در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخی مربیان به دلیل روابط خاص و قویتر با مدیران باشگاهها و تعدادی دیگر به خاطر کسب تجربه در زمینه مربیگری توانستند نامشان را در این فهرست حفظ کنند.
نگاهی به تیمها و مربیانشان در سالهای اخیر نشان میدهد که لیگ برتر ما حداقل 10 مربی ثابت داشته است که هر فصل از این تیم به تیم دیگری رفتهاند و جالبتر این که برخی از آنها در شرایطی برای هدایت یک تیم انتخاب شدند که کارنامه موفقی در فصل قبل از آن نداشتهاند، اما باز هم بر پایه اعتماد مدیران فرصت پیدا کردند شانس خود را برای کسب موفقیت امتحان کنند.
اهمیت دادن مدیران باشگاهها به تجربه و شهرت مربی از یکسو و فعالیت بیرویه دلالان و واسطهها برای انتقال برخی مربیان به تیمهای لیگ برتری از سوی دیگر مهمترین دلایل ایجاد چرخهای تکراری در انتخاب مربیان است.
در چنین شرایطی ورود مربیان تازهکار به عرصه مربیگری سخت است. مربیان جوان شاغل در لیگ برتر که تجربه چندانی ندارند ، در راه رسیدن به موفقیت با حاشیه و مشکلات زیادی روبهرو میشوند. همانطور که فراز کمالوند ، حمید استیلی ، افشین پیروانی ، مهدی تاتار، علیرضا منصوریان و حتی علی دایی به زحمت توانستند خود را بر این چرخه تحمیل کنند ، در حالی که به نظر میرسد فدراسیون فوتبال میتوانست در طول این سالها با فراهم کردن زمینهای برای پرورش مربیان جوان راه را برای ورود آنها هموار کند.
برگزاری کلاسهای آموزشی مختلف گرچه لازم است، اما کافی نیست، پیش از هرچیز باید مدیران باشگاهها در این زمینه توجیه شوند و ضمن اعتماد به مربیان جوان از انتقادهای احتمالی نترسند. لیگ برتر نیازمند ظهور پدیدههایی در عرصه مربیگری است. در این گزارش به دنبال راهکارهایی برای رسیدن به این هدف هستیم.
مربیان جوان و توقع سرمربیگری
محمود یاوری که به عنوان با تجربهترین مربی شاغل در لیگ برتر شناخته میشود در گفتگو با «جامجم» با اشاره به سطح توقع مربیان تازه کار تصریح میکند: این که چرا طی سالها مربیان جدید زیادی به مربیان قدیمی و پیشکسوتان اضافه نشده است به نوع تفکر مربیان جوان برمیگردد. بازیکنانی که در سطح ملی بازی کردند انتظار دارند بعد از بازنشستگی بسرعت وارد عرصه مربیگری شوند و تیمهای برتر را تحویل بگیرند و سرمربی شوند، در حالی که یک فرد تا شاگردی نکند ، استاد نمیشود.
وی ادامه میدهد: همانطور که یک بازیکن باید مراحل مختلف را از تیمهای نوجوانان، جوانان و امید طی کند تا در تیم بزرگسالان به تجربه و پختگی لازم برسد مربی هم باید سطح توقع خودش را از ابتدا پایین بیاورد و تیمهای مختلف را تجربه کند تا وقتی به لیگ برتر میرسد حرفی برای گفتن داشته باشد و بتواند پاسخ مثبتی به اعتماد مدیران باشگاهها بدهد. اما در فوتبال ما مربیان جوان خلاف این رفتار میکنند و فقط میخواهند در بهترین تیمها نفر اول باشند و همین باعث میشود که دردنیای مربیگری در سطح اول چندان دوام نیاورند.
استفاده از علم، تجربه میخواهد
یاوری به نقش فدراسیون اشاره میکند و میافزاید: فدراسیون طی چند سال اخیر در زمینه ارتقای سطح دانش مربیان گامهای موثری برداشته است. برگزاری کلاسهای مختلف آموزشی برای تربیت و پرورش مربیان میتواند موثر باشد، اما تجربه عملی حرف اول را میزند. مربی تا در بطن کار نباشد و خودش نخواهد که تجربه کسب کند نمیتواند در تیمهای بزرگ و پرحاشیه موفق باشد. خود من اول در تیم دوم پاس (شهربانی سابق) مربیگری کردم، بعد به جوانان اصفهان رفتم و آنوقت سرمربی ذوبآهن اصفهان شدم. در مجموع باید بگویم که مدرک، ضامن موفقیت یک مربی نیست. باید همهچیز روی اصول باشد، چون استفاده از علم، تجربه میخواهد.
مربی جوان فرصت میخواهد
بیژن ذوالفقارنسب، از مربیانی که تیمهای مختلفی را در لیگ برتر تجربه کرده است عقیده دیگری در این زمینه دارد. وی در این مورد به «جامجم» میگوید: به نظر من در یکی دو سال گذشته اتفاقا نسل جدیدی از مربیان ظهور کرده است اما این مربیان احتیاج به اعتماد و دوری از حاشیه دارند. معمولا آنقدر برای مربیان جوان حاشیه درست میکنند و تحت فشارشان میگذارند که نمیتوانند کارشان را انجام دهند. باید در این زمینه خوشبین بود و امیدوارانه به آنها فرصت داد تا به شرایط ایدهآل برسند و نامشان را به لیست مربیانی که در لیگ برتر هستند، اضافه کنند.
ذوالفقارنسب برای ایجاد بستری مناسب در زمینه پرورش مربیان جوان 3 نکته را مورد اشاره قرار میدهد و میگوید: اول باید توجه کرد که مربی، استعداد و قابلیت خوبی در این زمینه داشته باشد، دوم فدراسیون فوتبال باید ضمن برگزاری کلاسهای آموزشی رسمی و کلاسهای توجیهی، سطح دانش فنی مربیان را بالا ببرد و سوم مربیان سعی کنند ضمن تعهد و احترام به حرفه خودشان از منابع علمی بیشماری که امروزه موجود است بهره ببرند. سایتهای مختلف در اینترنت میتوانند دانش آنها را به روز کنند و در راستای پیشرفت جلو ببرند.
چرخه مربیان خارجی هم محدود است
اما حضور مربیان خارجی در لیگ برتر ایران هم مقولهای تاملبرانگیز است. در طول این سالها باوجود اینکه باشگاههای مختلف بویژه تیمهای بزرگ از مذاکره با مربیانی بزرگ خبر دادند، اما جز در مواردی معدود هرگز موفق نشدند مربیان صاحبنام را به ایران بیاورند تا حضور آنها سطح فنی مربیگری در لیگ کشورمان را بالا ببرد. ذوالفقارنسب با تایید این نکته میگوید: متاسفانه در 10 سال گذشته مربیکه دارای ظرفیت، توانمندی و دانش فنی بالا و حتی مسلط به زبان انگلیسی باشد در لیگ ایران شاغل نشده، مربیان خارجی هم گزینههای محدودی بودند که بین تیمها جابهجا شدند که دلیل آن هم مشخص است چون در ایران حقوق بالایی به مربیان خارجی داده نمیشود. معمولا مربیان طراز اول حاضر به همکاری نشدند، کسانی هم که به ایران آمدند نتوانستند دانشی را به جامعه مربیگری ایران منتقل کنند.
تعداد محدود مربی و مدیریت ضعیف باشگاهها
اما شنیدن صحبتهای یکی از مربیان جدید و جوان هم جالب است، فراز کمالوند که همراه تراکتورسازی در لیگ برتر حاشیههای زیادی را تجربه کرد، وقتی با این سوال مواجه میشود که چرا دایره انتخاب مربیان برای باشگاههای لیگ برتری محدود است و تعدادی از نامها فقط بین تیمها جابهجا میشوند، میگوید: من حرف نزنم بهتر است. اما وقتی با اصرار ما مواجه میشود میگوید، مشکل از مدیریت ضعیف باشگاهها ناشی میشود، در هیچ جای دنیا مثل ایران فضای کار کردن برای مربیان جوان سخت نیست. من در مورد خودم هم حرف نمیزنم، مثلا آقای قلعهنویی که اتفاقا برخلاف سناش تجربهاش زیاد است سال قبل استقلال را قهرمان و این فصل نیز با سپاهان این قهرمانی را تکرار کرد، اما آنقدر تبعات منفی برایش درست شد که اصلا نفهمید لذت قهرمانی چیست، برای سایر مربیان جوان هم وضعیت همین است.
کمالوند ادامه میدهد: مربیان چرخه خاصی دارند. اگر اسم من، استیلی و منصوریان که تازه واردتر بودیم را از بین مربیان درآورید، عادت شده که هر سال یک مربی را از یک تیم به یک تیم دیگر میبرند و بعد این جابهجاییها را بین همین نامها ادامه میدهند. جالب اینجاست که حتی ممکن است یک مربی کارنامه موفقی نداشته باشد اما انتخاب میشود و از او قهرمانی هم میخواهند. اما از قدیم گفتهاند آزموده را آزمودن خطاست. ما از سرمایه انسانیمان نهایت استفاده را نمیبریم. دایی را که بهترین گلزن جهان بوده سرمربی تیم ملی میکنیم و بعد با آن وضعیت طوری برکنارش میکنیم که 11 ماه از خانهاش بیرون نمیآید. یا مثلا امیر قلعهنویی 16 بازی در تیم ملی را بدون باخت پشت سر میگذارد و وقتی در بازی هفدهم با پنالتی به کره جنوبی میبازد، با آن وضعیت محاکمهاش میکنیم. این روال انگیزه مربیان جوان را روز به روز میگیرد و آن وقت میپرسند چرا مربیان جدید فعال نیستند در حالی که به نظر من اصلا فضای کار کردن مناسب نیست.
عدم اعتماد مدیران به مربیان جوان
اما مشکل دیگری هم از دیدگاه کمالوند وجود دارد و آن اعتماد به مربیان است. کمالوند تصریح میکند: بکن باوئر هم یک روز سال اول مربیگریاش بوده است و بعد از 10، 12 سال بالاخره شد بکنباوئر، باید مدیران ما باور کنند که فقط همین 10 نفر نیستند که میتوانند مربیگری کنند. در این کشور با این همه علاقهمند به فوتبال میتوان مربیان توانای زیادی پیدا کرد. من به هیچ عنوان منکر ارزش مربی پیشکسوت نیستم. مربیانی مثل آقای یاوری سرمایه مربیگری ما هستند، اما این دایره نباید آنقدر تنگ باشد که حتی مربی جدیدی که میخواهد کار کند را پس بزند. خود من اگر تراکتور به من اعتماد نمیکرد، الان کمالوند شاغل در لیگ برتر نبودم. این مساله در دنیا حل شده است. آدمی مثل مورینیو که در عمرش فوتبال بازی نکرده با اعتماد مدیران بهترین مربی جهان میشود و جای این اعتماد در فوتبال ما خالی است.
بقای مدیران مهمتر از موفقیت مربیان
رسول کربکندی در گفتگو با «جامجم» در این مورد میگوید: به نظر من چیزی که باعث شده در این سالها مربیان جدیدی ظهور نکنند خطر نکردن مدیران است، چون اگر آنها مربی نام آشنایی را به خدمت بگیرند و ناکام بمانند، کمتر مورد انتقاد قرار میگیرند. مدیران بیشتر دنبال تفکرات گذشته هستند مثلا اگر کسی مثل منصوریان بیاید و نتیجه نگیرد، تفکر مدیران را به هم میریزد و آنها سراغ نامهایی میروند که قبلا تجربه کردند. آنچه باعث بقای یک مربی جدید میشود عملکردش است، اما باید فضای کار کردن هم مهیا باشد.
وی ادامه میدهد: در فوتبال نتیجهگرای ما مدیران بیشتر به فکر بقای خودشان هستند. من خودم 2 سال بیرون بودم و مربیگری نکردم. وقتی به صبا آمدم چون تیم نتیجه گرفت ماندم. بنابراین برای مربیان باتجربه هم نتیجه گرفتن و عملکرد تاثیر دارد. مربیان باید صبور باشند و میدان را خالی نکنند. اگردر خیلی از موارد بپذیرند که در تیمی نفر دوم باشند پیشرفت میکنند و خودشان را به مدیران نشان میدهند و ثابت میکنند.
سارا احمدیان
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: