این فیلمها در سطوح کیفی مختلفی قرار داشت و فیلمسازان مختلفی از نسلهای مختلف امضای خود را پای این فیلمها قرار داده بودند. آنچه میخوانید، نگاهی کوتاه به چند فیلم به نمایش درآمده در این رویداد است. این فیلمها در فاصله هفتم الی نهم دی در مرکز سینمای مستند و تجربی به نمایش درآمد و در تاریخ دهم دی نیز این همایش با اهدای جوایز به برگزیدگان به کار خود پایان داد.
رسم عاشقی، ساخته فرشید اخلاقیپور : رسم عاشقی از جمله فیلمهایی است که توجه خاصی به فرم و ساختار داشته است. فیلم از نگاه زن و شوهری روایت میشود که در شب عاشورا سفری ماورایی را آغاز میکنند. آنها در یک خودرو در حال ورق زدن کتابی هستند. توقف خودرو در پشت چراغ قرمز و شمارش چراغ قرمز بهانهای برای روایت داستان است.
فیلمساز در این اثر توجه ویژهای به نواها و اصوات موسیقایی دارد. استفاده از نواهای مربوط به عزاداری جنوب نیز بخشی از آن چیزی است که در فیلم میشنویم.
فیلم بیش از حد درگیر فرم و شکل است. این شکل روایی هم میتواند برای هر فیلم دیگری با هر موضوعی مورد استفاده قرار بگیرد. در این فیلم تصاویر مختلف مرتبط به یکدیگر کات میشود و مخاطب با حجم انبوهی از تصاویر مواجه میگردد که در برخی از قسمتها با جملاتی کلی درباره عزاداری و امام حسین(ع) هم همراه است.
در پایان فیلم میبینیم که خودرو در پشت خط عابر توقف کرده و با پایان یافتن چراغ قرمز و سبز شدن چراغ، فیلم هم به پایان میرسد.
گهواره، ساخته محمد اسلامی
عزاداری امام حسین(ع) مراسمی آیینی با بخشهای مختلف است. فیلم گهواره به مراسمی آیینی میپردازد که در آن عدهای از زنان جوان برای برآورده شدن حاجتهایشان، به حضرت علیاصغر طفل شیرخواره امام حسین(ع) متوسل میشوند. فیلم با نمایش تصاویری از تعزیه، کودکان حاضر در این مراسم و زنی که درباره مشکل نازایی خود صحبت میکند آغاز میشود. زن میگوید 18 سال بچهدار نشده بود و بعد از متوسل شدن به حضرت علیاصغر خداوند به او فرزندی عطا کرد.
در کنار این روایت، فیلم تصاویری از ساخت گهواره را نیز به نمایش میگذارد. نمایش فراهم آوردن مقدمات پخت آش نذری هم بخش دیگری از فیلم است. آش در پایان به کودکان خورانده میشود.
در مجموع فیلم گهواره اثر ساده و سرراستی است که با تمرکز بر یک موضوع حسی، بخشی از اعتقادهای مردم درباره یک شخصیت معصوم را به تصویر میکشد. فیلم از نظر سادگی اثر قابل اعتنایی است.
سیاه و سفید، ساخته حمیدرضا عطازاده
بخش عمدهای از فرهنگ عاشورا با مفاهیمی از جنس معجزه آمیخته شده است. فیلم سیاه و سفید نیز یکی از همین مسائل را مورد توجه قرار داده و به کندوکاو درباره آن پرداخته است. فیلم درباره درختی است که گفته میشود در روز عاشورا از آن خون جاری میشود.
فیلم برای ورود به این مساله تصاویری از شهر را به تصویر میکشد. نمایش شمایل امام حسین(ع)، نقاشی قهوهخانهای و... نیز مقدماتی است که فیلمساز قصد دارد با نمایش آن مخاطب را برای ورود به بحث آماده کند. بعد از همه این مقدمهچینیها، دوربین مانند فیلمهای خبری با پرس و جو از اهالی محل به سراغ این درخت میرود.
بخش عمدهای از اطلاعات فیلم از طریق مصاحبه به مخاطب منتقل میشود. هریک از اهالی محل روایتی متفاوت درباره این درخت عنوان میکنند و اظهارنظرهای برخی از آنها بشدت با هم متناقض است.
مثلا فردی میگوید از زمانی که زنی بیحجاب دست خود را در درخت فرو کرده، دیگر از درخت خون نمیآید. اینکه چه میزان و در چه زمانی از این درخت خون میآید، مسالهای است که فیلم چندین بار به آن اشاره میکند. شاید بتوان مهمترین ویژگی این فیلم را در کنار «سوژهیابی» پرداخت بدون جهتگیری به این سوژه دانست که تا پایان مخاطب را در موقعیتی قرار نمیدهد که مجبور به پذیرش یا رد این مساله باشد.
صبحدم، ساخته پیام پارسا
شیوه عزاداری منحصر به فرد مردم جنوب کشور سالهاست در میان عزاداریهای مردم کشورمان برجستگی خاصی دارد. فیلم با نمایش تصاویری از کربلا و حرکت و رقص پرچمها در باد آغاز میشود و روی این تصاویر صدای «احمد رسولزاده» را میشنویم که به شکلی کوتاه و موجز واقعه کربلا را روایت میکند.
پس از آن دوربین به شهر آبادان میرود و با نمایش تصاویری تلفیقی از عزاداری و نوحهخوانی آرامآرام به شیوه خاصی از عزاداری با نام «صبحدم» میپردازد؛ مراسمیکه در این منطقه هر سال پیش از سحرگاه عاشورا برگزار میشود و در آن مردم به صورت نمادین از صبحدم تقاضا میکنند تا طلوع نکند و روز عاشورا نیز اتفاق نیفتد.
فیلم در بعد تصویری به نمایش مختلف عزاداری و مصاحبه با افراد پرداخته است و تلاش کرده تا با تنوع تصویری، جذابیت مناسبی ایجاد کند. پرداختن به جزییاتی مانند درست کردن و بستن طبلها و تلفیق آن با صحنههای آتش و دیگر تصاویر فیلم، یکی از امتیازهای فیلم است. نگاه فیلم به این مراسم نیز نگاهی با جزئینگری فراوان است. روایت موازی وقایع عاشورا از زبان افراد مختلف، نمایش بازار خالی و خلوت، تاکید بر نمایش تصاویر لنج و رودخانه و انتخاب شب به عنوان بستری که داستان در آن روایت میشود، از نکاتی است که تاثیرگذاری فیلم را افزایش میدهد. البته فیلم از جایی به بعد به تکرار میافتد و استفاده از این تصاویر شکلی افراطی به خود میگیرد. در بخشهای پایانی فیلم و در آستانه طلوع خورشید، سکوت بر صحنه حاکم میشود و در پایان نیز فیلم با نماز صبح به پایان میرسد. البته صدای شیهه اسب برای پایان فیلم هم ایده خوبی است، اما یک ضعف عمده فیلم متن آن است که در برخی مواقع با واژههای نامانوسی مانند: «صدای چکاچک شمشیرها» به نمایشهای ضعیف تلویزیونی تنه میزند.
امامزاده زید، ساخته سام ارجمندی
امامزاده زید فیلمی ساده و گزارشی در معرفی یکی از امامزادههای شهر تهران است. شیوهای که فیلمساز در این معرفی به کار میگیرد، شیوهای تکراری و کهنه است. نمایش چند نمای عمومی از امامزاده، گفتگو با فردی که در ابتدای مصاحبه خود را معرفی میکند، چند حرکت ساده دوربین، تپقهای مصاحبهشوندگان در حین مصاحبه و... همه آن چیزی است که در بخش عمدهای از فیلم مخاطب شاهد آن است. حتی در بخشی از فیلم که قرار است آشپزخانه امامزاده معرفی شود هم فردی با لحنی ساده رو به دوربین این محل را معرفی میکند. البته فیلم مایههای خوبی برای نگاهی عمیقتر دارد، مثلا ساخت مدرسه کنار امامزاده، در زمان رضاشاه یکی از این موارد است که توجهی به آن نشده یا حتی بحث تخریب این مدرسه و ساخت مجتمعی تجاری به جای آن نیز از مواردی است که چندان جدی به آن پرداخته نشده است. در صورتی که احتمالا روایت موازی این رویدادها در کنار مصاحبههای کوتاه با افراد متعدد و نیز استفاه از عکسهای قدیمی میتوانست به غنای تصویری این اثر اضافه کند.
خاک پای خورشید، ساخته وحید چاووش
شاید این سوژه که پیرزنی در یکی از روستاهای دورافتاده بشاگرد در تدارک برگزاری مراسمی برای امام حسین(ع) باشد، در نگاه اول برای ساخت فیلمی مستند زیاد جذاب به نظر نیاید؛ اما وقتی این سوژه با نگاهی هنرمندانه تلفیق شود، نتیجه آن فیلمی تاثیرگذار است.
فیلم با نمایش تصویر یک نخل آغاز میشود. دوربین روی عنوانبندی، نماهای متعددی از این نخل و ترکیب آن با کوه و آب را نمایش میدهد. شنیدن صدای سینهزنی هم در ادامه به این تصاویر اضافه میشود و در پایان پخش عنوانبندی، نمایی کامل از این منطقه ارائه میشود. فیلم از همان ابتدا با پیرزن همراه میشود و او را در محیط کارش به مخاطب نشان میدهد. تکلیف فیلم خیلی روشن است و به صورتی ساده و سرراست به موضوع میپردازد. در تمامی این مراحل نیز اصراری بر نمایش چیزی غیر از واقعیت نیست و همه چیز را حتی تصویر بچههایی با صورتهای کثیف بسادگی ارائه میکند.
عزتنفس پیرزنی که میخواهد با حقوق 85 هزار تومانی خود برای امام حسین(ع) خرجی بدهد، به شیوه خوبی در فیلم معرفی شده است. هوشمندی دیگر فیلمساز استفاده از نواهای محلی و شعرخوانی پیرزن است که به عنوان صدای زمینه فیلم مورد استفاده قرار میگیرد. در پایان نیز مخاطب با نمایش یک عزاداری ساده، صمیمی و تاثیرگذار مواجه میشود.
شقایق دختر خورشید، ساخته مریم یگانه
اینکه فردی بتواند در یک انیمیشن 99 ثانیهای با هنرمندی، تمام مفاهیم عاشورایی را در قالب مناسبی برای کودکان ارائه کند، مسالهای قابل تقدیر است. فیلم بخشی از حوادث دردناکی که در عاشورا به حضرت زینب(س) گذشته است را بیان میکند. استفاده مناسب و درست از موسیقی، تصویرسازی مناسب از شخصیتهای عاشورا، تصاویر کوتاه و موجز، توجه به عنصر خیال و... برخی از ویژگیهای این اثر کوتاه و موجز است.
در طول مدت زمان کوتاه فیلم، هر بار فردی از خانواده امام حسین(ع) به شهادت میرسد، موجوداتی فرشتهگونه جسم او را به آسمان میبرند. در تصویری دیگر فرشتهای که برای خانواده امام حسین(ع) آب میآورد، مورد اصابت تیر یکی از اشقیاء قرار میگیرد. سرهای بریده شهدا را پروانهها میبوسند. فیلم سرشار از این جزییات هنرمندانه و زیباست که تماشای چندباره آن، نهتنها لذت تماشای بار اول را دوچندان میکند، بلکه با کشف نکات تازه، لذتی دیگر را هم برای مخاطب خود به همراه میآورد.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم