در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروز بیش از هر زمان دیگری، روح سینما در کالبد سیاست دچار قبض و بسط میشود و ردپای سیاست را تا مسیر خانه سینما میتوان تعقیب کرد. وجود شرایط مبهم در تحولات تاریخی عصر حاضر، آینده سینما را غیر قابل پیشبینی کرده است.
مهمترین رخداد سیاسی یا دست کم مدیریتی در حوزه سینما، انتخاب جواد شمقدری، مشاور هنری رئیسجمهور به عنوان معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. شاید پس از سیفالله داد، این دومین معاون سینمایی است که از دل خانواده سینما بر این مسند تکیه میزند. این انتخاب 2 واکنش متفاوت در جامعه سینمایی کشور در پی داشت. عدهای این انتخاب را به فال نیک گرفتهاند و حضور یک کارگردان را در معاونت سینمایی، فرصت خوبی برای رفع مشکلات اصناف سینمایی و ارتقای کیفی سطح سینما در کشور میدانند. به این دلیل که او خود از جنس اهالی سینماست و با آنان درد مشترک دارد. در مقابل، گروهی با دیده شک به این انتصاب مینگرند و آن را بیش از آن که سینمایی بدانند سیاسی میبینند که در نهایت به بسط سلیقه و خط فکری خاصی در سینما دامن میزند و مشکلات سینمایی ایران پشت منافع و مصالح سیاسی همچنان باقی میماند. نگارنده قصد ندارد درباره این 2 نگرش متضاد داوری کند و پیش از عملکرد معاونت جدید سینمای، قضاوت شتابزدهای ارائه کند، اما به هر شکلی که به این انتخاب بنگریم باید منتظر تغییراتی در مدیریت سینمایی کشور باشیم. کمترین دلیل این ادعا، اعلام خبر تشکیل شورای عالی سینما به ریاست رئیسجمهور از طرف جواد شمقدری است.
این خبر در حالی اعلام میشود که خانه سینما با پیشنهاد لایحه قانون تشکیل سازمان نظام سینمایی و حمایت از حقوق مادی و معنوی آثار سینمایی به دولت تلاش میکند برای کاهش تصدیگری دولت در مسائل فرهنگی و هنری، غلبه نگاه قیومیت دولتمردان را به سینما گران کاهش دهد. در این لایحه بر حذف نهادها و مراکز سینمایی که جز موازی کاری و اتلاف بودجههای دولتی نتیجهای ندارند، تاکید شدهاند. رئیسجمهور نیز بارها در نطقهای انتخاباتی و محافل دولتی اعلام کرده است که باید تصدیگری دولت در امور فرهنگی کاسته و مدیریت کار به خود متخصصان امر محول شود. حال این پرسش پیش میآید که تشکیل شورای عالی سینما چه نسبتی با این سیاستها دارد. آیا فعال شدن این شورا و هدایت سینمای کشور از سوی این نهاد به تصدیگری بیشتر دولت بر امر فرهنگ و سینما منجر نخواهد شد؟ یا معاون سینمایی جدید از این تشکیل برای تسریع در حل چالشهای سینما استفاده خواهد کرد؟ شاید نفس تشکیل چنین شورایی نگرانکننده نباشد. مهم راهکارها و شیوه سیاستگذاری آن است که مثبت یا منفی بودن آن را تعیین میکند. باید بپرسید در این شورا چه افراد و نهادهای حضور دارند و دامنه تصمیمگیری آنها تا کجای سینمای ایران را در برخواهد گرفت؟ مثلا جایگاه خانه سینما به عنوان نهاد صنفی ونماینده اصناف مختلف سینمایی در این شورا کجاست و چقدر میتواند بر تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای شورا تاثیر بگذارد؟ جواد شمقدری در نخستین روزهای کاری خود به رفع توقیف فیلم به رنگ ارغوان ابراهیم حاتمی کیا همت گماشت. حتی اگر این اقدام را یک ژست سیاسی بدانیم بازهم جای خوشحالی است که گرهای از مشکل سینمای ایران باز شد. فقط این پرسش در ذهن اهالی سینما شکل گرفته است که آیا این تساهل و همکاری، تداوم خواهد داشت یا صرفا یک حرکت تبلیغاتی بوده است؟ اگرچه نمیتوان سایه سیاست را از سر سینمای ایران کم کرد، اما باید کوشید در عرصه مدیریت سینما به منافع صنفی و ملی التزام داشت و مصالح سیاسی را در آن دخالت نداد. قطعا برای سینماگران ایرانی، ایجاد بستر مناسب کاری و حمایت و پشتیبانی لازم از فعالیتهای سینمایی، مهمترین انتظاری است که از دولت میرود و راست و چپ آن چندان مهم نیست. توقع اهالی سینما از سیاستمداران این است که سینما را قربانی منافع سیاسی خود نکنند. شورای عالی باید به کانون گفتگو و تعامل سلیقههای مختلف سینمایی تبدیل شود تا دست کم رئیس دولت بتواند همه صداها را بشنود و برای ارتقای سینمای ایران و پوشش حمایتی همه سلیقههای سینمایی برنامهریزی کند. بیمه بیکاری و بازنشستگی هنرمندان، فقدان قوانین تثبیت شده حمایتی از حقوق مادی و معنوی آثار سینمایی، ضرورت تاسیس حمایت از تولید، نشر و نمایش آثار سینمایی و توسعه زیرساختهای سینمایی از جمله مهمترین چالشهایی است که شورای عالی سینما باید برای رفع و تامین آن بکوشد.
شاید مهمترین کاری که این شورا باید به منظور حمایت از سینمای ایران صورت دهد اصلاح ساختارهای حقوقی و تشکیلات سازمانهای تابع وزارت فرهنگ و ارشاد باشد که بیش از آن که به تحقق پیشبرد و پیشرفت هنر صنعت سینما یاری رساند به عنوان عامل بازدارنده در این عرصه نقش آفرینی میکند. نگارنده معتقد است راه متعالی شورای عالی سینما از خانه سینما میگذرد نه مراکز و نهادهای دولتی. متاسفانه در سالهای گذشته برخی مدیران دولتی با انحصاری کردن فهم و شیوه خود در مدیریت سینمایی کشور موجب بیاعتمادی میان سینماگران و دولت شدهاند. اگر شورای عالی سینما بخواهد همین روند را در سطحی بالاتر دنبال کند به یقین این شکاف بیشتر و عمیقتر میشود و تشکیل و عملکرد این شورا به تهدیدی جدی برای سینمای ایران بدل خواهد شد، اما اگر این شورا به فرآیند واگذاری امور سینمایی به اهالی و اصناف سینمایی و فراهم کردن شرایط مساعدتر برای کاهش تصدی دولتی بر صنعت سینما کمک کند قطعا تشکیل چنین شورایی، فرصت خوبی است تا شکوفایی و رونق سینمای ایران را در سطح داخلی و خارجی به نظاره بنشینیم.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: