در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
افسانههای اسپایدرویک که شباهتهایی با وقایعنگاری نارنیا دارد، فیلمی معمولی اما نسبتا جذاب است. در فیلم 6 شخصیت انسانی (یک شخصیت در 2 مقطع کودکی و پیری) و 4 شخصیت فانتزی و (یک شخصیت به 2 شکل انسانی و فانتزی) حضور دارد و قطعهای کوشیده با انتخاب تعدادی از بهترین صداهای موجود در دوبله ایران، جذابیت فیلم را بیشتر و آن را دیدنیتر کند. 6 شخصیت انسانی عبارتند از هلن (مادر)، جارد و سایمون (پسرهای دوقلو)، ملوری (دختر نوجوان)، آرتور اسپایدرویک (نویسنده کتاب) و لوسیندا (دختر آرتور). نقش هلن را مری لوئیز پارکر بازی کرده و مینو غزنوی به جای وی صحبت کرده است. وی مادر 3 فرزند است که میخواهد با شوهرش متارکه کند. قطعهای گفته علاوه بر تواناییهای نقشگویی غزنوی به مادر بودن او نیز توجه کرده؛ زیرا معتقد بوده است چنین نقشی را کسی باید بگوید که مادر باشد. اما واقعیت این است که نقش هلن آنقدر گسترده، پرداخته شده و سخت نیست که فقط صدا و توان مینو غزنوی را بطلبد. صدای دوبلورهای دیگری چون فریبا رمضانپور، نگین کیانفر، مریم رادپور و کتایون اعظمی نیز مناسب این نقش و بازیگرش است. فقط یک نکته است که باعث میشود غزنوی را مناسبترین گزینه برای هلن بدانیم، این که قرار بوده جذابیت فیلم با دوبله بیشتر شود. بدیهی است صدای هیچ یک از کسانی که نام بردیم وجهه و جذابیتی را که صدای غزنوی به نقشها و فیلمها میدهد، ندارند.
وی تمام زیروبمهای صدای هلن و حسهای وی را رعایت کرده و در هیچ صحنهای احساسات را کمتر یا بیشتر بروز نداده است.
کافی است توجه کنیم به اولین سکانس فیلم و به صحنهای که بچهها در آشپزخانه دور میز نشستهاند.
نقشهای جارد و سایمون پسرهای دوقلو را فردی هایمور بازی کرده که پیش از این فیلم «چارلی و کارخانه شکلات سازی» با گویندگی فریبا شاهینمقدم به جای وی از تلویزیون پخش شده بود. شخصیتهای جارد و سایمون کاملا با یکدیگر تفاوت دارند. جارد، کنجکاو، فعال و بازیگوش است و سایمون بعکس او آدمی درونگرا، آرام و به قول خودش صلحطلب است. ظاهر این 2 نفربرخلاف شخصیتهایشان زیاد با یکدیگر تفاوت ندارد و فقط مدل موهایشان فرق دارد. با این حال، آنچه باعث میشود آنها با یکدیگر اشتباه گرفته نشوند، لحن حرف زدنشان است. جارد به تبع شخصیتش سریع و بلند و سایمون، آرام حرف میزند. قطعهای با توجه به شخصیت دوقلوها از 2 گوینده که سابقه گفتن چنین نقشهایی را دارند، استفاده کرده است. مهوش افشاری برای جارد و فریبا شاهین مقدم برای سایمون. صداهای این 2 گوینده شباهتی به صدای فردی هایمور ندارد، اما با وجود تفاوتهای آشکارشان برای چهره این بازیگر مناسب است و هر دو گوینده و بیشتر دوبلور سایمون نقششان را خوب گفتهاند.
صدای شاهین مقدم بیشتر با چهره جارد/ سایمون هماهنگ است و بهتر بود هر 2 نقش را وی میگفت. اگر قرار بود هر 2 نقش را یک دوبلور بگوید، باید گویندگیهای وی جداگانه ضبط میشد و معمولا مدیر دوبلاژها به سختی چنین کاری تن نمیدهند. البته قطعهای گفته از اولین دفعهای که فیلم را دیده تصمیم گرفته به دلیل شخصیتهای متفاوت جارد و سایمون از 2 گوینده استفاده کند و به چیز دیگری توجه نکرده است. نکته جالب این که در دوبله ویدئویی افسانههای اسپایدرویک نیز 2 دوبلور به جای فردی هایمور صحبت کردهاند.
نقش ملوری را سارا بولگر بازی کرده و مریم شیرزاد به جای وی صحبت کرده است. این نقش نیز همانند نقش مادر نکته خاصی ندارد و دوبلورهای دیگر نیز توان گفتن آن را دارند، اما 3 نکته استفاده از دوبلوری با سابقه و خوش صدا را توجیه میکند؛ اول این که ملودی خوشچهره است، دوم این که او در چند صحنه با جارد جر و بحث میکند و سوم این که نقشهای دیگر اعضای خانواده را 3 دوبلور توانا و خوشصدا به عهده داشتهاند؛ بنابراین باید این نقش نیز به گویندهای همسطح آنها سپرده میشد تا جذابیت فیلم و دوبله آن حفظ شود. شیرزاد که صدایش شباهتهایی به صدای ملوری دارد و برای چهره و شخصیت وی نیز کاملا مناسب است، در تمام صحنهها لحن حرف زدن بازیگر را بخوبی رعایت کرده و گویندگیاش به یادماندنی است. در صحنهای که پس از حمله هیولاها، جارد و ملوری میکوشند زخم پای سایمون را مداوا کنند، تمام دوبلورها حسها را خوب رعایت کردهاند، بخصوص شیرزاد، هنگامی که میگوید: ...« اینجا هیچی روبهراه نیست، نمیدونم از کجا باید شروع کنم...» بغض و اضطرابی که در صدای بازیگر هست را بخوبی در صدای خود منعکس کرده است.
نقش آرتور اسپایدرویک را دیوید استراترن بازی و منوچهر زندهدل به جای وی صحبت کرده است. آرتور نویسنده کتابی است که جارد پیدا میکند و هیولاها میکوشند به آن دست یابند. مجموعه صدا و چهره وی در ابتدا صدای زندهدل را به ذهن نمیآورد، اما این صدا که با ویژگیهای شخصیتی آرتور پدری محقق و نویسنده کاملا هماهنگ است، به خوبی روی بازیگر قرار گرفته و زندهدل نیز در گویندگیاش موفق عمل کرده است.
نکته جالب این که در دوبله ویدئویی افسانههای اسپایدرویک نیز 2 دوبلور به جای فردی هایمور صحبت کردهاند
نقش لوسیندا اسپایدرویک مسن را جون پلورایت بازی کرده است. زهرا آقارضا (پری هاشمی) که حدود 10 سال پیش در فیلم «دنیس شیطونه» به جای این بازیگر صحبت کرده بود، این بار نیز به جای او گویندگی کرده است. صدای لطیف آقا رضا کاملا با چهره و شخصیت لوسیندا هماهنگی دارد و او لحن بازیگر را به میزان زیادی رعایت کرده است.
شخصیت مولگارس رئیس هیولاها ابتدا ظاهری انسانی دارد و نیک نولتی آن را ایفا کرده است. سپس تغییر شکل میدهد. گویندگی این نقش را تا پیش از تغییر شکل، امیر قطعهای انجام داده و بعد از تغییر قیافه، شایان شام بیاتی به جایش صحبت کرده است. صدای نیک نولتی بم است و قطعا این ویژگی یکی از دلایل انتخاب وی برای نقش مولگارس بوده است. امیر قطعهای که صدایی نرم و قابل انعطاف دارد، برای گویندگی به جای او صدایش را کمی تغییر داده است؛ اما بهتر بود یکی از گویندگانی که صدایی پرقدرت و مستحکم دارد، از ابتدا تا انتها به جای مولگارس صحبت میکرد. 3 شخصیت غیرانسانی دیگر عبارتند از: تیمبلتک، هاگزکوئیل و کلاهقرمزی (Red Hat). قطعهای برای این شخصیتها از 3 نفر از بهترین تیپگوهای دوبله ایران استفاده کرده است. همت مومیوند به جای تیمبلتک صحبت کرده است. وی موجودی است که فقط در خانه حضور دارد و هنگام عصبانی شدن چاق و سبزرنگ میشود. مومیوند تیپگوی خوبی است، اما صدایی که برای تیمبلتک ساخته و گویندگیاش، شبیه کارهای قبلیاش است. تیمبلتک هنگامی که عصبانی میشود صدایش آشکارا تغییر میکند، اما مومیوند این نکته را زیاد رعایت نکرده است. در اولین سکانسی که این موجود دیده میشود و در صحنهای که کنار عکس بزرگ آرتور ایستاده است، جملهای را به نقل از آرتور میگوید و ضمن گفتن آن صدایش را نیز تغییر میدهد، اما مومیوند آن را یکنواخت گفته است. در همین سکانس، یک اشکال صدابرداری نیز وجود دارد، صدای تیمبلتک هنگامی که از داخل کشو یا از پشت کتابخانه حرف میزند، هیچ تغییری نمیکند. اصغر افضلی به جای هاگزکوئیل صحبت کرده که شبیه خوک است و پرنده میخورد. بیژن علیمحمدی را بیتردید باید یکی از مردان حنجره طلایی دوبله ایران نامید.
گویندگی او به جای کلاهقرمزی (معاون مولگارس که کلاه دزدان دریایی به سر دارد) فوقالعاده است. صدایی که او روی این شخصیت قرار داده است و گویندگیاش هیچ شباهتی به کارهای قبلیاش ندارند. کسانی که ندانند، ممکن است تصور کنند صدای او را پس از گویندگی با ترفندهای صداسازی به آن شکل درآوردهاند؛ در حالی که این گونه نیست. دیالوگهای افسانههای اسپایدرویک در مجموع خوب و روان هستند، اما 2 نکته را باید درباره آنها ذکر کرد.
1- در سکانس پس از سکانس تیمارستان، جارد به مادرش میگوید: «پدر برای همین گذاشت رفت...» مادر در اصل فیلم میگوید: «ببخشید؟»! در دوبله به جای این واژه «چی گفتی؟» قرار داده شده که تغییر بسیار خوبی است؛ زیرا گاهی شکل حرف زدن و کاربرد کلمات انگلیسیزبانها برای فارسیزبانها مبهم است. بهتر بود این تغییر در سکانس دیدار آرتور با بچهها نیز صورت میگرفت. آرتور به جارد میگوید: معذرت میخوام، من شما رو میشناسم؟ این جمله عین ترجمه عبارت انگلیسی است. در زبان فارسی به جای آن معمولا گفته میشود: ... من شما رو بجا نمیآرم.
2- در همان سکانسی که گفتیم؛ تغییر کلمه بدرستی انجام گرفته و یکی از دیالوگها کاملا عوض شده که ظاهرا به دلیل جلوگیری از بدآموزی بوده است. در اصل فیلم جارد هنگامی که از ماشین پیاده میشود، به مادرش میگوید: «من ازت متنفرم...» در دوبله، این دیالوگ تبدیل شده به «من دلم میخواد با پدرم زندگی کنم...» گروه دوبله «افسانههای اسپایدرویک» در مجموع انتظارها را برآورده و کاری فاخر ارائه کرده است. امکان دوبله این فیلم با گروهی دیگر از گویندگان برای شروین قطعهای فراهم بوده، اما وی صبر کرده تا از دوبلورهای مورد نظرش استفاده کند و این صبر او، نتیجه خوبی در برداشته است.
محمدرضا کلانتر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: