در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ز عشق ناتمام ما، جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط، چه حاجت روی زیبا را
سفارشها و توصیههایی که از طریق احادیث رسیده از سایر امامان همام در بزرگداشت یاد اباعبدالله و نهضت تاریخی او وارد شده، بر چه اصل و اساسی استوار بوده است و چرا گریستن بر اوج غمگنانه مصائب طاقت فرسای آن حضرت که گردون نیارد تحمل؛ این همه صواب و پاداش دارد؟...تا بدانجا که گفته شده است: «من بکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنه»؛ یعنی هرکس که گریه کند یا بگریاند یا خودش را به سیمای گریهکنندگان شبیه سازد، بهشت بر او واجب میشود. و براستی، بهشتی را که به «بها» میدهند نه به «بهانه»؛ پس به حقیقت، گریستن بر مظلومیت سالار آزادگان جهان را چه ارج و بهایی باید باشد که تنها به همین بهانه، بهشت بر گریهکنندهاش واجب میشود؟ از این رواست که عالم و آدم شیفته و شیدای حسین و مرام و مسلک او شده است و بزرگمرد مبارزی چون مهاتما گاندی، رهبر فقید هند، خودش را شاگرد مکتب عاشورا دانسته و تمام تلاش و مبارزهاش با سلطه بیگانه را حاصل درس و درایتی میداند که از امام حسین (ع) آموخته است.
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست
بیشک، پاسخ دادن به این پرسشهای ذهنی، جز با اندیشه کردن در متن و محتوا و درونمایه اهداف خیزش سرخ حسینی ممکن نخواهد بود. اگر نشناسیم حسین را و اگر ندانیم اخلاق حسینی را و اگر تحقیق نکنیم فلسفه قیام آن حضرت را؛ به یقین باید دانست که عزاداری ما جز پوستهای بیهسته و قشری بیمغز نخواهد بود. آن هفتاد و دو جانباز شیدایی عاشورا، اگر که جان خود را عاشقانه و بیچشمداشت در طبق اخلاص نهادند، جز از رهگذر کسب معرفت نسبت به ساحت نورانی خامس آل عبا نبود. عشق او بود که شهید آفرین بود. و تاریخ بر این حکایت عاشقانه شهادت میدهد.
آن کس که تو را شناخت، جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: