در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کافی است نگاهی اجمالی به تاریخ سینمای ایران بیندازید و به حافظه خود رجوع کنید. کمتر اثر سینمایی را به یاد خواهید آورد که در ژانر وحشت تولید شده باشد. بیشترین فیلمهایی را که در این گونه سینمایی به خاطر میآوریم محدود به آثاری هستند که در همین چند سال گذشته در سینمای ایران تولید شدهاند. اساسا آثار تولیده شده در سینمای وحشت ایران به تعداد انگشتهای دست هم نمیرسد و شاید برخی از آنان با اغماض در ذیل سینمای وحشت قرار بگیرند. قطعا تماشای انواع فیلمهای دلهرهآمیز و وحشتناک سینمای غرب موجب میشود تماشاگر ایرانی به فیلمهایی که در سینمای خود در این ژانر ساخته میشود اعتنای چندانی نکند و به عبارت دیگر، از تماشای آن دچار ترس و دلهره نشود.
سینمای وحشت البته خود نیز به انواع و اقسام مختلفی تقسیم میشود و ساختارهای گوناگونی دارد. یک نوع از این ژانر بر پایه مسائل و موقعیتهای روانی قرار دارد که فضاهای روانپریشانه و آشفتگیهای روحی را نشان میدهد و به عبارت بهتر، اختلالات روانی شخصیتهای داستان موجب ترس مخاطب میشوند و در واقع عناصر روانشناختی فیلم، بنیاد ترس را ایجاد میکنند، مثلا فیلم مشهور «روانی» اثر آلفرد هیچکاک نمونهای از این جنس آثار است. گونه دیگر از این سینما بر پایه خشونتهای جسمی و آزار بدنی بنا شده است که معمولا تماشای آنها به دلیل خشونتی که دارند، برای افراد زیر 16 سال ممنوع است. به این گونه از فیلمها در سینمای وحشت اسلشر یا آثار سلاخی گفته میشود که نمونه ایرانی آن را چند سال پیش در فیلم «پارک وی» فریدون جیرانی دیدیم و فیلم «اره» یا «کشتار با اره برقی» نیز نمونه خارجی آن است.
دسته سوم از فیلمهای وحشت به آثاری مربوط میشود که از برخی مسائل مبهم و ماورایی مثل جن، خونآشام و ارواح خبیثه به عنوان عناصر داستانی استفاده میکنند و از دلهرهای که در ذات این مفاهیم و موجودات قرار دارد برای ایجاد ترس بهره میگیرند؛ مصداق بارز و مشهور اینگونه آثار فیلم «جنگیر» ویلیام فرید کین یا «دراکولا» ساخته تاد براونینگ است که بسیاری از مخاطبان سینما آن را دیدهاند و هنوز نیز با توجه به انواع فیلمهای وحشتناک که به واسطه فناوری ایجاد شده جنگیر را جزو ترسناکترین آثار سینمایی میشناسند. البته با توسعه تکنیکهای سینمایی و جلوههای ویژه، برخی موجودات فانتزی و ذهنی که قابلیت ایجاد وحشت دارند نیز به این سینما اضافه شده است که میتوان از «گودزیلا» به عنوان نمونهای از این آثار نام برد. اگر بخواهیم مبتنی بر این تقسیمبندی به سینمای ایران نگاه کنیم، کمتر فیلمی را پیدا میکنیم یا دست کم فیلمهای کمی را مییابیم که در ذیل سینمای وحشت قرار بگیرند. پیش از انقلاب، تنها ساموئل خاچکیان بود که به ساخت چنین آثاری مشهور بود و به همین علت به او لقب آلفرد هیچکاک ایران را داده بودند. با این حال منتقدان، فیلمهای او را بیشتر در ژانر جنایی و معمایی قرار میدهند تا سینمای وحشت. پس از انقلاب نیز آثاری مثل «شب بیست و نهم» حمید درخشانی، «اثیری» محمدعلی سجادی، «خوابگاه دختران» محمدحسین لطیفی، «پارک وی» و تا حدودی «قرمز» فریدون جیرانی، «اقلیما» مهدی عسگرپور، «کلبه» جواد افشار و «حریم» سیدرضا خطیبی و فیلم در حال اکران «آل» بهرامیان را میتوان در ذیل سینمای وحشت قرار داد. بسیاری از این فیلمها البته دارای عناصر و مولفههای مشخص ژانر وحشت نیستند و در مرز فیلمهای جنایی و معمایی و وحشت قرار میگیرند، حتی یکی از آنها یعنی خوابگاه دختران تلفیقی از ترس و خنده است و ساختاری طنزگونه دارد. سال گذشته سیدرضا خطیبی در حریم تا حدودی توانست به ساختار و زبان سینمای وحشت نزدیک شود و با بهرهگیری از عناصر و مفاهیم ترس ایرانی، فیلم نسبتا خوبی بسازد، اما سینمای ایران نه فقط به لحاظ کمی بلکه از نظر کیفی و محتوایی نیز با استاندارد جهانی سینمای وحشت فاصله زیادی دارد.
سینمای وحشت یک سینمای تکنیکال است یا دستکم نسبت به ژانرهای دیگر به تجهیزات و امکانات فنی بیشتری نیازمند است تا بتواند با استفاده از عناصری چون نور، تصویر، افکت و جلوههای ویژه و خلق موقعیتهای حیرتانگیز و غیرطبیعی به ایجاد ترس و دلهره در مخاطب بپردازد، اما تقلیل دادن سینمای وحشت به سویه تکنیکی آن و فقدان امکانات فنی برای شکلگیری سینمای وحشت تصور اشتباهی است که مبتنی بر این فرض شکل گرفته است که باید ترس و دلهره را توسط عوامل بیرونی و فراتر از متن به مخاطب القاء کرد، در حالی که ترس میتواند یک موقعیت دراماتیک باشد و بیش از آن که به تکنیک و امکانات فنی سینما وابسته باشد به نوع روایت و ساختار قصه تکیه کند. با وجود این، کمبود امکانات فنی را میتوان یکی از دلایل عدم شکلگیری ژانر وحشت در ایران محسوب کرد، اما این همه ماجرا نیست و قطعا عوامل مهمتر از آن نیز وجود دارد که فقدان منابع داستانی و مضامین مطرح شده در ژانر وحشت را میتوان مهمترین آن دانست.
نگارنده معتقد است بیش از کمبود امکانات فنی، فقدان مضامین و قصههایی که بار دراماتیک ترسناکی دارند در کنار بیتوجهی سینماگران ایرانی به آنها مهمترین علت عدم شکلگیری سینمای وحشت در ایران است.
این در حالی است که ما در عقاید مذهبی و باورهای عرفی خود مفاهیم و مضامینی داریم که میتوان عنصر ترس را در آنها به تصویر کشید و برای این منظور نیازی به تجهیزات فنی هم نیست. عقایدی همچون اعتقاد به جن و روح و شیطان و بختک و... قابلیت دراماتیکی بالایی برای تولید یک فیلم ترسناک هستند که سینمای ایران کمتر به سراغ آنها رفته است. در دهه اخیر، تلویزیون با تکیه بر این عناصر سریالهایی به اصطلاح ماورایی ساخته است، البته بیش از آن که بر سویه ترسناک آن تاکید شود، بیشتر وجوه اعتقادی و دینی آن برجسته شده و اتفاقا چالش اصلی در همین نقطه است. در واقع طرح محتوایی مفاهیم ترسناک در سینمای ایران به دلیل سنخیت و آمیختگی این مفاهیم با ارزشهای دینی و سویه ایدئولوژیک قصه بشدت سوءتفاهمزاست و عدم شفافیت در این حوزه نیز تکلیف فیلمساز را با طرح این مفاهیم روشن نمیسازد. به همین علت یکی از عوامل بسیار مهم فقدان سینمای وحشت در ایران را باید در همین علت جستجو کرد.
در واقع در فرهنگ و آیین ما ترساندن به صرف ایجاد دلهره و وحشت مجاز شمرده نمیشود، مگر این که برای تحولی اخلاقی و تربیتی باشد.
سیدرضا صائمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: