در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساختارشکنی در هر زمینهای که باشد، در ابتدای راه با آزمون و خطا همراه است. برنامه تیک تاک را هم با فرمی که برای قالب خود انتخاب کرده، میتوان در ردیف برنامههایی دانست که تصمیم دارند ساختارشکنی را تجربه کنند به همین دلیل از دروازه آزمون و خطا عبور میکنند. سازندگان این برنامه معتقدند که چرخدندههای ساعت وقتی درست کار کنند، صدای دلنشین«تیک تاک» را به وجود میآورند و اگر این چرخدندهها بخوبی با یکدیگر درگیر نشوند، ساعت از کار میافتد و دیگر نمیتوان صدای تیک تاک آن را شنید. زندگی هم مثل ساعت است. اگر با شناخت و آگاهی بتوان چرخدندهها را درست با هم درگیر کرد، صدای خوشایند زندگی را میتوان شنید، اما اگر با آگاهی زندگی نکرد، روزگار چندان خوشایند نخواهد بود. بنابراین میتوان از این گفته به این نتیجه رسید که سازندگان تیک تاک تصمیم دارند با برنامه خود، سطح آگاهی مردم را در زمینههای مختلف ارتقا دهند تا آنها بتوانند ارکان مختلف زندگی را با هم هماهنگتر پیش ببرند. این هدف، ارزشمند است؛ اما در کنار این هدف باید دید که مخاطبان شبکه 2 چگونه مخاطبانی هستند؟ در یک نگاه، بینندگان این شبکه مخاطبانی با سطح سواد و اطلاعات عمومی هستند، مخاطبانی که بیشتر پیگیر برنامههایی هستند که برای آنها جذاب باشد و آنها بتوانند در سایه این جذابیت، اطلاعات ودانستنیهایی را که به آنها نیاز دارند، از این برنامهها دریافت کنند.
اما آیا برنامه «تیک تاک» برای این گروه از مخاطبان، جذاب است؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا باید نگاهی انداخت به ظاهر برنامه که به اصطلاح به آن فرم میگویند. تیک تاک برنامهای گفتگومحور است که یک کافیشاپ یا همان قهوهخانه را برای مکان برگزاری گفتگوها طراحی کرده است و مهمانان خود را در این مکان رودرروی هم قرار میدهد تا آنها با صرف نوشیدنیهای سرد و گرم ایرانی، درباره مسائل جدی به گفتگو بنشینند. سفارش نوشیدنی و صحبت درباره آن در خلال بحثی داغ، باعث میشود هم مهمانان و هم مخاطبان برای لحظاتی هم که شده از فضای جدی برنامه فاصله بگیرند و پس از قدری استراحت دوباره سر مساله اصلی برگردند. تیک تاک از یک شیوه دیگر هم برای استراحت دادن به مخاطب خود سود برده و آن برگزاری دو گفتگو با دو موضوع مختلف و آدمهای متفاوت، سر دو میز این کافیشاپ است. به این وسیله مخاطبان برنامه تیک تاک میتوانند در یک زمان واحد دو موضوع را از یک برنامه پیگیری کنند. این روش کار در یک برنامه گفتگومحور را میتوان کاری جدید به شمار آورد که البته هماهنگی آن کار آسانی نیست با همه اینها گفتگوهای یک برنامه هر چند سر دو میز مختلف اجرا میشوند، باید نقاط مشترکی با یکدیگر داشته باشند تا مخاطب بتواند در انتهای برنامه به نتیجهگیری درستی از برنامه دست یابد. بعد از فرم، نوبت به محتوای برنامه تیک تاک میرسد؛ موضوعاتی که در این برنامه معمولا طرح و بررسی میشود، عمدتا موضوعات جدی هستند که از دیدگاه سازندگان تیک تاک اگر عموم مردم با آنها آشنایی داشته باشند، زندگی بهتری را سپری خواهند کرد؛ اما نکته اینجاست که این موضوعات در تیک تاک کاملا تخصصی و به اصطلاح آکادمیک طرح میشوند و مهمانان برنامه خیلی بالاتر از سطح سواد و دانستههای عموم مخاطبان درباره موضوعات بحث میکنند. موضوعاتی مانند زیباشناسی، نشانههای خداوند در روی زمین، دوبله، رادیو و... مهمانان تیکتاک با بهرهگیری از کتابهای معتبر و گفته بزرگان که حتی در سطح دانشگاهها هم بندرت به آنها رجوع میشود مخاطب را با مباحثی رودررو میکنند که برای او قابل درک نیست به همین دلیل او ترجیح میدهد کانال تلویزیون را عوض کند و مشتری برنامهای شود که موضوع آن برایش ملموستر است. البته این انتخاب مخاطب به ذات و ماهیت برنامههای گفتگومحور برمیگردد که مباحث سبکتری را میطلبند. در این برنامهها مخاطب به دنبال چهرههای آشنا میگردد تا پای صحبت آنها بنشیند و با خاطرات و زندگینامه آنها بیشتر آشنا شود. تیک تاک از این چهرههای آشنا استفاده کرده، اما این بار از آنها نخواسته است تا درباره خودشان بگویند، بلکه آنها را در شرایطی گذاشته است تا از نوع تفکر، اندیشه و دغدغههایشان بگویند. مثلا بهروز رضوی چهره و صدای آشنایی برای مخاطبان تلویزیون است؛ هفته گذشته رضوی به برنامه تیک تاک آمد، اما آن رضوی که همه میشناسند و با او آشنا هستند نبود، بلکه رودررو با رشید کاکاوند درباره ماهیت و ذات صدا و شخصیت فرد صحبت میکرد و اینکه در شرایط مختلف چقدر خودش است و اصلا به چه میزان لازم است که آدم در شرایط مختلف، خودش باشد.
در برنامهای دیگر شهرام گیل آبادی (مدیر سابق رادیو جوان) مقابل یکی از استادان دانشگاه و همکاران رادیوییاش نشسته بود و راجع به «معنا در دنیا» صحبت میکردند، این مبحث برای آنانی که به اینگونه مسائل تخصصی مینگرند و درباره آنها مطالعه میکنند، شاید جذاب باشد؛ اما برای مخاطبی که نمیتواند چیزی از صحبت این دو استاد درک کند برنامه تیک تاک در ابتدای شب، تبدیل به برنامهای خستهکننده میشود بخصوص اینکه این دو مهمان هر کدام حرف خود را عنوان میکردند، انگار دوست داشتند از فرصتی که رسانه دیداری در اختیار آنها گذاشته است، بیشترین بهره را ببرند و دیدگاههای خود را طرح کنند آنچه در برنامه تیک تاک به آن توجه شده است، به جریان انداختن تفکر در یک برنامه تلویزیونی و مخاطب است، اما سازندگان تیک تاک در این برنامه که تکیه بر نوآوری دارد «نوع وجنس مخاطب» را نادیده گرفتهاند. مخاطب شبکه2 سیما از برنامههای گفتگومحور تعریف خاص خود را دارد، او عادت ندارد در اینگونه برنامهها با مسائلی جدی روبهرو شود. شاید با روشن شدن تعریف مخاطب در تلویزیون بود که رسانه ملی، شبکه 4 سیما را برای مخاطبان جدی (فرهیخته) راهاندازی کرد تا برنامههایی مانند تیک تاک از این شبکه روی آنتن برود و در دیگر شبکهها برنامههایی چون شب شیشهای، امشب و... را برای عموم مردم روی آنتن بفرستند.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: