در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او آدم بسیار محتاطی است و با دقت به پرسشها پاسخ میدهد ، حتی آنجا که خواستم تایید کند زندانها هتل است یا بگوید قیمت مواد مخدر درون زندانها چقدر است یا حتی به سازمان متبوعش نمره بدهد ، با زیرکی از پاسخ به آنها طفره رفت.
پاسخ محمدی برای سکوتش البته برای ما قابل پذیرش بود، چراکه معتقد است هر گونه اظهارنظری که هیبت زندانها را بشکند ممنوع است. او میگوید برای جلوگیری از تجری مجرمان لازم است ابهت زندانها حفظ شود.
چندی پیش یکی از مسوولان سازمان زندانها اعلام کرد وضعیت زندانهای کشور از خوابگاههای دانشجویی بهتر است. آیا این حرف را قبول دارید؟ به نظر شما ملاک قضاوت ایشان چه بوده است؟
یکی از نکات حائز اهمیتی که باید به آن اشاره کنم، توجه به وضعیت زیستی و رعایت حقوق شهروندی زندانیان است. فکر میکنم با توجه به پرسش شما خالی از لطف نباشد که فرازی از فرمایشهای حضرت امام(ره) را مطرح کنم و به دنبال آن کارهایی را که طی 10 سال اخیر در سازمان زندانها انجام شده است، شرح دهم.
من به منشور زندانبانی که مجموعه فرمایشهای حضرت امام(ره) در مورد حقوق شهروندی زندانیان است، اشاره میکنم. امام وقتی جمعی از زندانبانان به همراه تعدادی از اعضای کمیتهها به خدمتشان رفتند، تاکید کردند از اموری که باید هر چه بیشتر به آن توجه کرد، رفاه حال زندانیان است، چه گروههایی که علیه نظام، قیام مسلحانه کردهاند و چه کسانی که با فروش مواد مخدر، فرزندان کشور را به فساد کشانده و چه دیگر گناهکاران.
امام در اینجا تاکید میکنند که اینان الان اسیر شما هستند و به دست خود به اسارت کشیده شدهاند، پس با اسرای خود مهربان باشید و برادرانه رفتار کنید. ایشان در جای دیگر هم خطاب به زندانبانان اشاره کردند که با زندانیان هر کس که باشند به طور انسانیت و اسلامیت رفتار کنید و از آزار و اذیت و رفتار خشن و گفتار ناهنجار خودداری کنید که در اسلام و حکومت عدل اسلامی این امور ممنوع و محکوم است و به بستگان زندانیان با رعایت مقررات اجازه ملاقات دهید. ایشان باز هم اشاره میکنند که زندانها را به مدرسه آموزش و تربیت اخلاقی بدل کنید تا منحرفان و گناهکاران شیرینی عدالت اسلامی را بچشند.
پس وقتی ما ادعا میکنیم که پیرو خط امام هستیم و فرمایشهای ایشان را به عنوان الگو قرار میدهیم و ایشان را به عنوان یک اسلامشناس آگاه میشناسیم، پس باید درمسیری که ایشان توصیه میکنند، حرکت کنیم. پس اگر ما به وضعیت زیستی زندانیان توجه کنیم درست در همین مسیر است، چون ما عقیده داریم که زندانیان با هر درجه از جرم و مجازات وقتی روانه زندان میشوند و تحمل کیفر میکنند از یک سلسله حقوق انسانی برخوردارند و باید به کرامت انسانی آنها توجه کنیم.
در واقع بحث اجرای مجازات و این که مجازات نباید لوث شود 2 بحث جداست، ولی ما به هر دلیل باید به زندانی به عنوان انسان نگاه کنیم و براساس منشور یاد شده رفتار کنیم و دستورات اسلامی را سرلوحه کارمان قرار دهیم. بر همین اساس ما در این 10 سال اخیر اقدامات شایان توجهی را در بحث زیستی زندانیان انجام دادهایم که سبب شده تقریبا بحث مربوط به طبقهبندی زندانها را به صورت نسبی انجام دهیم و سرانه مسقف زندانیان را توسعه دهیم، به نحوی که آنها از حیث نور و رعایت نکات بهداشتی در شرایط انسانی تحمل کیفر کنند.
پس این ادعایی که مطرح شده شاید از یک جنبه قابل قیاس نباشد، چون به هر جهت محیط خوابگاه دانشجویی از لحاظ امکانات و تمهیدات با زندان متفاوت است ولی به طور کلی زندانها هم مراکز آموزشی و تربیتی هستند و باید در این مراکز حداقل حقوق افراد را رعایت کنیم. این یک امر مسلم است، چون ما نمیتوانیم زندانیان را در یک وضعیت ناهنجار قرار دهیم و ادعا کنیم که میخواهیم آنها را در مسیر اصلاح و تربیت قرار دهیم، چون شاید یکی از مهمترین وظایف سازمان زندانها اصلاح و تربیت است. افرادی که وارد زندان میشوند اگر بخواهیم ادعا کنیم که میخواهیم آنها را در مسیر اصلاح و تربیت قرار دهیم باید به حقوق آنها توجه کنیم.
در واقع نمیتوانیم وضعیت زیستی زندانیان را در مسیری نابهنجار قرار دهیم و بعد بگوییم که آنها را در مسیر اصلاحی و تربیتی قرار دادهایم. پس توجه به مسائل بهداشتی، توجه به شرایط زیستی و محیط زندگی زندانیان حداقل ملزومات اقدامات اصلاحی و تربیتی است.
پس با وجود این شما باید این جمله را که میگویند زندان هتل است، قبول داشته باشید؟
ببینید، ما این ادعا را نداریم که تمام آنچه در هتلها هست در زندانها هم هست، اما به هر جهت ما براساس منشور زندانبانی امام که در آن به توجه به رفاه زندانیان اشاره شده است، رفتار میکنیم. پس باید شرایط زیستی زندانیان براساس قواعد استاندارد تنظیم شود، اما این ارتباطی با اجرای دقیق مجازات ندارد.
آقای محمدی! چندی پیش یکی از زندانیان زندان قزلحصار به نمایندگی از زندانیان مواد مخدر این زندان با دفتر روزنامه تماس گرفت و از برخوردهای بسیار شدید که به کتککاری با زندانیان منجر میشود گلایه کرد و تقاضا داشت ما این مساله را پیگیری کنیم. خب الان این حرفها با گفتههای شما در تناقض است، یعنی اگر تسهیلات در زندانها فراهم شده و حقوق انسانها رعایت میشود، پس این برخوردها با زندانیان چه معنایی دارد؟
این که میگویید زندانها هتل است و این جمله بین مردم شایع است، با این گفته شما در تناقض است. شما الان قائل به این استناد هستید یا میخواهید گفتههای یک نفر را ملاک قرار دهید. فکر میکنم هنوز صحت و سقم این ادعا برای شما ثابت نشده است، پس یک احتمال این است که یک نفر در زندان به هر دلیلی میخواهد علیه زندان جوسازی و شانتاژ کند.
یک فرض دیگر هم این است که شاید چنین ادعایی درست باشد، یعنی چنین اتفاقی افتاده است؛ ولی یک واقعیت وجود دارد. این که به هر جهت ممکن است در زندانها تخلفاتی از ناحیه کارکنان صورت بگیرد درست مثل دیگر صنوف. ما در سازمان نظام پزشکی میبینیم که برای رسیدگی به تخلفات انتظامی پزشکان دادسرای امور انتظامی پیشبینی شده است، در سازمان نظام مهندسی هم وضعیتی برای رسیدگی به تخلفات افراد وجود دارد، در حالی که برای کارکنان دولت در سراسر کشور هم هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان پیشبینی شده است.
این نشان میدهد احتمال تخلف از ناحیه کارکنان محتمل است، یعنی ما نمیتوانیم به طور کامل این فرض را رد کنیم که هیچ تخلفی از ناحیه کارکنان در دستگاههای اجرایی به وقوع نمیپیوندد، چون اگر قرار بود تخلفی صورت نگیرد فلسفه وجود هیاتهای نظارت منتفی میشد؛ اما اگر بخواهیم این را به همه کارکنان دولت تسری دهیم با عدالت سازگاری ندارد، اما اگر بخواهیم فرض دوم یعنی ادعایی که شما میکنید قبول کنیم، به هر حال ممکن است در گوشهای از یک زندان تخلفی هم صورت بگیرد. آنچه مسلم است این که قطعا با فرد متخلف برخورد خواهد شد.
ما برای رسیدگی به تخلفات کارکنان خودمان از کانالهای مختلف نظارت و بازرسیهایی داریم، حتی در آییننامه هم پیشبینی شده که اگر زندانیان شکایتی علیه کارکنان داشته باشند میتوانند شکایت خود را به قضات ناظر زندان منعکس کنند؛ همچنین در هر زندانی صندوقهای بازرسی وجود دارد که زندانیان میتوانند شکایت خود را از آن طریق اعلام کنند. در این میان هیاتهای بازرسی و نظارت هم به طور دائم از سوی ستاد زندان برای سرکشی به امور میآیند و اگر در نقطهای از کشور به حقوق زندانیان تعدی شده باشد رسیدگی میکنند که برخورد خشن با زندانیان نیز یکی از مصادیق تعدی است که اگر واقعا برخوردی صورت گرفته باشد حتما رسیدگی میشود.
ما حتی در بعضی موارد کارمند خودمان را به دستگاه قضایی فرستادهایم و هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری با آنها برخورد کرده است که در بعضی موارد این مساله منجر به اخراج کارمند نیز شده است، اما این که بخواهیم یک مورد را به کل کشور تسری دهیم من بصراحت این مورد را رد میکنم و دلیل رد کردنم نیز همین شیوع نحوه حسن برخورد کارکنان در سطح کشور و بهبود شرایط زیستی زندانیان است که مورد تایید مسوولان نظام و مجامع بینالمللی قرار گرفته است.
در واقع، نمایندگان این مجامع از زندانهای ما بازدید کرده اند و وضعیت زندانهای ما را در مقایسه با دیگر زندانهای دنیا دارای وضعیت مثبتی ارزیابی کردهاند. نظر مجامع بینالمللی که یا در قالب هیاتهای رسمی یا در قالبNGO ها میآیند همه مضبوط است و ما آنها را در قالب کتابچهای که قابل دسترسی برای همه اقشار است، درآوردهایم.
شما میگویید وضعیت زندانهای ما از بسیاری از کشورها بهتر است. ممکن است مثال بزنید؟
ما از نظر شرایط زیستی و توجه به حقوق زندانیان از خیلی از کشورها بهتریم. کشور ما کشوری در حال توسعه است و به طور قطع میتوانم بگویم که از این دو نظر از کشورهای در حال توسعه جلوتریم. ما وقتی وضعیت خودمان را با کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای همجوار خود مقایسه میکنیم، این وضعیت قابل لمس است.
همچنین براساس مشاهدات عینی خود ما نیز باید گفت وضعیتمان از کشورهای عقب مانده که قطعا بهتر است. در مورد کشورهای در حال توسعه دیگر هم میتوانم ادعا کنم که براساس اظهارات مجامع بینالمللی و گروههای بازدیدکننده از زندانها، ما در بعضی موارد حتی الگو هم شناخته شدهایم که جایزههای بینالمللیای که به ایران داده شده ازجمله 3 جایزه 2 سال قبل در امر زندانبانی دلیلی گویا بر این گفته است.
در حال حاضر ایران برای بعضی کشورها الگو شده و آنها مایلند از متدهای ایران در اداره زندانها استفاده کنند. ضمن این که مشاهداتی که خود ما نیز داشتهایم گویای وضعیت مناسب زندانهای ماست. من البته به صورت مصداقی حرف نمیزنم چون ممکن است جبههگیریهایی بشود، ولی در مقایسه با بعضی کشورهای اروپایی میبینیم که در بعضی جهات از آنها کم نداریم.
شما در حالی از شرایط زیستی زندانهای ما ابراز رضایت میکنید که هنوز مشکل بهداشت در بعضی زندانهای ما حل نشده است.
خب حالا شما به صورت مصداقی بگویید که در کدام یک از زندانهای ما وضع این گونه است. این که ما به صورت کلی چیزی بگوییم نمیشود. شما خبرنگار هستید. باید به صورت چالشی مسائل را مطرح کنید تا با واکنش مسوولان مواجه شوید، اما یکی از توفیقاتی که در حال حاضر در امر زندانبانی متوجه ایران است، توجه به بهداشت و سلامت زندانیان است. اتفاقا در یکی از مواردی که ما الگو قرار گرفتهایم همین وضعیت بهداشتی و سلامت است؛ یعنی اقداماتی مانند ایجاد کلینیکهای مثلثی و نحوه برخورد با زندانیانی که دارای بیماریهای پرخطرند.
البته لازم است شما با مدیرکل بهداشت و درمان سازمان هم مصاحبه کنید تا توفیقاتی که در حوزه سلامت و بهداشت زندانیان به عمل آمده را بگویند. در واقع اظهارنظرهای ما همان نتیجه مشاهدات مجامع بینالمللی است. چندی پیش در گزارشی که مدیرکل بهداشت و درمان سازمان زندانها منتشر کرده بود و مستند به گزارشهای هیاتهای رسمی حقوق بشری بود توجه به بهداشت و درمان زندانیان در کشور ما تایید شد. شما میگویید در زندانهای ما شپش وجود دارد؛ اما اگر بخواهیم این مساله را به همه زندانهای کشور تسری دهیم، شاید این قضاوت ناعادلانه و متناقض با گزارشهای مجامع بینالمللی باشد.
به نظر من این مساله بحثی طولانی دارد و من و شما باید مفصل درخصوص آن با هم بحث کنیم، ولی بهتر است موضوع را به مسیر اصلیاش ببریم. به من بفرمایید آیا در حال حاضر تمام زندانهای ما طبقهبندی شده است؟
ما براساس امکانات خودمان توانستهایم تا حدودی وضعیت طبقهبندی در زندانهایمان را پیاده کنیم. در آییننامه قبلی ما یکی دو ماده داشتیم که نحوه طبقهبندی در زندانها را مورد تاکید قرار میداد؛ اما با توجه به اهمیت این کار در زندانها در سال 85 آییننامه مجزایی صرفا برای نحوه تفکیک و طبقهبندی زندانیان به تصویب رئیس محترم قوه قضاییه رسید که ما براساس آن زندانها را به 3 سطح تقسیمبندی کردیم، یعنی زندانهای بالای 700 نفر، زندانهای بالای 300 تا 700 نفر و زندانهای زیر 300 نفر که برای هر کدام از این سه سطح به اقتضای زندانها طبقهبندی خاصی اعمال شده است.
الان براساس گزارشهایی که دریافت کردهایم، تقریبا همه زندانهای کشور بالای 50 درصد در نرم طبقهبندی قرار دارند البته ما در خیلی از زندانها به صد درصد طبقهبندی براساس پارامترهای پیشبینی شده در آییننامه نحوه تفکیک و طبقهبندی زندانها نرسیدهایم؛ چون به هر جهت اجرای برخی از این پارامترها مستلزم فراهم کردن بسترهای لازم است، اما این که ما بالای 50 درصد در کل کشور پارامترهای پیشبینی شده در آییننامه را پیاده کردهایم، میتواند یکی از توفیقات یعنی ایجاد زیرساخت برای ایجاد طبقهبندی توسعه فیزیکی در زندانها باشد.
ما در 10 سال گذشته سرانه فضای مسقف حدود 5/2 مترمربع داشتیم که الان این رقم به 10 مترمربع رسیده است که این توسعه فیزیکی در سطح کشور برای نگهداری زندانیان دست ما را برای اجرای طرح تفکیک و طبقهبندی باز کرده است. در حال حاضر در سراسر کشور زندانیان زیر 18 سال از تمامی زندانیان جدا هستند و در کانونهای اصلاح و تربیت نگهداری میشوند. همچنین زندانیان جرائم مواد مخدر ما به صورت صددرصد از دیگر زندانیان جدا هستند و در هیچ کدام از زندانهای کشور دیده نمیشود که زندانیان مواد مخدر در کنار دیگر زندانیان باشند. وضعیت طبقهبندی براساس جنس هم که از سالهای قبل اجرا شده است این در حالی است که زندانیان جوان یعنی زندانیان زیر 25 سال نیز از بزرگسالان جدا شدهاند و زندانیان جرائم مالی و غیرعمدی هم جدا از دیگران هستند.
در این میان زندانیان شرور نیز از دیگر زندانیان جدا شدهاند. اینها چیزهایی است که در تمام زندانهای کشور دیده میشود. البته ما در کنار اینها یک سلسله طبقهبندی دیگر هم داریم. بر این اساس زندانیان براساس وضعیت جسمانی طبقهبندی شدهاند؛ یعنی زندانیان بیمار و کهنسال از دیگران جدا هستند. کودکان زیر 2 سال هم که همراه مادرانشان در زندان به سر میبرند تقریبا در سراسر کشور در مهد کودکهایی نگهداری میشوند که از هر حیث حقوق آنها رعایت میشود. زندانیان نظامی هم از دیگر زندانیان جدا هستند زندانیان شاغل و کارگر نیز همین وضعیت را دارند که این مساله در مورد تمام زندانهای کشور صدق میکند. براساس این مسائل به طور قاطع میگویم اگر شما شاهد مثالی برای اثبات غیر از این را بیاورید جایزه میگیرید.
قرار بود طبق آییننامه، زندانیان مخل نظم و انضباط زندانها حداکثر به مدت 6 ماه شبها در فضاهای جداگانه نگهداری شوند. آیا این مساله در زندانها اجرا میشود؟
اگر در زندانها عدهای بیایند و مخل نظم و امنیت شوند و حقوق دیگران را به مخاطره بیندازند، مسوول زندانها مکلفند برای رعایت حقوق دیگران این افراد را جداسازی کنند. ما یک طبقهبندی کلی داریم که زندانیان شرور و سابقهدار براساس آن از دیگر زندانیان جدا میشوند؛ اما به صورت موردی هم ممکن است بعضا برخی زندانیان مخل نظم باشند و در زندان مبادرت به درگیری کنند یا دست به خود زنی بزنند، یعنی چیزی که در تمام زندانهای دنیا مرسوم است.
برای برخورد انضباطی با زندانیان مخل نظم شورایی به نام شورای انضباطی داریم که قاضی ناظر زندان هم عضو این شوراست و آنان را برای مدت محدودی در سوئیتهای تکنفره نگهداری میکنند.
آیا این امر به طور کامل در سراسر کشور اجرا میشود؟
بله حتما اجرا میشود.
ولی در برخوردی که من با چند زندانی داشتهام، آنها از این که عدهای شرور آرامش آنها را بر هم میزنند گلایه داشتند.
اگر مصداق شرارت بر زندانیان صادق باشد به عنوان زندانیان شرور از بقیه جدا میشوند. در واقع زندانیان شرور ما در حال حاضر از زندانیان جرائم سبک حتما جدا هستند. یعنی شما نمیتوانید در زندانها موردی را پیدا کنید که یک زندانی سابقهدار مرتکب سرقت مسلحانه در کنار زندانی تصادف رانندگی یا زندانی ترک انفاق یا مالی قرار بگیرد؛ چون اگر غیر از این باشد که اساس مباحث اصلاحی و تربیتی تحتالشعاع قرار میگیرد یعنی این حداقل اقدامی است که میشود انجام داد.
حالا ممکن است در این میان موارد نادری هم وجود داشته باشد، ولی نمیشود آن را به همه زندانهای کشور تسری داد؛ اما اگر در یک زندان زندانی شرور در بند زندانیان مثلا مالی نگهداری شود این یک تخلف است؛ چون مسوول زندان باید براساس طبقهبندی رفتار کند.
براساس آییننامه تفکیک و طبقهبندی زندانها، زندانیان باید به 4 دسته تقسیم شوند؛ جرائم مواد مخدر، جرائم ویژه، جرائم باندی و جرائم مالی. به نظر من در جرائم مالی و باندی باید دقت نظر بیشتری بشود؛ چون براساس این طبقهبندی ممکن است یک سارق در کنار قاتل یا یک اسید پاش قرار بگیرد، در حالی که ماهیت جرم این افراد با هم فرق میکند و ممکن است در کنار هم قرار گرفتن آنها موجب آموختن از یکدیگر شود. نظر شما در باره چیست؟
ببینید تقسیمبندی جرائم این طور نیست. یعنی ما جرائم متعددی داریم و اگر بخواهیم خیلی ریز وارد آن شویم اصلا انجام شدنی نیست. در واقع ما بیش از 1500 عنوان مجرمانه داریم، پس نمیتوانیم زندانها را براساس این 1500 جرم تقسیمبندی کنیم. پس تقسیمبندی جرائم امری کلی است؛ یعنی جرائم علیه اموال، جرائم علیه اشخاص و جرائم علیه امنیت ملی. این یک نوع تقسیمبندی برای جرائم است البته بخشی از این تقسیم بندیها سلیقهای است و بخشی از آن هم بر اساس ارتباط جرائم به همدیگر. در حال حاضر ما سازمان یافته و جرائم مالی را از هم جدا کردهایم یعنی گفتهایم که قاچاقچیان مواد مخدر و مرتکبان سرقتهای مسلحانه باید از دیگر زندانیان جدا باشند.
شما نمیتوانید در زندان افرادی را پیدا کنید که در یک گروه باندی بودهاند و حالا در کل زندان پخش شدهاند، پس معمولا جرائم سازمان یافته و باندی جدا از دیگران هستند. در یک نوع طبقهبندی دیگر هم زندانیان اتباع بیگانه از زندانیان دیگر جدا میشوند. ما الان در بحث آمار رایانهایمان 70 نوع جرائم را به صورت ریز در اختیار داریم که برگرفته از آن 1500 عنوان مجرمانه است که این 70 نوع را در دستههای ریز طبقهبندی کردهایم؛ مثلا گفتهایم جرائم غیرعمدی، زندانیان جرائم مالی و زندانیان جرائم امنیتی. پس بر این اساس ما نمیتوانیم مجرمان این 3 دسته از جرائم را کنار هم نگهداری کنیم.
من منظور شما را متوجه میشوم و میدانم که امکانات لازم برای ریز شدن در جرائم وجود ندارد؛ اما شما تصور کنید که در بند زندانیان مواد مخدر کسی که خردهفروش است در کنار کسی قرار میگیرد که یک باند قاچاق را رهبری میکرده است، پس درست در همین جاست که مشکل پدیدار میشود و این امکان به وجود میآید که مجرم خردهپا جذب یک باند قاچاق شود.
در بحث مربوط به مواد مخدر هم اتفاقا این طبقهبندی صورت گرفته است. جرائم مواد مخدر به طور کلی 2 دسته هستند؛ یک عده معتاد که فقط مصرفکننده مواد هستند و عده دیگر که اعتیاد ندارند و فقط در کار خرید و فروش و ورود مواد مخدر هستند. حالا یک نفر موفق شده 5 کیلو مواد مخدر توزیع یا وارد کند. کسی هم توانسته یک کیلو را جابهجا کند و فرد دیگری چند تن، اما همه اینها در واقع دستاندرکار ورود یا توزیع مواد مخدر هستند. حالا در میان مواد مخدر وارد شده یکی هرویین وارد کرده، یکی کراک، یکی شیشه و یکی هم تریاک. در بحث فروش هم یکی در کار فروش هرویین بوده، یکی تریاک، یکی مرفین و... پس اگر بخواهیم آنقدر ریز وارد شویم خود جرائم مواد مخدر به 70 نوع تقسیمبندی میشود که بحث خرید، فروش و واردات آنها 3 مساله جدا از هم را تشکیل میدهد. به این ترتیب اگر بخواهیم به صورت ریز وارد همه این مسائل شویم ، امکانپذیر نیست. پس ما میآییم در یک طبقهبندی کلی صرف نظر از خرد و کلان بودن یا نوع مواد رد و بدل شده همه مجرمان را در یک دسته قرار میدهیم، اما ما در این تقسیمبندی حساب معتاد را از بقیه جدا کردهایم برای این که معتاد شرایط خاصی را میطلبد و باید نگاه بیمارگونه به او داشته باشیم. الان ما نسبت به معتادان اقداماتی را انجام میدهیم مثل کلینیکهای مثلثی، رواندرمانی یا متادون درمانی که یک بحث بینالمللی و مورد تایید وزارت بهداشت و درمان هم هست، اما آن چیزی که برای ما مسلم است آن است که معتادان از قاچاقچیان جدا میشوند، اما این که قاچاقچیان مواد مخدر را براساس نوع مواد و نوع حرفهای که دارند تقسیمبندی کنیم، امری ناشدنی است. چون اگر بخواهیم بر این اساس عمل کنیم، یک طبقهبندی خیلی زیاد خواهیم داشت که از حد امکانات ما فراتر است.
حالا که میگویید تمام مجرمان مواد مخدر جدا از سایر زندانیان نگهداری میشوند، پس تکلیف مواد مخدری که در زندانها توزیع میشود چیست. یعنی همان بحث قدیمی؟
راجع به این مساله تا به حال خیلی پاسخ داده شده است. ببینید زندانها هر چقدر هم دیوار بلند داشته باشند به دلیل این که در زندانها بحث عرضه و تقاضا وجود دارد و افرادی هستند که ولع خاصی نسبت به مواد مخدر دارند، بنابر این هیچ وقت نمیتوانیم ادعا کنیم زندانهای ما به صورت مطلق پاک از مواد مخدر هستند. در واقع تقاضای یک تعداد از زندانیان سبب میشود مافیای قدرت تمام هم و غم خودشان را برای ورود مواد مخدر به داخل زندان بگذارند. حالا در این بحث عرضه و تقاضا موفقیت ما آنجاست که آن را به حداقل ممکن برسانیم چون به دلیل وجود عرضه و تقاضا هیچ وقت نمیتوانیم زندانها را پاک کنیم.
اما این که مواد مخدر در زندانها بسیار کمتر از جامعه است، یک دلیل واضح است بر این که قیمت مواد مخدر درون زندانها بسیار بالاتر از قیمت جامعه است. اگر مواد مخدر خیلی در زندانها شایع بود، دلیلی نداشت قیمت آن چندین برابر قیمت مواد مخدر در جامعه باشد. پس این نشان میدهد که مواد مخدر به آن حدی که ممکن است در ذهن بعضیها باشد در زندان یافت نمیشود؛ اما در مورد راههای ورود مواد به زندان باید گفت ما یکی از آسیبهای زندان را همین میدانیم به طوری که یکی از اولویتهای سازمان جلوگیری از ورود مواد است.
برای این قضیه هم تدابیر زیادی صورت گرفته که یکی از آنها نصب دوربین برای ناامن کردن محیط برای افرادی است که مبادرت به این کار میکنند. البته عمده مواد مخدر در زندانها از طریق بلع وارد میشود، ولی کشفیات ما در قرنطینه زندانها که رقم بالایی است نشان میدهد بخش زیادی از این عرضه هنگام ورود به زندان کشف میشود، اما یک بخش دیگر مواد از طریق ملاقاتهای حضوری یا زندانیانی که به مرخصی میروند وارد زندان میشود، ولی ما با استفاده از سگهای مواد یاب و دستگاههای موجود این ورود را به حداقل رساندهایم، اما راههای ورود مواد به زندانها تنها این راهها نیست. به هر جهت زندانیان بعضا در زندانها از وسایل مشمئزکننده هم استفاده میکنند تا به مواد مخدر دسترسی داشته باشند، اما من باز هم میگویم با توجه به این که بحث مربوط به کاهش آسیب و جلوگیری از ورود مواد مخدر یکی از اولویتهای سازمان بوده که در یکی دو سال اخیر خیلی به آن توجه شده و هزینههای زیادی هم برای آن صرف شده، توانستهایم این موضوع را به طرز چشمگیری کنترل کنیم.
آقای محمدی قیمت مواد درون زندان چقدر است؟
به این سوال به صورت مطلق نمیتوانیم پاسخ دهیم به سبب این که در حال حاضر قیمت مواد در نقاط مختلف کشور متفاوت است به عنوان مثال در مناطق شرقی کشور ارزانتر از مناطق مرکزی و غربی است. همین وضعیت در مورد زندانها هم میتواند جاری باشد، اما آنچه به طور مطلق میتوانیم بگوییم این که قیمت مواد مخدر درون زندانها چندین برابر قیمت آن در بیرون از زندان است تا آنجا که در بعضی زندانها قیمت مواد مخدر بیش از 40 برابر قیمت آن در بیرون زندان است ضمن آن که خلوص مواد مخدر نیز در داخل زندانها بسیار کمتر از بیرون است.
اگر شما قیمت را نمیدانید، پس چطور میگویید قیمت آن چندین برابر است؟
فقط میدانم که چندین برابر بیرون است. اگر من بخواهم قیمت بدهم که نرخ هر کدام از مواد چقدر است که نمیشود. آنچه مسلم است این که قیمت هر نوع مواد در زندانهای مختلف متفاوت است.
شما انگشت اتهام خود در بحث ورود مواد مخدر به زندانها را به طرف زندانیان نشانه رفتهاید، ولی در عین حال از وجود یک مافیا نام میبرید. این تناقض را توضیح دهید.
مافیا، مجرمانی هستند که صرفا با انگیزه ورود مواد مخدر وارد زندانها میشوند یعنی افرادی هستند که مرتکب جرم سبکی میشوند تا آنها را دستگیر کنند و بعد از این که دستگیر شدند، بدنشان را تبدیل به انباری میکنند تا مواد مخدر را وارد زندان کنند و سود زیادی به دست بیاورند. حالا افرادی هم پشت صحنه هستند که عدهای را اجیر میکنند یا این که خودشان این کار را میکنند. فیلمها و مستندات مربوط به این قضیه هم موجود است که حتی در بعضی موارد بلع مواد منجر به مرگ افراد میشود. پس این قبیل افراد تا این حد برای تحصیل مال ریسک میکنند.
نقش کارمندان زندان را در این میان چگونه میبینید؟
ما برای این که انگیزه کشف مواد مخدر را بالا ببریم به افرادی که توفیقاتی در زمینه کشف داشته باشند جوایزی میدهیم و به نحو شایستهای آنها را مورد تشویق قرار میدهیم.
یعنی این جوایز خیلی بیشتر از سود حاصل از فروش مواد مخدر است؟
نمی دانم با چه انگیزهای روی این مساله تمرکز کردهاید.
فقط کنجکاوی.
البته این خوب است و جزو حرفه خبرنگاری است، ولی سوالهای شما از ابتدا روی نکات منفیای میرود که شاید در جامعه القا شده است، اما ما باید نکات مثبت و منفی را در کنار هم ببینیم. من از شما انتظار دارم در مورد نکات مثبت هم سوال کنید. البته ما نمیتوانیم ادعا کنیم که همه کارهایمان بدون عیب و نقص است چون ما هم مثل کل جامعه دارای نکات مثبت و منفی هستیم، اما این که بیاییم نکات منفی را بزرگنمایی کنیم، شاید زیاد با عدالت سازگاری نداشته باشد. در زندانهای ما نواقص هست، اما توفیقاتی هم وجود دارد که زبانزد دیگران مثلا مجامع بینالمللی، مجامع حقوق بشری، خود زندانیان و خانوادههای آنهاست.
یکی از مسئولیتهای شما در ارتباط با مسائل حبسزدایی است. آیا بسترهای فعلی را برای حبسزدایی مناسب میدانید؟
یکی از دغدغههای سیاست کیفری ما بحث اعمال مجازات حبس است. سیاست کیفری یعنی سیاست تعیین مجازات برای جرائم که در همه دنیا هم وجود دارد. سیاست کیفری را در دنیا عموما پارلمانها تعیین میکنند در کشور ما هم این سیاستها از سوی مجلس تعیین میشود. الان سیاست کیفری ما حبس محور است یعنی این که مجلس ما چه مجلس شورای ملی پیشین و چه مجلس شورای اسلامی برای بیشتر جرائم مجازات حبس را تعیین کردهاند، بنابراین ما الان میتوانیم بگوییم که سیاست کیفری ما حبس محور است.
این سیاست در حال حاضر در قوه قضاییه به یک دغدغه تبدیل شده و برای این که این دغدغه برطرف شود، در بالاترین سطح کشور، مجمع تشخیص مصلحت نظام برای شکستن این سیاست، تصویب کرده است که باید از مجازاتهای جایگزین استفاده شود، اما این مجازاتها زمانی محقق میشود که مجلس قوانین آن را تصویب کند. پس در حال حاضر بستر حبسزدایی محقق شده و بستر آن لایحه مجازاتهای جایگزین حبس است که به مجلس رفته و کلیات آن تصویب شده است که میتواند نقطه عطفی در تحولات سیاست کیفری در کشور تلقی شود.
اما تا پیش از این که این لایحه از سوی مجلس تصویب شود بخشی از اقدامات مربوط به زندانزدایی در اختیار دستگاه قضایی است یعنی قضات میتوانند با ظرفیتهای فعلی جمعیت کیفری زندانها را کاهش دهند.
مریم خباز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: