وقتی ژانر خانوادگی به گونه جنگی تبدیل شود

گفتن ندارد که در بسیاری از فیلمهای خارجی ، صحنه هایی وجود دارد که با فرهنگ اسلامی و ایرانی و عقاید و سنتهایمان مغایر است و ناگزیر این صحنه ها و یا نماها باید حذف شوند.
کد خبر: ۲۵۳۲۳
از سویی دیگر حذف صحنه های نامناسب با وجود این که به اصطلاح تنها به یک قیچی نیاز دارد ، اگر بتواند به ظرافت و باریک بینی نیز مجهز شود ، قطعا برکت های فرهنگی زیادی نیز خواهد داشت . مثلا شاید یک پرس وجوی ساده از همکاران و یا مسوولان رده بالاتر باعث شود تا صحنه ای که می تواند حذف نشود، بماند و به خط سیر روایی داستان کمک کند. در مرحله دوبلاژ بسیاری از ترجمه ها و حذفیات ! باعث لطمات جبران ناپذیری به بافت فیلم می شوند وچه بسا از فیلمی خانوادگی که می تواند پیامهای بسیاری داشته باشد، تنها یک فیلم بی روح وقت پرکن به جای بماند؛ زیرا به هر روی این گونه حذفها به تخدیش فیلم می انجامد و چون بسیاری از این کم کردن ها آیتم های دنباله داری دارند. در اوایل ، اواسط و حتی در مواردی در جای جای فیلم بیننده متوجه می شود که چنین داستان تصویری مخدوش دارد، ممکن است نوع ژانر نیز توسط این گونه تغییرات و حذف ها آنچنان عوض شود که مثلا ژانر خانوادگی به نوع و گونه جنگی تبدیل شود. به عنوان مثال در فیلم «پیوند عاطفی» که از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران نمایش داده شد ، گودفرا دولاشر و ملانی فدر در حالی ازدواج می کنند که صاحب یک دختر هفت ، هشت ساله به نام اپیل هستند ؛ اما چون این سنت ، در عرف ما پسندیده نیست ، طی دوبله تغییراتی در روابط ایجاد کردند. لذا در جایی اپیل می گوید خواب روح پدرش را در آسمان ها دیده است . و در جایی دیگر، بصراحت از زبان کسی می شنویم که پدر اپیل به مرض حصبه مرده است ! یعنی ملانی ، این دختر را از شوهر قبلی اش دارد! ولی پس از مرگ ملانی فدر ، که اپیل نزد سیلاس بانر زندگی می کند، گودفرا به سیلاس می گوید چون پدر واقعی اپیل است ، باید سیلاس جوانمردی کرده و اپیل را به او بازگرداند. در اینجاست که همه چیز لو می رود و حالت زننده ای غالب می شود؛ زیرا مخاطب درمی یابد که دستهایی پنهانی ، در فیلم دخالت کرده و تغییراتی در آن داده اند. این اتفاق حتی درباره مرگ ملانی فدر هم روی می دهد. از آنجا که گودفرا دولاشر بدون اجازه پدر مستبدش با ملانی ازدواج می کند ، از او می گریزد و تنهایش می گذارند ؛ زیرا پدرش ، کامیل دختر یکی از ثروتمندان ناحیه را برای او در نظر گرفته است . شبی ملانی به قصر پدر گودفرا مراجعه می کند؛ اما گودفرا او را از خود می راند. در سکانس دیگری ، جسد ملانی را می بینیم که در سالن بزرگ قصر، روی میز پذیرایی قرار دارد، و حاضران درباره هویت ناشناس او بحث می کنند. سیلاس که از نظر جمع حاضر، ملانی را می شناسد و از دختر او نگهداری می کند ، در پرسش این که چگونه این زن مرده است ، پاسخ می دهد: از سرما یخ زده است ! اما در سکانسی که گودفرا می خواهد برای همسرش کامیل ، اعتراف کند که قبلا همسری به نام ملانی فدر داشته است ، به شبی که ملانی به قصر مراجعه کرد اشاره می کند و می گوید: زنی که خودش را حلق آویز کرد به یاد می آوری؛! با این دیالوگ معلوم می شود که ملانی فدر از سرما یخ نزده ، بلکه خودش را حلق آویز کرده است . اما چون «خودکشی» درنظر ما امر مذمومی است ، دوستان دوبلور ترجیح داده اند حقیقت را لاپوشانی کنند. البته بر آنها حرجی نیست ؛ زیرا به دلیل زشتی عمل خودکشی و منع آن در مکتب اعتقادی ما ، باید برای این تغییر به آنها حق داد. لکن باید حواسشان باشد اطلاعاتی را که به تماشاگر می دهند ، در دیالوگ بعدی نقض نکنند و اطلاعات متضادی را به بیننده ندهند. زیرا تماشاگر گیج می شود و بدتر این که احساس عمیقی از غبن و توهین و حق کشی به او دست می دهد ؛ حالتی که موجب انزجار مخاطب از رسانه می شود و قطعا برای هیچ کس خوشایند نیست . این در حالی است که هدف از این گونه حذفیات ، خیر و صلاح جامعه است ؛ که با لطافت دید و امعان نظر ، می توان به آن شکلی مقبول و پسندیده بخشید.

تورج زاهدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها