در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فارغ از این مسائل، سریالهایی که در چندین سال گذشته به مناسبت ماه رمضان ساخته و پخش شده است، امکان کشف داستانهای جدید، شخصیتهای بدیع و بازیگران، کارگردانان و نویسندگان بااستعداد را نیز فراهم آورده است. با توجه به چند سریال مطرحی که در سالهای گذشته از شبکههای مختلف تلویزیون پخش شدهاند، نگاهی داریم به حضور کسانی که با استفاده از خلاقیت خود توانستهاند این آثار را ماندگار کنند.
الیاس خان شیطان: در قرآن آمده است شیطان موجودی سرکش است که به خود اجازه داد از فرمان خداوند نافرمانی کند و به جای این که انسان را دوست بدارد و در مقابل او سجده کند، در پیشگاه خداوند قسم خورد تا دنیا دنیاست انسان را چنان وسوسه کند که هیچگاه نتواند با اطمینان کامل بگوید که من هرگز از راه خداوند به بیراهه نخواهم رفت. از ازل تا امروز، شیطان به وسوسهانگیزی خود ادامه داده و جنگ بین انسان و شیطان همچنان ادامه دارد و تاکنون قربانیان زیادی گرفته است. انسان باید برای شکست دادن شیطان مدام با او مبارزه کند و اگر برای هزارم ثانیه غفلت کند شکست خواهد خورد و آبرویش خواهد رفت، چون در این زمان است که شیطان به خدا میگوید دیدی انسانی که این همه از او تعریف و تمجید کردی و از من خواستی مقابل او زانو بزنم چقدر ضعیف است و براحتی میتوان او را گول زد. برای همین انسانها برای حفظ آبرو هم که شده باید مقابل این دشمن قسم خورده بایستند و نگذارند صدای خندههای پیروزمندانه او گوش فلک را کر کند. درباره شیطان روایتهای مختلفی وجود دارد. گروهی بر این باورند که شیطان چون فرشته است دیده نمیشود و کارش فقط وسوسهانگیزی است، اما نمیتواند روی کره خاکی جسمیت یابد و در امور انسان مستقیم دخالت کند، اما چند سال پیش علیرضا افخمی با ساخت سریال «او یک فرشته بود» روش دیگری از بروز وسوسههای شیطانی در زندگی انسانها را به تصویر کشید که در نوع خود بینظیر بود و بحث و نظرهای متفاوتی را به وجود آورد و باعث شد کارشناسان امور دینی در این باره به بحث بنشینند. در سریال او یک فرشته بود برای اولین بار، شیطان در هیبت یک انسان ظاهر شد، به زندگی آدمها راه پیدا کرد و به اغفال آنها پرداخت. این شیطان در قالب یک زن به زندگی مردی آمد و زندگی او را تا مرحله از هم پاشیدگی خانوادگی و اخلاقی پیش برد. نقش این شیطان را بهاره افشار بازی کرد و همین نقش و همین بازی با مرام شیطان بود که او را معروف کرد؛ البته این شیطان باعث شد زنها به سازندگان این اثر خرده بگیرند که چرا شیطان را به صورت یک زن تصویر کردهاید و به این انگاره دامن زدهاید که کار اصلی زنان در روی زمین وسوسه کردن مردان است. شاید به همین دلیل بود که در پایان سریال او یک فرشته بود شیطان در ظاهر یک مرد نشان داده شد و این اصل را ثابت کرد که شیطان هم میتواند زن باشد و هم مرد.مهم نوع وسوسه اوست که زن و مرد نمیشناسد. سریال او یک فرشته بود هنوز هم از بهترین سریالهایی است که به مناسبت ماه رمضان ساخته شد و بنیان سریالهایی با موضوع ماورایی را در تلویزیون محکم کرد و باعث شد شیطانهای دیگر هم به سریالهای تلویزیونی راه پیدا کنند که معروفترین آنها الیاس است که در سریال «اغماء» پدر نوع بشر را درآورد و تا جایی که توان داشت بر سر مردم، چه مرد و چه زن بلا نازل کرد. سیروس مقدم در سریال اغماء از ظرفیت شیطان و امکان این که او میتواند جسمیت یابد استفاده کرد و شیطانی به نام الیاس را به زندگی پزشکی فرستاد تا به وسیله این پزشک بتواند آدمیان را به خاک بنشاند. در این سریال شیطان خود را از روی مردی که مرده بود بازسازی کرد و در قالب یکی از دوستان مرد پزشک که بسیار هم مورد اعتماد او بود به زندگی مردم دنیا پا گذاشت. مقدم در سریال اغماء، شیطان را به صورت مردی مومن ظاهر کرد تا او از این ظرفیت استفاده کند و بتواند اعتماد مردم را به خود جلب کند. الیاس از این اعتماد استفاده کرد و زمینیان را به راه خلاف کشاند. نمایش شیطان در قالب مرد مومن، ساختارشکنی جالبی بود که داد بسیاری را درآورد که چرا شیطان مثلا ریش دارد و تسبیح میچرخاند و به نماز میایستد؛ اما سریال اغماء نشان داد شیطان برای وسوسهانگیزی خود از راههای مختلف استفاده میکند و مرد مومن و سرکش نمیشناسد، چون همان طور که خداوند فرموده است فقط معصومین هستند که از وسوسه شیطان به دور هستند و بقیه انسانها در هر مرتبهای که باشند احتمال لغزش آنها بسیار است. حامد کمیلی، بازیگر نقش الیاس برای باورپذیر ساختن نقش شیطان تلاش بسیار کرد و موفق هم شد. این بازیگر بعد از ایفای نقش الیاس آنقدر توفیق یافت که بازیگر سینما شد و در فیلمهای مطرحی مانند «تردید» بازی کرد و دیگر مجبور نبود هر نقشی را در تلویزیون بپذیرد. به همین دلیل، مدتی است کمیلی در تلویزیون رویت نمیشود، چون حسابی سرش در سینما گرم شده است.
برزخ، دوزخ، بهشت
سریالهای ماه رمضان حسن دیگری هم دارند؛ این که به کارگردان امکان میدهد گستره خلاقیت خود را وسعت بخشد و مفاهیم ذهنی بشر را به مفاهیمی قابل رویت تبدیل کند. مثلا مفاهیمی چون دوزخ، برزخ و بهشت که انسانها از ابتدای خلقت تاکنون با آنها زندگی کردهاند و تا پیش از رواج هنرهای تصویری فقط در ادبیات این مفاهیم را بسط و گسترش دادهاند. سینمای دنیا سالهاست با استفاده از این مفاهیم فیلمهای دیدنی میسازد و به مردم عرضه میکند، اما در سینمای ایران از این ظرفیتها تاکنون استفاده نشده است، اما سریالهای ماه رمضان این امکان را برای کارگردانان و مردم به وجود آورده که از دوزخ، برزخ و بهشت هم تصاویری ببینند. این تصاویر هر چند بیشتر زاییده خیال است، اما با استفاده از متون دینی و راهنمایی بزرگان دین و تفاسیر مراجع ساخته شده است. اولین بار قاسم جعفری بود که با ساخت سریال «کمکم کن» دنیای بعد از مرگ و برزخ را به تصویر کشید، آن هم برزخ زنان و مردانی که به کما رفته بودند و در عالمی میان این دنیا و دنیای مرگ سیر میکردند. کمکم کن توانست مخاطبان زیادی را با خود همراه کند چون نشان داد انسانها در دنیای بعد از مرگ عواقب کارهایی را که در این دنیا انجام دادهاند ، میبینند و همان طور که خداوند وعده داده است هر چه را در این دنیا کاشتهاند، درآن دنیا برداشت میکنند. سریال کمکم کن یادآوری خوبی بود برای کسانی که ظرفیت این را دارند که به راه راست هدایت شوند.
پس از قاسم جعفری، سیروس مقدم دیگر کارگردانی بود که سراغ عالم بعد از مرگ رفت و با ساخت سریال «روز حسرت» که سال گذشته از تلویزیون پخش شد، بار دیگر نشان داد عواقب کارهایی که انسانها میکنند به عهده خود آنهاست و همان طور که خداوند وعده داده است در قیامت به اندازه خردلی در حق انسانها ظلم نخواهد شد. انسان شاید اعمالی را که انجام میدهد فراموش کند، اما فرشتگان و کارگزاران خداوند که مدام در حال ثبت آن اعمال هستند آنها را فراموش نخواهند کرد و نتیجه این کردار به انسان خواهد برگشت. برخی از این بازتابها در همین دنیا یقه آدمیان را میگیرد و برخی از آنها میماند برای روز جزا. سریال روز حسرت با استفاده از بازیگران مطرحی مانند فرامرز قریبیان، افسانه بایگان و پوریا پورسرخ، برزخ را به تصویر کشید، هرچند هنوز تکنیکهای دیجیتالی در کشور ما آنقدر پیشرفت نکردهاند که کارگردانان بتوانند با استفاده از این تکنیکها، جلوههای برزخ را واقعیتر نشان دهند، اما روز حسرت هم برای کسانی که دوست دارند در راه درست قدم بگذارند و نیاز به تلنگری دارند، اثری تاثیرگذار بود. البته پیش از سیروس مقدم، کارگردان دیگری به نام حسین سهیلیزاده هم تلاش کرد با ساخت سریال «آخرین گناه» و با نمایش چشم برزخی، نقاب از چهره آدمهای مفسد بردارد. سهیلیزاده در این سریال با استفاده از مفهوم چشم برزخی این موضوع را مطرح کرد که برخی آدمها میتوانند با نوع بصیرت خود چهره واقعی آدمها را از پس نقاب چهره آنها ببینند و ماهیت اصلی آنها را کشف کنند. سریال آخرین گناه اگر از جلوههای رایانهای مناسبی استفاده میکرد میتوانست به اندازه سریالهای کمکم کن و روز حسرت در ذهنها بماند، اما این سریال به دلیل ضعفهایی که در قصه، شخصیتپردازی و نوع ساختار روایی داشت نتوانست موفق شود، اما همین که موضوعی به نام چشم برزخی را مطرح کرد و مردم را در باره این مفهوم هم کنجکاو کرد، کار خود را به عنوان یک سریال تلویزیونی انجام داد.
وسوسهای دیگر به حلاوت میوه ممنوعه
ماه رمضان ماه قرآن است، ماهی که قرآن در آن نازل شده است، ماهی که شبهای قدر در آن وجود دارد که هر شب آن به اندازه هزار شب ارزش دارد. در این ماه بود که محمدحسین لطیفی سریال «صاحبدلان» را با محوریت قرآن ساخت.سریالی که نشان داد قرآن به عنوان کتاب مبین مومنان چقدر مظلوم است و قرآنخوانان واقعی چقدر زندگی سختی دارند، چون مدام باید با آنها که حق را زیر پا میگذارند و میخواهند از راه قرآن دور شوند، رو در رو شوند و آنها را به راه راست فرا بخوانند. صاحبدلان داستان قدیمی هابیل و قابیل بود. داستان 2 برادر که یکی به راه راستی پا گذارده بود و دیگری به راه ناپاکی. نقش هابیل سریال صاحبدلان را حسین محجوب بازی میکرد که در نوع خود این نقش را بینظیر بازی کرد و نقش قابیل را محمد کاسبی با نوع بازی خود محکم و استوار در ذهنها به ثبت رساند. در این سریال دختر جوانی هم بود که قرآن به او سپرده میشد؛ دختری که باران کوثری نقش او را آنقدر خوب بازی کرد که محال است بسادگی از ذهن مخاطبان این سریال پاک شود.
صاحبدلان داستان انسانهایی بود که قرآن را به عنوان کتاب هدایت خود برمیگزیدند و در مقابل، داستان انسانهایی بود که به دین و مذهب پشت پا میزنند و با سلام به تمام متاعهای دنیوی به راهی میروند که قرآن از آن راهها به عنوان راههای سیاهی یاد کرده است. در سریال صاحبدلان برای اولین بار در تاریخ سریالسازی تلویزیون ایران، کتاب خدا نقش اصلی را به عهده گرفت و شد شخصیت اصلی یک سریال داستانی؛ شخصیتی که اگر همیشه شخصیت اصلی بماند زندگی دنیا و آخرت انسانها روشن و پر جلا خواهد ماند.
سریال «میوه ممنوعه» را هم میتوان یکی از گلهای سر سبد سریالهای ماه رمضان دانست، سریالی که مخاطبان پر و پا قرصی از میان عموم مردم و نخبگان داشت. در این سریال حسن فتحی با استفاده از داستان کهن شیخ صنعا و دختر ترسا این موضوع را به تصویر کشید که انسان در هر مرحله و با هر کمالاتی که باشد میتواند در معرض لغزش قرار گیرد. لغزش پیر و جوان، بیدین و با ایمان نمیشناسد. اگر ایمان محکم نباشد و پرهیزگاری در وجود انسانها اصل نشده باشد، هر لحظه میتواند برای انسان دامی باشد در راه گناه کردن و به گناه دل بستن. علیرضا نادری نویسنده سریال میوه ممنوعه سالهاست در عرصه نمایش و تئاتر کار میکند و اهل این فن او را به عنوان یک کاربلد میشناسند، اما سریال میوهممنوعه باعث شد نام این نویسنده بر سر زبانها بیفتد و اکنون همه بدانند نادری استاد خلق موقعیتهای درام و دیالوگهایی است که بسادگی از ذهن پاک نمیشوند. میوه ممنوعه گسترهای شد تا بازیگرانی مانند استاد علی نصیریان بار دیگر نشان دهد دود از کنده بلند میشود و او همچنان استاد است و استاد خواهد ماند. هانیه توسلی با چهره معصومی که دارد کمتر این گمانه را به وجود میآورد که خواسته باشد در نقش دختری به نام هستی، نقش زنی اغواگر را بازی کند. اما میوه ممنوعه نشان داد وقتی گذرگاه زندگی باریک میشود، وقتی شعله انتقام، روشنکننده زندگی میشود ، زن از مهمترین سلاح خود استفاده میکند و با اغواگری، مرد بیچاره را نگونبخت میکند.
البته اغواگری زنان زمانی کارساز میشود که مرد هم ضعف خود را نمایان کرده باشد. اگر سریالهایی مانند او یک فرشته بود و اغماء با نمایش شیطان به عموم مردم یادآوری کردند که مراقب باشند راه زندگی پر از فریب است، سریال میوه ممنوعه به مخاطبان فرهیخته نشان داد که دانش و علم هم نمیتواند بازدارنده خطا باشد. علم و ایمان اگر با پرهیزگاری همراه نباشد، راه به خطا میبرد. میوه ممنوعه از معدود سریالهای ماه رمضان بود که اندیشمندان جامعه، از استاد دانشگاه گرفته تا نماینده مجلس را واداشت پای تلویزیون بنشینند و از دیدن یک سریال لذت ببرند و درباره حسنهای آن اظهارنظر کنند.
شکرانه به سبک تاجیکی
سریالهای ماه رمضان این امکان را برای کارگردانان به وجود آورد تا داستانهای متفاوت را در تلویزیون تجربه کنند. برخی از این داستانها با استقبال مردم روبهرو و باعث شد کارگردانان دیگر هم شبیه آن داستانها را تصویری کنند و برخی دیگر با شکست روبهرو شد و کسی هم به فکر نیفتاد آن تجربه را بازخوانی کند. سعید سلطانی 2 سال پیش با ساخت سریال «شکرانه» دست به تجربهای جدید زد و با آوردن داستانی از کشور همسایه خواست روابط آدمهای ایرانی را با آدمهای تاجیک در هم بیامیزد و از دل این داستانها به برداشتی جدید برسد، اما شکرانه نتوانست موفقیتی برای سلطانی و تولید مشترک در تلویزیون به شمار آید و فقط توانست در شبهای رمضان مردم ایران را به ضیافت گویش زیبای تاجیکی دعوت کند و نشان دهد بازیگران تاجیک هرچند چهره مقبولی دارند، اما در زمینه بازیگری مقابل بازیگران ایرانی حسابی کم میآورند.
سلطانی سال گذشته هم با سریال کمدی «مامور بدرقه» در ماه رمضان به تلویزیون آمد، اما چون این کار کمدی چیز جدیدی برای مخاطبان نداشت در حد یک سریال معمولی ماند و تنها حسناش این بود که محسن طنابنده را به عنوان بازیگری که کارگردانان بتوانند روی او حساب کنند، به دنیای بازیگری معرفی کرد، هرچند این بازیگر که نویسنده هم هست بعد از مامور بدرقه در کار خاصی بازی نکرد.
بگو، بخند و گریه کن
ماه رمضان ماه شادی است، اما واقعیت این است که تا چند سال پیش کمتر کسی به این نکته فکر میکرد و باور جمعی بر این بود که ماه رمضان چون ماه عبادت است همه باید سر به گریبان فرو ببرند و گوشه عزلت برگزینند، اما چه کسی میتواند ثابت کند که خنده و دل دیگران را شاد کردن عبادت نیست؟ به همین دلیل بود که تلویزیون دست به کار شد و با ساخت سریالهای کمدی نشان داد خندیدن و خنداندن هم میتواند عبادت باشد. رضا عطاران از اولین کارگردانانی بود که دست به کار شد و با ساخت سریال طنز «خانه بهدوش» نشان داد با استفاده از کمدی سیاه، هم میتوان مردم را خنداند و هم با نیشتر آن، زخمهایی که مردم اجتماع را اذیت میکند باز کرد و نگذاشت در لایههای زیرین به عفونت تبدیل شود. بازیگری مانند مریم امیرجلالی از همین سریال بود که ثابت کرد به بازیگران زن هم میتوان در کارهای کمیک امیدوار بود. پس از خانه به دوش، عطاران برای ماه رمضان سال 84 سراغ سریال «متهم گریخت» رفت؛ سریالی که با هنرنمایی سیروس گرجستانی در نقش متهم و مرده توانست بیش از 20 شب مردم را بخنداند و آنها را با دردهای مردم طبقه پایین اجتماع آشنا کند. در همین سریال بود که عطاران 2 بازیگر کهنسال را کشف و به دنیای بازیگری وارد کرد؛ شهربانو موسوی و احمد پورمخبر که اکنون پس از گذشت چند سال از ساخت و پخش سریال متهم گریخت این 2 بازیگر همچنان به عنوان بازیگران کمدی نزد مردم محبوب هستند. سال گذشته عطاران با ساخت سریال طنز «بزنگاه» خواست نوعی دیگر از طنز را در تلویزیون تجربه کند که البته این تجربه با عدم موفقیت روبهرو شد، چون جامعه تاب بسیاری از ساختارشکنیهای نامتعارف بزنگاه را نداشت و شاید به دلیل عدم موفقیت عطاران در زمینه ساخت سریال طنزی که مناسب ماه رمضان هم نباشد ترجیح داد برای رمضان امسال اصلا سراغ سریالهای طنز نرود و بیشترین تمرکز خود را روی موضوعات اجتماعی بگذارد.
در کنار عطاران کارگردانان دیگری هم بودهاند که ساخت سریال طنز برای ماه رمضان را تجربه کردهاند که از میان آنها میتوان به علیرضا افخمی و سریال «زیرزمین» اشاره کرد که فتحعلی اویسی ستون اصلی بازیگران آن بود. اویسی که در آن زمان در اوج بازیگری در گونه آثار طنز بود توانست در کنار بازیگرانی مانند مهران رجبی، بهاره رهنما، سروش صحت و ابوالفضل پورعرب سریال زیرزمین را به سریالی دیدنی تبدیل کند. در همین سریال بود که عمار تفتی در نقش جوان خروس باز، تواناییهای خود را نشان داد و چند سال بعد توانست نظر حسن فتحی را به خود جلب کند و در سریال میوه ممنوعه هم یکی از نقشهای اصلی را از آن خود کند. از دیگر سریالهای طنز ماه رمضان میتوان به سریال «یک وجب خاک» هم اشاره کرد که علیاکبر عبدالعلیزاده آن را کارگردانی کرد و رضا بابک و ابوالفضل پورعرب با بازیهای خوب خود توانستند مخاطبان را با این سریال همراه کنند.
در ماه رمضان امسال سریالهای «نردبام آسمان»، «عبور از پاییز» و «پنجمین خورشید» به ترتیب از شبکههای یک، 2 و 3 پخش میشوند. سریالهایی که موضوعاتی اجتماعی دارند، اما در نوع خود برای اولین بار است که در ماه رمضان از تلویزیون پخش میشوند. در این میان علیرضا افخمی، کارگردان سریال پنجمین خورشید و محمد حسین لطیفی سازنده سریال نردبام آسمان تجربه کار برای ماه رمضان را دارند . نکته جالب در سریال عبور از پاییز حضور چنگیز جلیلوند، دوبلور قدیمی به عنوان بازیگر نقش اصلی این سریال است.
اکنون باید منتظر ماند و دید آیا سریالهای امسال هم میتوانند به عنوان آثار شاخص ماه رمضان در پرونده سریالهای مناسبتی جایی برای خود باز کنند؟
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: