در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سیروس تسلیمی، یکی از تهیهکنندگان و توزیعکنندگان فیلم در این باره به خبرنگار جامجم گفت: محل جغرافیایی، یکی از پارامترهای مهم در جذب مخاطب به سینماست که متاسفانه در کشور ما کمتر به آن توجه میشود. مردم زمانی به سینما میروند که سالن مناسب در نزدیکی محل زندگی آنها وجود داشته باشد.
تسلیمی در ادامه افزود: امکانات رفاهی و سرگرمی که در سالنهای سینما برای مردم در نظر گرفته میشود نیز مشوق مردم در رفتن به سینماست که آن هم در کشور ما و در سالنسازی معمولا لحاظ نمیشود.
بازیگران سینما همیشه در بین مردم طرفداران پروپاقرصی دارند. هرچه این طرفداران بیشتر باشند، اشتیاق مردم به رفتن به سینما بیشتر میشود؛ اما زمانی این اشتیاق تداوم پیدا میکند که بازیگران سینما تبدیل به ستاره شوند؛ در حالی که سالهاست ستارهسازی در کشور ما منسوخ شده است.
تسلیمی در این باره گفت: 50 درصد فروش یک فیلم را ستارگان سینما تضمین میکنند. مردم به دیدن فیلمهای آنها میروند و به دلایل مختلف با آنها همذاتپنداری میکنند؛ اما در کشور ما ستارهسازی انجام نمیشود؛ چون زندگی یک ستاره زیر ذرهبین قرار میگیرد و هیچ بازیگری دوست ندارد مردم از زندگی خصوصی او باخبر شوند. البته این را هم نباید نادیده گرفت که همین زیر ذرهبین قرار گرفتن باعث میشود تا او ممنوعالتصویر شود.
زندگی در سینما جاری نیست
فیلمنامه و داستان، یکی دیگر از پارامترهای مهمی است که باعث میشود مردم برای دیدن یک فیلم سینمایی ترغیب شوند؛ اما داستانهایی که در سینمای ایران مطرح میشوند، اکنون دیگر برای مردم جذابیت لازم را ندارند. علیرضا داوودنژاد چندی پیش در گفتگو با خبرنگار جامجم گفت: زمانی مردم به دیدن فیلمهای ایرانی گرایش پیدا میکنند که زندگی و آرزوهای خود را در فیلمها ببینند؛ اما اکنون در سینمای ایران، زندگی مردم جاری نیست.
سیروس تسلیمی هم ضعف فیلمنامه را در سینمای ایران جدی میداند. وی در این باره گفت: حیطه داستان و قصهگویی در سینمای ما محدود است. کارگردانان و فیلمنامهنویسان بنابر دلایلی به سراغ ژانر سیاسی نمیروند، به دلیل نداشتن ابزار لازم، سینماگران به سراغ ژانر پلیسی هم نمیروند. فیلمهای رمانتیک به معنای جهانیاش در کشور ما امکان ساخت و پخش ندارند، بنابراین روزبهروز تنوع داستانپردازی در سینمای ما محدودتر میشود و به همین دلیل است که مردم تمایلی به رفتن به سینما و دیدن داستانهای تکراری ندارند.
داوودنژاد هم متنوع نبودن موضوع در سینمای ایران را دلیلی بر گرایش مردم به دیدن فیلمهای خارجی که به صورت قاچاق و از طریق ماهواره به ایران میرسد، دانسته و معتقد است که دولت نتوانسته با برنامهریزی مناسب تولیدات سینمای داخلی را آنقدر متنوع کند تا هر مخاطب با هر سلیقه بتواند از این محصولات استفاده کند. تمام کشور، تهران نیست. شهرستانیها هم حق دارند به سینما بروند و فیلم خوب ببینند؛ اما توزیع نامناسب فیلم تاکنون باعث شده است تا بسیاری از سینماها در شهرستانها تعطیل شوند. تسلیمی با بیان این نکته که اتحادیه توزیعکنندگان فیلم در حال شکلگیری است، گفت: تاکنون تولید و توزیع فیلم صاحب یک اتحادیه مشترک بودند که با قانون جدید خانه سینما که هر صنف باید یک اتحادیه داشته باشد، قرار شد اتحادیه مستقل توزیعکنندگان فیلم هم تشکیل شود که با شکل گرفتن این اتحادیه، توزیع فیلم سروسامان میگیرد و چون اتحادیه به روند توزیع فیلم در شهرستانها هم نظارت خواهد داشت، سالنهای سینما در شهرستانها بدون فیلم نخواهند ماند و با فیلمهای روز تغذیه خواهند شد.
تسلیمی توزیع مناسب فیلم را هم یکی دیگر از دلایل موثر در جذب مردم به سینماها دانست.
میگویند سینمای ایران پیش از پیروزی انقلاب و در سال 56 ورشکسته شده بود؛ چون مردم علاقهای به رفتن به سینما نداشتند، اکنون آمار میگوید که هر ایرانی هر 5 سال یک بار به سینما میرود! این آمار شاید زنگ خطری برای متولیان سینمای ایران باشد که با تمهیداتی، جلوی ورشکستگی سینمای ایران را بگیرند.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: