در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او در 21 تیر سال 88 در اتوبان کردستان از جنوب به شمال در حال حرکت بوده که یکباره صدایی میشنود. در این باره توضیح میدهد: «در لاین 3 در حال حرکت بودم که با شنیدن این صدا، بلافاصله ترمز کردم. در اتوبان ترافیک بود و من سرعت کمی داشتم. اتوبان بینهایت شلوغ بود. از ماشین پیاده شدم و به سمت صدا که از پشت ماشینم بود، رفتم.یک موتور سوار به شدت با ماشین من برخورد کرده و روی زمین ولو شده بود. بنده خدا بار خیلی زیادی داشت. کلاه ایمنی هم به سر نداشته و ضمنا از مسیر خود نیز منحرف شده بود.»
همین انحراف باعث شده که با ایلیا منفرد تصا دف کند.
او میگوید: «فکر کردم راننده موتور زنده است. کمی با او حرف زدم و با لحنی شاکی گفتم این چه طرز رانندگی کردن است. اما از او صدایی در نمیآمد. جلوتر رفتم و متوجه شدم متاسفانه مرده است. بلافاصله با پلیس تماس گرفتم. افسر راهنمایی و رانندگی در محل حاضر شد و کروکی کشید. تشخیص این بود که موتور سوار مقصر است. با این تشخیص کارشناس راهنمایی و رانندگی، خانواده او روی رای قاضی اعتراض زدند. اما بازهم پلیس و دادگاه او را مقصر دانست و من تبرئه شدم.»
البته او به این راحتیها از ماجرای تصادف رها نمیشود. این حادثه تا همین حالا هم روح او را آزار میدهد. میگوید: «با این که من مقصر نبودم و تشخیص کارشناس هم جز این نبود، اما عذاب وجدان دارم. کاش او بیشتر از این مواظب بود تا هرگز چنین اتفاقی نمیافتاد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: