در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جامعهشناسان معتقدند گفتن این جمله شاید مهمترین عامل برای سرقت آثار تاریخی در هر کشوری به شمار رود زیرا وقتی دغدغه هویت از میان برود دیگر سرقت هویت و میراث تاریخی امری مذموم شناخته نمیشود. مهم نیست این جمله در خیابانهای کدامیک از شهرهای دنیا به زبان بیاید، مهم میراث تمدنی است که به هر دلیلی به سرقت میرود.
اما این پایان ماجرا نیست زیرا تنها یک سوی ماجراست و سوی دیگر، موزههای بزرگی قرار دارند که تشنه نگهداری آثاری هستند که سرقت شده و به جایی برای نمایش نیازمندند. چندی پیش ایتالیا ماسک تاریخی 3 هزار سالهاش را از انگلیسیها میخواست. مصریها هم بیکار ننشستند تا سنگ رزیتای تاریخیشان را از این انگلیسیهای دوستدار آثار تاریخی دیگران! پس بگیرند.
اصلا گویا کشورهای صاحب تمدن همیشه این مشکل را داشتهاند که برای تماشای تاریخ تمدن و فرهنگ خودشان باید آن را از کشورهای دیگر تقاضا کنند. این روزها شاید بازپسگیری آثار تاریخی از کشورهای دیگر عمدهترین دغدغه میراثداران کشورهای صاحب تمدن و فکر باشد.
ایران هم یکی از همین کشورهاست. گوشهگوشه دنیا را که بگردی میتوانی بیشمار اثر تاریخی از ایران و ایرانی بیابی که روزگاری به هر دلیلی از این کشور رفتهاند تا زینت بخش موزههای کشورهای دیگر شوند. حال ما که در ایران دغدغه هویتمان یک سر و گردن از دیگر کشورهای جهان بالاتر است باید تلاش موثرتر در زمینه بازگرداندن آثار تاریخی خودمان به ایران داشته باشیم. درمتن زیر این چالش مورد بررسی قرار گرفته است.
مصر ، پیشقراول دنیای باستان
در سال گذشته، مصریها جنبشی راه انداختند تا به هر نحو شکل آثار تاریخی کشورشان را از دیگر کشورهای جهان باز پس گیرند. این مساله با مجادله سیاسی مسوولان مصری با مسوولان آلمان بر سر یک نیم تنه باستانی از یک فرعون آغاز شد؛ مجسمهای رنگی از نفرتیتی ـ همسر فرعون آخناتن (Akhenaten) ـ که در سال 1912 میلادی در مصر کشف شد و از سالها پیش در موزه برلین نگهداری میشود. دولت مصر از دهه 30 میلادی بهدنبال برگرداندن این اثر تاریخی بود.
پیش از این ماجرا نیز اعلام شده بود مسوولان موزه لوور در فرانسه 5 دیوارنگاره مصری چندهزار ساله را پس خواهند داد و مسوولان موزه متروپلیتن در آمریکا نیز بخشی از یک مقبره مصری را با 4هزار سال قدمت به مصر بازمیگردانند.
شاید بازگرداندن سنگ (کتیبه) رزیتا را باید شاهکار مصریها در بازگرداندن آثار تاریخی خود دانست. سنگ رزیتا در سال 196 پیش از میلاد مسیح(ع) خلق شده است و در سال 1799 میلادی توسط نیروهای ارتش فرانسه در مصر کشف و 2 سال بعد به دولت انگلیس تحویل داده شد.
بازگشت این آثار در شرایطی انجام شد که بر اساس اعلام رسمی دولت مصر در سالهای اخیر، با پیگیری مستمر دولت مصر، نزدیک به 5 هزار اثر تاریخی این کشور به مصر بازگردانده شد. اما این نکته تنها به همینجا ختم نشد، زیرا مصریها فقط میخواستند در مناظرههایشان به این مساله برسند که چنین آثاری به طور غیرقانونی از کشورشان خارج شده است.
چون بر اساس قوانین جهانی این نکته که آثار تاریخی بهطور غیرقانونی از یک کشور خارج شدهاند میتواند برگ برنده کشوری باشد که برای بازگرداندن اثر تاریخی خود قدم پیش گذاشته است.
اما در میان تمامی کشمکشهای کشورهای مختلف دنیا برای بازگرداندن آثار تاریخی کشورشان مصر موفقترین عملکرد را داشته باشد تا جایی که توانسته است از سال 2002 تاکنون، 31 هزار اثر تاریخیاش را از موزهها و موسسات حراجی دیگر کشورها پس بگیرد.
ایران و تاریخی که در جهان معلق است
در مورد ایران و شاهکارهای تاریخ باستانش که در کشورهای مختلف جهان نگهداری میشود، اما موضوع کمی فرق میکند. عمده کشورهایی که آثارشان به هر دلیلی در موزهای در کشور دیگر نگهداری میشوند، کشورهایی هستند که آثارشان به راههای مختلف به سرقت رفتهاند و اکنون زینتبخش مجموعهها و موزههای شخصی و غیرشخصی است.
ولی این موضوع در مورد ایران کمی فرق دارد زیرا بسیاری از آثار تاریخی از کشورمان که اکنون در موزههای کشورهای مختلف جهان نگهداری میشوند، آثاری هستند که زمانی پیشتر و به دلیل ضعف قوانین حقوقی خرید و فروش آثار تاریخی از کشورمان خارج شدهاند.
این موضوع را به این مساله اضافه کنید که برخی از آثاری که اکنون در موزههای مختلف دنیا از تاریخ ایران باستان نگهداری میشوند، آثاری هستند که از سوی حاکمان وقت بویژه در دوره حکمرانی شاهان قاجار به بسیاری از دولتمردان اروپایی هدیه داده شدهاند.
در این زمینه میتوان به هدیه نقش برجسته سرباز هخامنشی به موزه آرمیتاژ سنپترزبورگ روسیه اشاره کرد که به طور رسمی در سال 1935 میلادی از سوی دولت ایران به این موزه اهدا شده است یا آنکه در این زمینه میتوان به قراردادهای ننگینی که دولت قاجاریه در زمینه خروج آثار تاریخی از کشور بست، اشاره کرد.
این قراردادها آنقدر سبک مغزانه بوده که در دنیای باستانشناسی فاجعه از آن بالاتر نمیتوان تصور کرد. به عنوان مثال در قراردادی، در قبال کاوشهای باستانی مقرر میشد بخشی از طلا و جواهرات کشف شده به درگاه ملوکانه شاه قاجاری برود و مساوی با آن به کشفکننده آثار تاریخی میرسید و از کشور خارج میشد. در این زمینه حتی روایات بسیار مستند دیگری نیز وجود دارد که میتوان به موردی اشاره کرد تا شاید عمق فاجعه در این زمینه مشخص شود.
همسر یکی از نخستین کاوشگران آثار تاریخی در دوره قاجاریه را که خود نیز در زمینه کشف آثار تاریخی در ایران دستی در کاوش داشته است پس از کاوشهای باستانی در محدوده تختجمشید هرچه تلاش میکند نمیتواند یک قطعه بزرگ از سرستونهای تخت جمشید را که برای حمل به سمت بندرعباس و خروج از ایران میرفته، داخل مجموعه عظیم آثار کشف کرده خود جا دهد.
او پس از این ماجرا با دیدن این وضع با عصبانیت فراوان با تیشه و چکش به جان سر ستون میافتد تا به هر حال بتواند تکهای از آن اثر را به عنوان سهم خود از کاوش از کشور خارج کند. این یک داستان یا یک رویا نیست، بلکه قسمتی از خاطرات این باستانشناس انگلیسی است که اکنون چند بار نیز تجدید چاپ شده است.
آثار ایرانی در موزههای جهان
سر سرباز هخامنشی در موزه آرمیتاژ نگهداری میشود یا نقش برجسته ارابهران از پلکان شمالی آپادانا در جولای سال 1811 توسط رابرت گوردون، از اعضای هیأت سیاسی سر گور اوزلی از تخت جمشید انتقال داده شد. جالب آن است که سر اسبان این نقش توسط سر گور اوزلی به پسرش هدیه شد که وی این اثر تاریخی ایران را در سال 1985 به موزه میهوی ژاپن فروخت تا نشان به آن نشان باشد که تمدن ایرانی حتی به مذاق مردمان کشور آفتاب تابان نیز خوش آمده است.
البته در موزه میهوی ژاپن یک حجاری دیگر از تخت جمشید وجود دارد؛ نقش اسبان ارابه است که اثری در جای خود منحصر به فرد به شمار میرود.
عمده کشورهایی که آثارشان به هر دلیلی در موزهکشورهای دیگر نگهداری میشوند کشورهایی هستند که آثارشان بهراههای مختلف بهسرقت رفتهاند و اکنون زینتبخش مجموعهها و موزههای شخصی و غیرشخصی است
البته در این میان، موزههای آمریکایی نیز بینصیب نیستند تا جایی که نقش برجسته ملازمین تخت جمشید هم اکنون در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود و در عین حال قطعات سنگی تخت جمشید همچون نقش برجسته سرباز هخامنشی، نقش برجسته یک نجیب زاده مادی و 2 هدیه آور و نقش برجسته یک ملازم در موزه بوستون نگهداری میشوند.
در موزه بروکلین نیز در این زمینه آثار منحصر به فردی نگهداری میشود که از آن جمله میتوان به نقش برجسته نگهبان هخامنشی اشاره کرد. قطعه سنگی دیگری از تخت جمشید به همراه نقش برجسته یک خدمتکاردر موزه دیترویت موجود است.
اما در میان تمام موزههای دنیا، شاید موزه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو یک استثناست. ردیفی از شیرهای غران تخت جمشید همراه سر ستونی از تخت جمشید و سر ستون ایوان شمالی کاخ صد ستون، اکنون در موزه دانشگاه شیکاگو نگهداری میشوند اما شاهکار اشیای باستانی ایرانی در این موزه را شاید بتوان سر سنگی گاو نر از جبهه شرقی رواق شمالی کاخ صد ستون دانست که شاید بیمثالترین اثری است که با آن عظمت در دنیای باستان میتوانسته خلق شود.
در چند سال گذشته تلاشهایی از سوی کشورمان برای بازپس گیری آثار تاریخی کشورمان صورت گرفته است.
سر سرباز هخامنشی که قرار بود در انگلیس به حراج گذاشته شود یا آن که مجموعه الواح هخامنشی که در موزه شرق شناسی شیکاگو نگهداری میشود و قرار شد به نفع یک یهودی به حراج گذاشته شود نمونههایی از تلاشهایی بود که در این زمینه صورت گرفت، اما هیچ کدام به نتیجه نرسید.
قوانینی که باید لازم الاجرا شوند
حتی اگر خروج آثار باستانی کشورمان را نتوان به هر دلیلی کنترل کرد، اما شاید بتوان با راه حلهای حقوقی آنها را باز پس گرفت.
کارشناسان معتقدند ضعف قانون در زمینه خرید یا فروش آثار تاریخی در کشور مهمترین آسیبی است که اکنون باعث شده بسیاری از آثار تاریخی به سرقت بروند و در موزههای خارجی جا خوش کنند.
به گفته کارشناسان، متأسفانه تمام قوانینی که در کشور در حوزه میراث فرهنگی وجود دارند، ناقص هستند. درحالیکه این قوانین که بسیاری از آنها به 40 یا 50 سال پیش مربوط هستند، باید بازخوانی و حتی دگرگون شوند تا قوانین جدیدی وضع شوند.
دولتهای دیگر میگویند وقتی هنوز قوانین محدود کننده لازم الاجرا در خود ایران در خصوص خرید و فروش آثار تاریخی وجود ندارد، چگونه به فکر بازپسگیری آثاری هستید که در کشورهای دیگر به هر نحوی وجود دارند.
عباس برزگر که یک وکیل دادگستری است، درباره استرداد آثار تاریخی معتقد است سازمان میراث فرهنگی طبق قانون در بیشتر موارد نهاد پیگیری کننده برای استرداد اشیای تاریخی ـ فرهنگی خارج از ایران محسوب میشود و میتواند به عنوان شاکی یا مدعی خصوصی اقدام کند.
به گفته وی، قانونی به عنوان قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مؤسسه بینالمللى یکنواختسازى حقوق خصوصى در خصوص اعاده اشیای فرهنگى مسروقه یا غیرقانونى خارج شده، مصوب 30/5/79 وجود دارد و دولت ایران براساس قراردادها و ارتباطاتی که با کشورهای دیگر دارد میتواند این اشیا را مسترد کند.
حرفهای وی در حالی است که در خصوص آثار فرهنگی، تاریخی و اشیای عتیقه، فصل نهم قانون مجازات اسلامی با عنوان تخریب اموال تاریخی ـ فرهنگی از مواد 558 تا 569 مجازاتهایی برای صور مختلف و فرضهای مختلف پیش بینیکرده است.
برزگر درباره قوانین مربوط به استرداد اشیای عتیقهای که به صورت قانونی خارج میشود به ایسنا میگوید: در مواردی که شیئی به صورت قانونی خارج میشود مسوولانی که این کار را میکنند مکلف هستند آن را برگردانند. در صورتی که برنگردد یا کشور خارجی ممانعت کند، با استفاده از شیوههای دیپلماتیک و مقررات کنوانسیونهای بینالمللی که کشورها ملتزم به آن هستند میتوان برای استرداد آن اقدام کرد.
بر اساس قانون، کسانی که به اشیای عتیقه داخلی لطمهای بزنند یا به موردی که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده یا جزو آثار فرهنگی، تاریخی و مذهبی باشد، طبق ماده 558 علاوه بر جبران خسارات وارده، به حبس از یک تا 10 سال محکوم میشوند.
حسین ساعتچی یزدی، دیگر وکیل دادگستری اما در این زمینه اعتقاد دارد که برای بازگرداندن اشیای عتیقه خارج شده از کشور، میتوان از طریق کنوانسیونهای بینالمللی که ایران نیز به آنها پیوسته است، اقدام کرد.
به گفته وی، ایران نیز به این کنوانسیونها ملحق شده است، از جمله قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون بینالمللی، یکنواختسازی حقوق خصوصی درباره اشیای فرهنگی مسروقه یا غیرقانونی است، همچنین کنوانسیون مربوط به یونسکو و کنوانسیون بینالمللی، کمکهای متقابل اداری به منظور پیگیری و جلوگیری از تخلفات گمرکی را در این زمینه فراهم میکنند.
ساعتچی اظهار کرد: بر اساس قوانین بینالمللی چون اشیای عتیقه متعلق به یک ملت هستند، به نظر میرسد بتوان برگرداند؛ هر چند سالها گذشته باشد، البته در قوانین پیشبینی شده است بیش از 50 سال نباشد هر زمان معلوم شد شیئی عتیقه بوده و به دست شخصی رسیده است، میتوان بر اساس همین کنوانسیونها برای استرداد آن اقدام کرد.
مهدی نورعلیشاهی
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: