سینمای مستند سرانجام جا می افتد

واقعا مشکل سینمای مستند ایران چیست یا در چه چیزهایی خلاصه می شود؛ وقتی این سوال را با کامران شیردل در میان می گذارم ، می گوید: این سوال را که می پرسی در واقع زبان مرا بند می آوری .
کد خبر: ۲۳۵۳۸
اول غم زده و بعد هم عصبی می شوم . من حدود 38سال همین مسائل را مطرح کرده ام . چه در آغاز فعالیتمان در ایران که چند نفر بیشتر نبودیم و چه حالا. آن زمان با وجود آن که امکانات نبود، ولی آن چند نفر فیلم مستند می ساختند. بعدها هم که تلویزیون به وجود آمد و امکاناتی در این زمینه حاصل شد، تا امروز که هر نهاد و سازمان و وزارتخانه ای یک یا چند مرکز مستندسازی دارند، همیشه یک موضوع را گفته ایم ؛ ولی نمی دانم چرا جا نمی افتد و آن این که ما نهادی نداریم که به مستندسازی بها دهد. البته شعار زیاد است . برای همین اگر بتوانم ، می خواهم عمل کنم . در قسمت پایانی نظرات دیگر فیلمسازان را می خوانیم.

مونا زاهد فیلمسازی که در حوزه مستند تجربیاتی داشته - معتقد است که نهاد یا سازمان سرمایه گذار در این بخش نباید چندان متوقع باشد که سرمایه اش برگشت کند. او می گوید: دولت باید ترتیبی دهد تا برای فیلمسازان مستند، امنیت شغلی به وجود آید. در حال حاضر چنین امنیتی برای هیچ کدام از ما نیست . ما سالها در این زمینه کار می کنیم که یکباره تعدادی وارد این حوزه می شوند و امنیت شغلی تو را به خطر می اندازند. به نظرم در این نوع سینما چیزی سر جایش قرار ندارد. ممکن است تو در ژانر خودت مطرح شوی و دیگری در ژانر خودش . اگر همه چیز طبقه بندی شود و هر کس جای خودش قرار بگیرد، مشکلات تا اندازه ای مرتفع می شوند. اما تنها این مسایل نیست که باعث مهجورشدن این سینما شده است . مطمئنا مساله به اندازه جذابیت این گونه فیلمها برای مخاطب عام اهمیت دارد. و در واقع این همان نکته ای است که احتمالا مخاطب را راغب می کند بیشتر از اینها به این نوع سینما روی خوش نشان دهد. اما مشکلاتی که عنوان شد می تواند علتی برای این معضل باشد. این که مشکلات باعث می شوند فیلمسازان در انتخاب سوژه ها وسواسی را که شایسته است ، نداشته باشند و آن را در کمترین زمان و با حداقل بودجه به پایان برسانند. مجید صباغ بهروز در این باره می گوید: جذاب بودن فیلم برمی گردد به ساختار فیلم . من یک مثال می زنم ؛ زمانی که «راسل مکلبی» از محیط اطرافش فیلم می سازد، به اندازه ای این فیلم جذاب است که تماشاگر نود دقیقه تمام این فیلم را دنبال می کند. او فیلمی از زن ، بچه ، مادر و مادربزرگش می سازد که تمام پارامترهای یک فیلم جذاب را دارد. بنابراین شکل فیلم خیلی مهم است . احمد ضابطی جهرمی در جواب این پرسش به اصول تعریف نشده این سینما در ایران اشاره می کند و می گوید: مشکلات متعدد و متنوعی در این خصوص وجود دارد. اول وجه شناختی این نوع سینماست که به عقیده من در کشور ما هنوز خوب شناخته شده نیست . نمی گویم همه مان باید سر یک یا چند تعریف نظر واحدی داشته باشیم ؛ بیشتر از جنبه این که فیلم مستند به عنوان یک رسانه یا یک وسیله فرهنگی بسیار پویا، کارکردهای متنوع و مختلفی دارد، شناخت را مطرح می کنم . یعنی هنوز خوب متوجه نشدیم که جایگاه کاربردی فیلم مستند و قابلیت ها و مخصوصا نقش فرهنگ سازی اش چقدر زیاد است . مونا زاهد با اشاره به عدم وجود پشتوانه قدرتمند برای این گونه فیلمها می گوید: یکی از فیلمهای من بدون اجازه از سوی یکی از شبکه های جهانی پخش شد و بعضی از دوستانم که فیلم را دیده بودند، از آن تعریف و تمجید می کردند. در حالی که نمی دانستند و احتمالا باورشان نمی شد که آن فیلم را من ساخته ام و من به خاطر نبودن مرجعی ، نتوانستم حق و حقوق فیلمم را مطالبه کنم .
راههای برون رفت از بحران چیست و چه باید کرد؛
کامران شیردل در جواب این سوال که سینمای مستند کی شال عزایش را از سر باز می کند، می گوید: واقعا پیشگو نیستم ؛ اما فکر می کنم این موضوع جهانشمول است . یعنی مختص سینمای ما نیست و سینمای مستند باید در همه نقاط جهان به جنگ خود ادامه دهد تا در برابر سینمای داستانی و سینمای گیشه ای و حتی سینمای هنری بتواند از موجودیت و استقلال خود به عنوان رسانه ای که به حقیقت و واقعیت می پردازد، غالبا تلخ می نماید و مته به خشخاش می گذارد، شان خود را حفظ کند. شیردل که سینما را در ایتالیا آموخته (کشوری که شاخه سینمای آن سینمای مستند است) در توضیح بیشتر این فرآیند می گوید: در حال حاضر مستندسازی در ایتالیا در حال مرگ است ، چون سلطه سینمای تجاری امریکایی بر بازارهای اروپایی به گونه ای است که باعث نابودی سینمای بومی و از جمله سینمای مستند اروپا شده است . من خودم بارها از زبان مستندسازان ایتالیایی شعار «مرگ بر امریکا» را شنیدم . چون فیلمساز ایتالیایی برای مقابله با فروش سرسام آور فیلمهای امریکایی ، مجبور است تن به هر کار بدهد. حالا دیگر استثناست که در سینمای ایتالیا شما بتوانید چند کار خوب و قابل اعتنا ببینید. نه فقط سینمای مستند، بلکه حتی سینمای داستانی نیز به همین گونه است و به این خاطر اروپاییان از سینمای مستند به عنوان ادامه دهنده «راه انسانیت» یاد می کنند. در حال حاضر همه چیز در حال یکدست شدن است و این همان چیزی است که مرا وحشت زده می کند. ضابطی جهرمی نیز به نقش و جایگاه آموزش در تعالی سینمای مستند صحه می گذارد و می گوید: برای تولید فیلم مستند، باید مستندساز تربیت کرد. چون به صورت خودرو چنین اتفاقی نمی افتد. ما باید دوره های آموزشی به صورت خاص برای تربیت مستندساز داشته باشیم . ما نمی توانیم مستندساز از خارج وارد کنیم . برای شروع ، باید افرادی که استعداد دارند را آموزش دهیم . همچنین باید ادبیات این رشته و جنبه های تئوری و تکنیکی این رشته را تقویت کنیم ، چون به عقیده من ادبیات فیلم مستند کشور ما نسبت به سایر کشورها ضعیف است و ما در این زمینه خیلی کم کار کردیم . بنابراین بروشنی پیداست که سینمای مستند چون «سلف»ش سینمای داستانی به آفاتی چند گرفتار است . وقتی در کارنامه فیلمسازان مطرح سینما چند اثر خوب و قابل اعتنای مستند می بینیم و می دانیم ادامه چنان حرکتهای پردامنه ای سبب می شود آثار قابل ملاحظه ای در سینما ظهور می کند، سکوت و رخوت و بی ملاحظگی این سینما را جدی می گیریم و به حال آن افسوس می خوریم . آیا کسی هست که دوباره قهرمان ها را از خواب بیدار کند؛!

مهدی غلامحیدری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها