در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از «داش پالکی» و «هردمبیل» (با بازی مرتضی احمدی)، «پهلوانان» در دهه 40و 50شمسی گرفته تا دوران کنونی که در سایه همسایه (ساخته اسماعیل خلج) ، «پهلوانان» (ساخته حسین فتحی) را شاهد بوده ایم .
در آثاری از این دست آنچه که اهمیت اصلی و اساسی داشته است ، شخصیت پردازی آدم های داستان ، نحوه سلوک اجتماعی آنها و حوادث امروز است که روی می دهد و علت وجودی آنها این است که آدمهای داستان را هر چه بیشتر به یکدیگر نزدیک کند. مجموعه «زیر گذر» به کارگردانی (هنری) محمد عمرانی از این دست آثار است ؛ اما با تفاوتی اساسی نسبت به مجموعه های مشابه که به آن خواهیم پرداخت .
زیر گذر یک مجموعه تلویزیونی است با ساختاری بسیار ساده . ساده از این رو که مخاطب به هیچ وجه انتظار ندارد که شاهد تعقیب و گریز و تیراندازی باشد یا آدمهایی را نظاره کند که با اغراق فراوان در پی خلق ملودرامی هستند بسیار غم انگیز تا بدان شکل دل مخاطب خود را به دست آورند. «زیر گذر» نمایشی است اپیک نه دراماتیک ، یعنی حوادث امروز و رویدادها نیستند که در این مجموعه حرف اول را می زنند؛ بلکه این آدمها هستند که با برخوردشان با یکدیگر(در مواجهه با حادثه ای کمرنگ به لحاظ داستانی) گویی به شهود می رسند. یعنی دیگر همانی نیستند که بودند. این همان تفاوت اساسی این مجموعه تلویزیونی با آثار مشابه است .
«زیر گذر» یک قهوه خانه را محور و مرکز رویدادها قرار داده است . آنچه که روی می دهد یا از این قهوه خانه سرمنشا می گیرد یا این که به این قهوه خانه ختم می شود. صاحب این قهوه خانه ، «حاج مرتضی» است . مردی که دل در گرو سنت دارد و به هیچ روی نمی خواهد در جهان مدرن به سر ببرد. پسرش «ناصر» برخلاف رای و نظر پدر طرفدار دنیای مدرن است . او خیلی دلش می خواهد این قهوه خانه را به یک کافی شاپ تبدیل کند.
نویسنده این مجموعه به گونه ای واقعی به این مساله کهنه و نو پرداخته است . «ناصر» که طرفدار جهان مدرن است ، آنچنان اصرار بر این امر ندارد و حاج مرتضی که اهل سنت و سنتی اندیش است ، بی اندازه به این مساله نمی پردازد. بنابراین ما (مخاطب) آنها را باور می کنیم ؛ چون اغراقی در شخصیت آنها نمی بینیم . «مجتبی» قهوه چی قهوه خانه است . او حد فاصل شخصیت نسیم (شخصیت دیگر مجموعه) و دیگران است .
او هم اهل دل است و هم اهل گل . او با «آقا تقی»(صاحب گاری دست فروشی) سر ناسازگاری دارد. اگر چه با حاجی مرتضی میانه خوبی دارد؛ اما گاهی با او مخالفت می کند، هر از گاهی میان او و آقاتقی اختلاف پیش می آید؛ اما مجتبی در هر حال آدمی است که به این جمع کوچک تعلق دارد و از آنها جدا نیست .
برای نمونه می توان به رفتار او در حضور آقای «آهنچی» اشاره کرد.(صحنه ای را به یاد بیاورید که در آن مجتبی به دستور ناصر قرار است میز مفصلی را برای آقای آهنچی و دخترش بچیند و او از ابتدای پذیرایی به دلیل ناآشنایی با چنین میهمان هایی ، حتی فضای قهوه خانه را نیز که متعلق به آن است ، فراموش می کند. واکنش و صحبتهایش موجب طنز و خنده است و حتی کار به جایی می رسد که آقای آهنچی بر اثر اتفاقاتی ، سرش به میز آهنی می خورد و بیهوش می شود.) شخصیت نسیم ، به گونه ای خاص وجه ای نمادین دارد. او نماد حضور خیر مطلق است . نسیم هیچ چیز را شر نمی بیند.
او کنار سقاخانه شمعی روشن می کند و به خدای خود می گوید: (نقل به مضمون) «در کار دیگران بساز و ساز ما را هم بنواز» نسیم ، ابتدا خیر را برای دیگران می خواهد و سپس برای خودش . در میان مجادله هایی که آدمها با یکدیگر دارند او میاندار حقیقتی است ؛ اما همواره در این جهت که آدمها را با گفتن یک یاد و جمله هوشیار می کند. او به تمامی حامل صلح و صفاست ، اهل دل است ، دم خور حافظ است ، ساز می زند؛ اما هیچ کس او را نمی شناسد و هیچ کس نمی داند او از کجا آمده .
آیا این مهم است؛ همین قدر که او می تواند به همراه دوستی که دیده نمی شود، گرهی از کار فروبسته جماعتی گشاید ، کافی نیست؛ بازی و حضور احمدرضا اسعدی در این نقش به این شخصیت اعتباری بخشیده که حتما باید در جایی دیگر از بازی او گفت . به هر روی «زیر گذر» ، مجموعه ای است ساده و بی ادعا ، البته فیل هوا نمی کند ؛ اما این توانایی را دارد ؛ زیرا سادگی و ساده بودن بیش از هر کار دیگری پیچیده و دشوار است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: