بازسازی تاریخ با وسایل امروزی

در قسمت اول گزارش پشت صحنه سریال خانه ای در تاریکی ارائه شد آنچه در ذیل به عنوان بخش پایانی این گزارش می آید نقطه نظرات عوامل فنی این سریال و همچنین تهیه کننده آن را در بر دارد:
کد خبر: ۲۸۲۰۷

یکی از مشکلات این سریال در زمینه پیداکردن لوکیشن مناسب بوده است تا این که شهر کاشان برای تصویر برداری مناسب تشخیص داده می شود . سلطانی درباره علت انتخاب کاشان برای تصویربرداری می گوید: «تمام ایران را برای یافتن خانه های تاریخی جستجو کردیم ؛ اما خانه ای که مورد نظرمان بود، پیدا نشد. تا این که به کاشان رسیدیم . به نظرم گنجینه ای عظیم از خانه های تاریخی در آنجا در حال از بین رفتن است . به ما گفتند در کاشان 600خانه تاریخی ثبت شده وجود دارد، متاسفانه خانه هایی که در حال مرمت هستند شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد. ما در این اثر از چند خانه تاریخی مثل خانه عباسیان ، خانه بنی کاظمی و چند خانه قدیمی دیگر استفاده کردیم . اسفندیار شهیدی ، از جمله مدیران فیلمبرداری است که به جنبه های مختلف کارش اشراف دارد و سعی می کند با دقت و وسواس آنها را بررسی کند. او درباره ویژگی کارهای اینچنینی می گوید: «کار تاریخی انجامدادن ، تکنیک مخصوص خودش را می طلبد. در خیلی از کارهایی که از تلویزیون دیده ایم ، چنین تکنیک هایی رعایت نشده است . بیشتر آدم را به زمان حال می آورند و بیشتر دیالوگ ها، لباسها و دکور است که جنبه تاریخی دارد؛ ولی اجرایی که انجام می شود، اصلا اجرای تاریخی نیست .وقتی شما در یک کار از لنز زوم استفاده می کنید، دیگر آن کار به هیچ وجه جنبه تاریخی ندارد. اصلا استفاده از کلوزآپ در یک پروسه تاریخی ، همان طور که سوژه را جلو می کشاند، زمان را هم به جلو می کشاند. در یک کار تاریخی خیلی کم پیش می آید که از کلوزآپ استفاده شود.» تصویربردار «پس از باران» با اشاره به این که در نورپردازی از «آرک» و حرکتهای آنچنانی دوربین استفاده نکرده است ، می گوید: «سعی کردیم نورپردازی به گونه ای باشد که به نظر بیاید نور مربوط به خود محیط است . همچنین تلاش کردیم در سکانس های گوناگون براساس موضوعات مختلف از هارمونی رنگهای متفاوت استفاده کنیم» کم کم یک صحنه خارجی دیگر آماده تصویربرداری می شود. صحنه ای که قرار است ماه تابان (لادن مستوفی) در حالی که بر خودرویی سوار است و در میان زنان دیگر پنهان است ، از سوی رفیع به بهادر میرزا تحویل شود. با صدای سلطانی تصویربرداری از این سکانس آغاز می شود:

کاروانسرا، خارجی ، روز

اصغر شوفر (ناصر گیتی جاه) به خودرو اشاره می کند.
اصغر : به سلامت ! راه بیفت . اتومبیل تکانی میخورد و حرکت می کند؛ اما رفیع ناگهان جلوی اتومبیل می ایستد. همه نگران به او نگاه می کنند و پشت اتومبیل مسافران همهمه می کنند. ماه تابان نگران سرک می کشد. ناگهان رفیع ، بهادر میرزا و به دنبالش اصغر شوفر می ایستند.
رفیع : (باجدیت) پدر پدر سوخته همه تون رو در می آرم ! همین الان خودتون بفرستیدش پایین والا کاری می کنم که به جای رفتن به زیارت همه تون سر از جهنم در بیارید ، زود! لحظه ای سکوت برقرار می شود. مردم نگران به هم نگاه می کنند. چشمان بهادر میرزا خیره به زنهاست . ماه تابان از جا برمی خیزد و در سکوت از اتومبیل پایین می آید ، ضمن این که همچنان روبنده ای بر صورت دارد.
رفیع : (رو به بهادر میرزا) تحویل شما بهتره بیشتر مواظبش باشی شازده ! بهادر میرزا می خواهد دست ماه تابان را بگیرد ؛ اما ماه تابان با حالت اعتراض آمیزی کنار می کشد و خودش به راه می افتد. بهادر میرزا به دنبال او می رود رفیع برمی گردد.
رفیع : (به راننده اتومبیل با خنده) سفربخیر! مارو از دعای خیر فراموش نکنید. اتومبیل به راه می افتد رفیع به اصغر شوفر نگاه می کند.
اصغر : (ترسیده ) به سر مبارک اصلاخیال می کردم همه با هم هستند باور بفرمایید.
رفیع : چقدر ازش گرفتی؛
اصغر : (با قیافه ای مظلوم) من؛!.
رفیع : خری دیگه ! هم می خوای چوب رو بخوری ، هم پیاز رو هم کتک روها؛
اصغر : (ترسیده) روی چشم تقدیم می کنم . و دستش را در جیبش فرو می برد. دورتر نصرتی و مرادی با پس گردنی 2مرد را همراهی می کنند.
براثر اتفاقی ، در این سکانس دست لادن مستوفی آسیب می بیند و گروه مجبور می شوند او را به درمانگاه ببرند و همین موضوع سبب می شود که نتوانم با او درباره نقشش و سریالی که در آن بازی می کند ، صحبت کنم . هرجا که رفیع حضور دارد مطمئنا ریزه خوارانش یعنی نصرتی و مرادی نیز حضور دارند. بازیگرنقش نصرتی ، ایرج قوشچی است و بازیگرنقش مرادی ، ناصر جعفری . پیش از این او را در هیات پهلوان روس سریال تفنگ سرپر هم دیده ایم و برخلاف نقش مرادی ، او آدم بسیار ساکت و مودبی است . جعفری درباره نقشش می گوید: «رفیع 2نفر آدم دارد که یکی از آنها از فکرش استفاده می کند و دیگری از هیکلش . نصرتی همان کسی است که از هیکلش استفاده می کند.» قهرمان زیبایی اندام ایران با اشاره به این که هنوز تازه کار است ، می گوید: «بیشتر به من نقشهای منفی می دهند؛ اما این نقش با سایر کاراکترهایی که تاکنون بازی کرده ام ، متفاوت است .» در یک کار اینچنینی که به گذشته ما نظر دارد، مطمئنا طراحی صحنه ، جایگاه ویژه ای دارد. طراح صحنه این سریال ، سیدهادی قمیشی است . همان بازیگر نقش دایی یونس سریال پس از باران . او درباره مشخصات طراحی صحنه در آثاری که به نوعی به تاریخ مربوط است ، می گوید: «باید برای رسیدن به نتیجه مطلوب در این زمینه ، درباره آن مقطع تاریخی تحقیق و تفحص داشته باشیم و شرایطی که در لوکیشن و فضای آن دوره هاست لحاظ شود. مشکل اساسی ما هم همین است . عمده مشکل ما لوکیشن های ماست که بسیار تغییر یافته است و ما به دلیل نبود یک پلاتوی صحیح ، مجبوریم همیشه در 4تا خانه شناخته شده کارکنیم . من در تهران نتوانستم لوکیشنی که نیاز داشتیم پیدا کنیم و اگر هم پیدا کردیم به خاطر مشکلات اداری که پیش آمد، آن لوکیشن ها را در اختیار ما قرار ندادند و ما مجبور شدیم خانه های قزوین و کاشان را انتخاب کنیم ، که در نهایت خانه های کاشان پس از کلی تغییرات ، انتخاب شد.» قمیشی طراحی صحنه را سخت تر از بازیگری می داند، هرچند که در این سریال در نقش مدیر یک روزنامه ظاهر شده است . ساخت یک سریال تاریخی بی همراهی تهیه کننده ای که به مشکلات و دشواری های فرارو آشنا نباشد، عملا میسر نیست . اسماعیل عفیفه ، از آن دسته تهیه کننده هایی است که نشان داده کارش را بلد است و بدون انگیزه ای قوی ، پا در میدان نمی گذارد. او درباره مشکلاتی که برای ساختن این سریال داشته ، می گوید: «یکسری مشکلات است که به طور عام در راه تهیه هر اثری وجود دارد. همچنین با مشکلات خاص که فقط مختص کارهای تاریخی است . نیز روبه رو هستیم . به طور عام برای فضاسازی دوره های تاریخی ، ما از لحاظ صحنه ، تهیه لوازم ، پیدا کردن لوکیشن های مناسب و طراحی هنری مناسب برای دوره های تاریخی مختلف مشکل داریم . مشکل هم این است که وسایل و ابزار آلاتی که مربوط به دوره های گذشته است خیلی کم پیدا می شود و گاهی اوقات هم آن امکانات اصلا پیدا نمی شوند و در نتیجه مجبور می شویم با اغماض و علی رغم میلمان چیزهای دیگری را که به لحاظ تاریخی همخوانی نداشته باشند، جایگزین کنیم . در سالهای گذشته در اغلب سریال های تاریخی که حوادث امروز آن مربوط به 70 - 80 سال پیش است ، این مشکل وجود داشته است». عفیفه در جواب این سوال که چرا مثل بعضی از تهیه کنندگان عافیت طلب دنبال کارهای کم هزینه تر و راحت تری نیست ، می گوید: «ما همیشه دنبال قصه متفاوتی هستیم که زحمات چند ساله آدم را توجیه کند و به آدم انگیزه بدهد تا به سراغ آن کار برود جذابیت قصه باعث می شود که ما به سمت کارهای تاریخی برویم». صحبتهای من و عفیفه که تمام می شود، نوار فروشی روبه روی سینما لاله زار، نوار تازه ای گذاشته است . همه ساکت می شوند و صدای خواننده ای قدیمی کوچه ها و خیابان های خالی شهرک سینمایی غزالی را پر می کند: «ای الهه ناز ، با غم من بساز»

مهدی غلامحیدری
gholamheydari@jamejamdaily.net

 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها