در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریال زیر آسمان شهر اولین سریال کمدی بود که پخش شبانه را تجربه کرد. استقبال بالای مخاطبان از این شیوه پخش مسوولان را به این فکر انداخت که نحوه پخش برخی از سریالها را از «هفتگی» به «شبانه» تغییر دهند.
در این میان یک شیوه جدید نیز متولد شد. یعنی کارهایی که تعداد قسمتهایشان الزاما 90 قسمت نبود و پخش یک شب در میان یا 2 بار در هفته داشتند. اگر همین الان به فهرست برنامههای هفتگی صدا و سیما نگاه کنیم میبینیم این شیوه پخش خیلی مرسوم شده است؛ هوش سیاه و باغ شیشهای سریالهایی هستند که در حال حاضر یک شب در میان پخش میشوند. «به کجا چنین شتابان» هم چندی پیش به همین شیوه به روی آنتن رفت.
چندی پیش یکی از بازیگران سریال شبانه به نکته جالبی اشاره کرده بود. او سریالهای شبانه و روز پخش را با تئاتر مقایسه کرده بود و گفته بود: در این سریالها میتوان واکنش مردم را در کوچه و بازار دید و نتایج این واکنش را در نقشآفرینی لحاظ کرد.
حتی برخی کارگردانها پایان داستانشان را براساس واکنشهای مخاطبان تغییر میدهند. البته این ماجرا مربوط به سریالهایی میشود که زمان پخش و ساختشان با هم یکی میشود.
سریالهای شبانه معادلات برنامهسازی را هم به هم ریختند. چراکه برنامهسازان با این شیوه مجبور شدند تولیدات بیشتری را برای آنتن تدارک ببینند.
همزمان با رواج شیوه پخش شبانه سریالها این سوال هم مطرح شد که پخش این گونه کارها چه تاثیری میتواند روی مخاطب «جعبه جادو» داشته باشد؟ آیا سریالهای شبانه میتوانند با هیاهویشان به مهجور ماندن سریالهای هفتگی دامن بزنند؟ آیا میتوان گفت تاثیر سریالهای هفتگی روی مخاطب ماندگارتر از «شبانهها»ست؟
در گفتگو با چند کارگردان و تهیهکننده نظر آنها را در رابطه با این سوالات جویا شدیم.
جذب مخاطب بیشتر
مسعود آبپرور ، کارگردان سریال هوش سیاه میگوید: ما خودمان دوست داشتیم کارمان هفتگی پخش شود، اما مدیران تصمیم گرفتند که این کار به صورت 3 شب در هفته به روی آنتن برود.
وی که از روند فعلی پخش سریال راضی به نظر میرسد، ادامه میدهد: در ابتدا فکر میکردم تاثیر سریال هفتگی بهتر است، اما الان به این نتیجه رسیدم که با پخش غیرهفتگی میتوان مخاطب بیشتری جذب کرد. در حال حاضر با توجه به این که مخاطب کمحوصله شده این نوع پخش تاثیر نافذتری دارد.
این کارگردان میگوید: ما نظرسنجی علمی نداشتهایم، اما از بازخوردهایی که از اطرافیانمان دیدهایم متوجه شدهایم که تاثیرگذاری سریال خوب بوده است. فکر میکنم بخشی از این تاثیر ناشی از پخش یک شب در میان آن باشد و اگر هفتگی بود اینقدر در جذب مخاطب موفق نبود. در حال حاضر مخاطب هر روز با سریال ما درگیر است؛ یک روز با پخش اولیهاش و یک روز با تکرارش.
پخش هفتگی یا شبانه بستگی به داستان دارد
حسن شکوهی، تهیهکننده سریال «به کجا چنین شتابان» ضمن اظهار رضایت از نحوه پخش سریالش میگوید: کارهای هر شبی بیشتر در ذهن مخاطب میمانند. چون در سریالهای هفتگی مخاطب فراموش میکند در هفتههای قبل چه اتفاقی افتاده است.
او ادامه میدهد: البته برخی داستانها مثل «حضرت یوسف» این قابلیت را دارند که در ذهن مخاطب بمانند. این سریالها را میتوان هفتگی پخش کرد. در هر صورت پخش هفتگی یا شبانه بستگی به کشش داستان دارد.
این تهیهکننده تاکید میکند: در کارهای هفتگی تماشاگر معمولا یادش میرود هفته قبل چه اتفاقی افتاده است. بنابراین هر بار مجبوریم در ابتدای هر قسمت «آنچه گذشت» بیاوریم. ما در سریال «به کجا چنین شتابان» در برابر این کار مقاومت کردیم، اما از قسمت 20 به بعد مجبور شدیم این کار را انجام دهیم. با این که فکر میکردیم در سریالهای شبانه و دو شب یک بار نیازی به پخش قسمتهای قبلی نیست.
شکوهی ادامه میدهد: با اشاره به این نکته که قرار بود «به کجا چنین شتابان» برای شبهای ماه رمضان آماده شود میگوید: متاسفانه تصویربرداری این سریال طولانی شد و به پخش ماه رمضان نرسید. به هر حال ما تصمیمگیرنده نیستیم که پخش سریال به چه صورت باشد. مدیران پخش در این رابطه سیاستگذاریهای لازم را انجام میدهند.
پخش یکی در میان، موجب افت مخاطب میشود
محسن شایانفر، تهیهکننده سریال «خستهدلان» معتقد است که پخش یک شب در میان یک سریال بدترین نحوه پخش است و موجب افت مخاطب میشود.
این تهیهکننده در توضیح نظریهاش میگوید: مردم آنقدر سرشان شلوغ است که یادشان میرود امروز زوج است یا فرد. ضمن این که در رابطه با موضوع طرح و ترافیک هم روزهای زوج و فرد را با هم قاطی میکنند!
او تاکید میکند: سریالها یا باید شبانه پخش شوند یا هفتگی و پخش یک شب در میان سریالها اقدام مناسبی نیست. الان مردم شبهای جمعه را برای سریال «در چشم باد» علامتگذاری کردهاند. تماشاگر به کارهای هر شبی و هفتگی عادت میکند، اما نمیتواند خودش را با پخش یک شب در میان هماهنگ کند.
شایانفر با بیان این مطلب که مخاطب کارهای فاخر را پیگیری میکند، میگوید: سریال خوب در هر شرایطی مخاطب خودش را دارد و این جور مسائل خیلی تاثیرگذار نیستند.
او ادامه میدهد: پخش شبانه بیشتر مناسب سریالهایی است که به مسائل روز و سرگرمکننده میپردازند. قاعده همه جای دنیا همین است. بیشتر کارهای شبانه مضمون طنز دارند و بیشتر میخواهند برای لحظهای تبسم و لبخند را به ارمغان بیاورند. در شبهای ماه رمضان و اعیاد هم چون مردم در خانهها میمانند، میتوان سریالها را شبانه پخش کرد. اگر کارهای حجیم و وسیع مثل «حضرت یوسف»، «در چشم باد» و «مختارنامه» را شبانه پخش کنیم، به این کارها جفا کردهایم.
از شایانفر میپرسیم به نظر شما هیاهوی سریالهای شبانه باعث دیده نشدن کارهای هفتگی نمیشود؟ وی پاسخ میدهد: خیر. سریالهای هفتگی مخاطبان خودشان را دارند. مثل سریال «خستهدلان» که بیشتر قصههایش مستقل بودند و مخاطب آنها را دنبال میکرد. سریالهای شبانه ممکن است در یک مدتی مخاطب انبوه داشته باشند، اما به همان سرعتی که مطرح میشوند ممکن است فراموش هم بشوند.
سریال هفتگی باید جذابیت بالایی داشته باشد
الهام ابراهیمی، تهیهکننده «باغ شیشهای» میگوید: سریالی که به صورت هفتگی پخش میشود باید درجه جذابیت بالایی داشته باشد. در حال حاضر کمتر سریالی را سراغ دارم که از چنین جذابیت بالایی برخوردار باشد.
او با تاکید بر این نکته که پخش شبانه تاثیر بیشتری دارد توضیح میدهد: از همان ابتدا به ما گفته شده بود قرار است «باغ شیشهای» به عنوان یک سریال روتین شبانه روی آنتن برود. ما در سیاستگذاریهایمان و در نگارش فیلمنامه این نکته را لحاظ کردیم.
او که پخش مرتب شبانه را بهتر از پخش یک شب در میان میداند میگوید: من به عنوان یک مخاطب دوست دارم سریال مورد علاقهام را هر شب دنبال کنم.
ابراهیمی درباره دلیل تغییر روز پخش سریال «باغ شیشهای» توضیح میدهد: این سریال در ابتدا در روزهای زوج پخش میشد، اما به خاطر این که در روزهای فرد تعداد سریالهای ایرانی شبکهها کم بود زمانش را به روزهای فرد تغییر دادند.
ستارهها و سریالهای شبانه
طاهره آشیانی/ گروه رادیو و تلویزیون
بازیگرانی که بازی در سریالهای شبانه را می پذیرند به چند دسته تقسیم میشوند؛ یک گروه از آنها با حضور در همین سریالها معروف شدهاند و چنان خوب در این گونه آثار ایفای نقش میکنند که اگر در این سریالها نباشند، نمیتوانند مخاطب زیادی جذب کنند. از این دست بازیگران میتوان به مهران مدیری، سیامک انصاریان، جواد رضویان، محمدرضا هدایتی، محمدرضا شفیعی جم، بهنوش بختیاری، حمید لولایی، فتحعلی اویسی، مریم امیرجلالی و... اشاره کرد.
دسته دوم بازیگرانی هستند که حضور آنها در همه نوع کار قابل پذیرش است. آنها را هم میتوان در همه نوع کاری دید، هم سینمایی، هم سریالهای هفتگی و هم و در تلهفیلمها. اینها بازیگرانی هستند که معمولا نقشهای دوم و سوم را بازی میکنند و زیاد هم برایشان مهم نیست چه نقشی را بازی میکنند. در میان این گروه هم بازیگر متفاوت پیدا میشود که نقشهای فرعی را چنان خوب بازی میکنند که در ذهن بیننده میماند و هم بازیگری که فقط انجام وظیفه میکند.
دسته سوم بازیگران معروف هستند که به دلایل مختلف بازی در سریالهای شبانه را میپذیرند. این گروه بزرگترین ریسک زندگی بازیگری خود را با حضور در این سریالها انجام میدهند. چون بازیگر معروف به دلیل کم در دسترس بودن و کم دیده شدن، معروف میشود. بازیگران معروف یا ستاره اگر هر شب دیده شود به بازیگری تکراری تبدیل میشود که بیننده را از خود دلزده میکند، اما معمولا ستارههایی بازی در سریالهای شبانه را میپذیرند که به نوعی احساس بازنشستگی میکنند و میپذیرند که در سینما نقشهای دندانگیر برای آنها وجود نخواهد داشت.
البته با همه اینها باید به این نکته هم اشاره کرد که این قواعد تقریبا در سینما و تلویزیون کشور ما وجود ندارد. چون در کشور ما سینما و تلویزیون بشدت با هم قاطی شدهاند. کارگردانان سینما در تلویزیون سریال میسازند و بازیگران سریالهای شبانه تلویزیونی در سینما به بازیگران محبوب تبدیل میشوند.
احسان رحیمزاده
گروه رادیوو تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: