نقدسریال افسانه شجاعان

«افسانه شجاعان» سریالی است که قریب به 30قسمت آن از تلویزیون پخش شده است . این سریال چینی ، به دلایلی مورد توجه مخاطبان - و از جمله نگارنده - قرار گرفته است .
کد خبر: ۲۳۷۰۲
«افسانه شجاعان» دارای ویژگی هایی است که آن را از نمونه های مشابه چنین سریال هایی که پیش از این نیز دیده ایم ، متمایز می کند. از این رو کوشش خواهم کرد تا ضمن نگاهی اجمالی به این ویژگی ها بپردازم .

جذابیت های نمایشی هنرهای رزمی

طبعا نخستین پرسشی که بیننده این سریال را به خود مشغول می کند این است که «دلیل جذابیت افسانه شجاعان در چیست؛» پاسخ به این پرسش ، نیازمند بررسی رویکردها و ساختار سریال است . «افسانه شجاعان» داستان شخصیت هایی را روایت می کند که در تعریفی کلی ، خود این افراد از آن با نام «جامعه رزمی کاران» یاد می کنند. در واقع ، داستان سریال درباره جنگجویان ، قهرمانان و پهلوانانی است که به فنون متفاوتی از هنرهای رزمی آگاهند. هر قشر از این رزمی کاران ، دارای دسته و گروه خاصی هستند و در مبارزات خود از سبک ، روش و فنونی متفاوت از سایر قشرها استفاده می کنند. ویژگی های هنرهای رزمی تا آن اندازه هست که بتواند براحتی دستمایه اثری نمایشی قرار گیرد؛ همچنان که هنوز هم در سطح دنیا فیلمهای موسوم به «رزمی» با حضور بازیگران نام آشنا تولید می شود و تماشاگران خاص خود را هم دارد. پس در نخستین سطح ، «افسانه شجاعان» قابلیت نمایشی فراوانی برای «سرگرم کردن تماشاگر» دارد.این ویژگی سرگرم کنندگی ، خصوصیتی است که به طور طبیعی هر اثر نمایشی «باید» داشته باشد و فراموش نکنیم که نمونه های مشابه دیگری - همچون سریالی چینی با جغرافیای محوری «لیان شامپو» - نیز دارای چنین رویکردی بوده اند. اما چرا در ارزیابی «افسانه شجاعان» ، آن را در جایگاه متفاوت تری قرار می دهیم و واجد ارزشهای هنری بیشتری می دانیم؛

مضمون

هر اثر هنری - یا با گرایش های هنری - همواره از سطوح و لایه های متعددی شکل می گیرد و کامل می شود. هر چه تعدد لایه های یک اثر هنری بیشتر باشد و مخاطب را بیشتر به خود مشغول کند تا بتواند به درک و کشف سطح تازه ای از سطوح آن دست یابد ، آن اثر جذابیت های بالقوه بیشتری را همراه دارد. با چنین نگرشی است که اگر به سریال «افسانه شجاعان» دقت کنیم ، بارقه هایی از این تعدد سطوح را شاهدیم . همچنان که اشاره شد، داستان دنیای رزمی کاران و هنرهای رزمی آن اندازه جذاب هست که مخاطب را برای دنبال کردن ماجراها ترغیب کند. در لایه ای دیگر، داستان سریال علاوه بر این که «قصه» تعریف می کند، به «معنا»های کلان تری اشاره و تاکید دارد. فراموش نکنیم که در ورزشهای رزمی یا به تعبیری دیگر «هنرهای رزمی» ، مساله تزکیه نفس ، خویشتنداری ، انسان پاک بودن و نظایر این صفات ، از طریق مهار نیروهای درونی و به دست آوردن پالایش روحی امکانپذیر است . به این ترتیب ، داستان سریال ، از سطح یک قصه ساده سرگرم کننده در می گذرد و به ارائه معناهای کلان تری درباره «نفس» ، «خویشتن آدمی» ، «قدرت» ، «حکومت بر دل یا جسم» و نظایر آن می پردازد. در چنین رویکردی است که «نبرد خیر و شر» ، به عنوان یکی از ویژگی های قصه های اخلاقی ، جایگاه درست خود را در سریال پیدا می کند. بیننده می خواهد بداند کدامیک از دو سوی این نبرد، سرانجام پیروز خواهد شد؛ اکنون پرسشی که مطرح می شود این است : «مگر سریال هایی نظیر همان مورد اشاره شده ، درباره نبرد خیر و شر نبوده اند؛» گرچه پاسخ این سوال مثبت است ؛ اما نباید فراموش کرد که هر اثر هنری - و در اینجا نمایشی - از طریق دو وجه «مضمون» و «قالب» هویت می یابد.

نحوه روایت و تاثیر آن بر قالب

آنچه یک مضمون جذاب را «نابود» می کند یا به آن «اعتلائ» می بخشد ، «فرم» یا همان «قالب» است . بدون قالب مناسب ، هیچ محتوایی قابلیت عرضه پیدا نمی کند و در ادامه نیز روشن نمی شود که تا چه اندازه این محتوا، جذاب و ارزشمند بوده . در سریال «افسانه شجاعان» این فرم و محتوا تا اندازه زیادی بر هم منطبق است . داستان سریال براساس «افسانه» روایت می شود. یعنی اعمال و کارهایی از شخصیت ها سرمی زند که تنها در قالب افسانه باورپذیر است . پرشهای بسیار بلند از تپه ای به تپه ای یا از ساختمانی به ساختمانی دیگر، نمونه ای از این ویژگی های افسانه وار سریال هستند. در این نوع روایت ، بسیاری از ناممکن ها امکان وقوع می یابند و بسیاری از تخیلات ، جامه واقعیت می پوشند. به این ترتیب ، این نحوه روایت داستان ، بر جذابیت آن می افزاید و نیز امکان ارائه قالبی متفاوت تر را فراهم می آورد.

فرم در افسانه شجاعان

به طور روشن و مشخص ، آنچه سریال «افسانه شجاعان» را از بسیاری نمونه های مشابه جدا می کند و آن را در جایگاه قابل اعتناتری قرار می دهد، مساله «فرم» است . عمده بینندگان این سریال ، به نحو بارزی از صحنه های مربوط به نبردهای رزمی و جنگیدن شخصیت ها با یکدیگر لذت می برند. این «کشش» و «جذابیت»ی که موجب می شود مخاطبان با لذتی غیرقابل وصف به صحنه های شمشیرزنی یا نبرد کانگ فو میان شخصیت ها چشم بدوزند و در گفتگوهای خود نیز به آن اشاره کنند، ناشی از چیست؛ اگر صحنه های نبرد را در سریال «افسانه شجاعان» به یاد بیاوریم ، درخواهیم یافت که در بسیاری از لحظات پرتنش و پرتحرک درگیری ها ، از عناصر سینمایی «فست موشن» (حرکت تند) و «اسلوموشن» (حرکت آهسته) فراوان استفاده شده است . البته بخشی از این نحوه استفاده به سلیقه سازنده اثر مربوط می شود و همین نکته است که در بسیاری مواقع ، اثری را جذابتر از اثر دیگری جلوه می دهد اما در اصل موضوع تغییری ایجاد نمی شود. استفاده مناسب و بموقع از نماهای «حرکت آهسته » یا «تند» کیفیتی دیگر به این صحنه ها بخشیده است . هنگامی که این ویژگی در طول یک قسمت از سریال و همچنین در اپیزودهای مختلف سریال ، به صورت مداوم تکرار می شود ، به عنوان یک «ویژگی» خود را به رخ تماشاگر می کشد و او را وامی دارد تا به آن توجه بیشتری نشان دهد. اکنون ، اگر استفاده مداوم از این عناصر سینمایی را در کنار فرمهای «افسانه وار» روایت ، نظیر همان پرشهای غیرواقعی بلند، میان دو درخت ، ساختمان و... قرار دهیم و آنها را همسو با پیشبرد ماجراها و در متن آنها بدانیم ، درخواهیم یافت که با «فرم بصری » کاملا متفاوتی روبه روییم.

محمد رضا باباگلی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها