم که برای آن که پیری مردی را به رخش بکشند، یک دست دندان به او هدیه میدهند. مدیری گفت شاید عدهآی از افراد پیر از این شوخی ناراحت شوند. حتی وقتی مدیری نقش خودش را هم در مرد هزارچهره بازی کرد ما تلفن اعتراض آمیز داشتیم! همیسه این اعتراضها هست.
مدیری نیز در این زمینه اضافه کرد: شخصیتهای خوب و دوست داشتنی و پاک خندهدار نیستند. وقتی شخصیتی کمدی خلق میشود که پر از تضاد و ناهنجاری باشد. پزشک خوب و شریف و درستکار جایی برای شوخی ندارد. (خشایار الوند در این لحظه اضافه کرد: این دکتر میشود دکتر قریب!). البته من قبول دارم که باید در تصویر طنزآمیز این آدمها، مواظب باشیم.
مهران مدیری در پاسخ به علت جدایی از پیمان قاسمخانی و میزان تاثیر او در آثارش گفت: پیمان به دلیل یکسری گرفتاریها و مشکلاتی که در حوزه سینما دارد ، زمان کار کردن را با ما پیدا نکرد. او همزمان درگیر دو سه کار بود و نمیتوانست در کار آخر با ما همراهی کند.
مدیری تاکید کرد: این قطع همکاری دلیل خاصی ندارد و امیدوارم بتوانیم دورباره همکاری خود را آغاز کنیم زیرا جای خالیاش به شدت حس میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم