در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاهرخخان وقتی از راه رسید یک پسر جوان بود با پوستی تیره و دماغی بزرگ... اما چیزی که در وجود او متفاوت بود شادی و سرزندهای بود که با دو تا چشم شیطان و براق و لبخندهایی واقعی خود را نشان میداد. شاهرخخان از همان اول آمد تا بماند و حالا چندین سال است که مانده، حسابی هم مانده. او وقتی اوایل دهه 90 از دهلی به بمبئی آمد خیلی جوان بود و تنها پشتوانهاش هم انرژی ذاتیاش بود... اما از آنجا که بدون داشتن پشتوانه و تنها به مدد سابقه بازی در چند تئاتر موفق وارد صنعت سینمای هند شده بود، فقط توانست در آغاز در نقشهای منفی ظاهر شود و او البته این شجاعت را داشت که از چیزی نترسد و پس از بازی در یک سریال تلویزیونی در فیلمهایی مثل «بازیگر» و «ترس» بازی کند و نترسد.
سال 1995 برای شاهرخخان یک سال سرنوشت ساز بود چون برای نخستین بار نقش یک جوان عاشق را بازی کرد و در فیلم «عاشق عروس را میبرد» همان کاراکتری را خلق کرد که بعدها دیگر همه میخواستند او را در آن نقش ببینند: یک جوان عاشق، شیطان و خستگی ناپذیر. فیلم هم حسابی فروخت و به بالیوود ثابت شد که یک ستاره دیگر پیدا کرده است. «گاهی شادی گاهی غم» یک نقطه اوج دیگر در کارنامه بازیگریاش بود.
او حالا آنقدر محبوب است که در یکی از کانالهای مهم تلویزیونی هند مجری یک شوی تلویزیونی است و هر سال اجرای معتبرترین جشنواره فیلم هند را برعهده دارد و وقتی چند ماه پیش در زمستان امسال برای جراحی شانهاش در بیمارستان بستری شد، موجی از غم سراسر هندوستان را فرا گرفت و آمیتاب باچان هم برای عیادتش رفت.
شاهرخخان یک وبلاگنویس جدی هم هست و به جای این که خیلی در مورد فیلمهایش صحبت کند بیشتر سعی میکند تا درباره طبیعت و انسانیت حرف بزند و به جوانها بگوید که اگر سخت تلاش کنند میتوانند به هر چیز که میخواهند برسند.
دو هفته پیش «شاهرخخان» که خیلیها او را بازیگر شماره یک سینمای هند میدانند و برخیها هم شماره 2، در جریان یک مراسم رسمی در شهر لندن یک دکترای معتبر دریافت کرد. این دکترای افتخاری را مدیران دانشگاه «بدفوردشایر» لندن به او اهدا کردند. این جایزه که معمولا به هنرمندان خارجی که دستاوردهای مهم فرهنگی و هنری در کشور خود دارند تعلق میگیرد، برای یک عمر تلاش شاهرخخان به او اهدا شد، اما نکته جالب این بود که شاهرخخان با لباس سنتی هندی در این مراسم حاضر شد و به همین دلیل هم بیشتر از او تقدیر شد.
شرکت غیرانتفاعی «روتز تو روتز» که یک نهاد مستقل و غیردولتی است، چند ماه قبل او را نامزد دریافت این جایزه کرد. مدیران این شرکت به این دلیل شاهرخخان را انتخاب کردند که اعتقاد داشتند او با فیلمهایی که در آنها بازی کرده یا خودش تهیهکنندگی آنها را برعهده داشته، دیگر یک چهره محبوب در میان بیشتر مردم آسیاست و به این ترتیب دلهای مردم این منطقه را به همدیگر نزدیکتر کرده و موجب وحدت و همدلی اقوام کشورهای آسیایی شده است.
شاهرخخان متولد 2 نوامبر 1965 در دهلینو پایتخت هندوستان است. او در خانوادهای تحصیلکرده که از نظر مالی موقعیت متوسطی داشتند به دنیا آمد. پدرش مهندس بود و مادرش هم تحصیلات دانشگاهی داشت و به عنوان مددکار اجتماعی فعالیت میکرد. نزدیک بود این جوان بااستعداد و باانرژی همه توانش را در راه ورزش صرف کند و در سمت کاپیتان تیم ملی کریکت هندوستان باقی بماند که دست سرنوشت او را به بمبئی کشاند و سر از فعالیتهای هنری درآورد. البته او در رشته اقتصاد تحصیل کرده است.
12 سال پس از آمدن به بمبئی شاهرخخان به سوپر استار کشورش بدل شد و حالا سالهاست که علاوه بر بازیگری یک کمپانی تولید فیلم به نام «دریمز آن لیمیتد» را راه اندازی کرده است.
او افتخارات زیادی کسب کرده و در سال 2004 از سوی مجله تایم به عنوان یکی از بهترین بازیگران هند انتخاب شد و از سال 1992 تا 1998 ، 2002 و 2003 برنده بهترین بازیگر سال شد و تاکنون10 جایزه معتبر را به خودش اختصاص داده است.
شاهرخخان در کنار «آمیتاب باچان» و «عامرخان» مشهورترین و گرانترین بازیگران 20 سال اخیر سینمای هند است.
با این حال او یک موفقیت بزرگ دیگر هم دارد و آن زندگی خانوادگیاش است. شاهرخخان سالهاست که ازدواج کرده و پسرش آرین 12 ساله و دخترش سوهانا 9 ساله است.
شاهرخخان در فهرست قدرتمندترین چهرههای جهان در حالی در ردیف 41 قرار گرفت که نفر اول آن را باراک اوباما در اختیار دارد و در ردیفهای بعدی هم چهرههایی مثل پرزیدنت چین، نیکولا سا رکوزی ، گوردون براون و آنگلا مرکل جای دارند.
مترجم: بنفشه صابری
منبع: داون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: