بازیکنی که هر روز اخراج می‌شود

نصرتی: نمی‌توانم به دایی خرده بگیرم

ویروس بدی به جان محمد نصرتی افتاده است. مدافعی که روزی با تیم امید ایران در پوسان چهره شد و بعدها هم در پاس درخشید، چند سالی است که اسیر واژه ناکامی شده. خیلی سخت به یاد می‌آورید که آخرین بار او کی در حد یک ستاره ظاهر شد.
کد خبر: ۲۲۶۳۸۰
شاید آخرین تصویر خوشایندی که از این بازیکن در ذهن باقی مانده، صحنه گلی است که وارد دروازه تیم بحرین کرد و ایران را به جام‌جهانی 2006 رساند. آن روزها هم فشار روی محمد بسیار زیاد بود. معمولا این انتقاد به برانکو ایوانکویچ وارد می‌شد که چرا از بین این همه مدافع، مدام دست روی او می‌گذارد. بازیکنی که با اشتباه پی در پی خود بارها و بارها انتقادات را علیه خود برانگیخت. «من با مشکل بزرگی در زندگی‌ام روبه‌رو بودم و آن برمی‌گشت به تصادف برادرم.»

در دورانی که محمد نصرتی خود آن را دوران سیاه بازیگری‌اش می‌داند، یک اتفاق ناخوشایند باعث شد برای مدتی نسبتا طولانی فوتبالش خراب شود. «خب، برادرم تصادف خیلی شدیدی کرد و ضربه مغزی شد. این خیلی رویم تاثیر داشت. واقعا نمی‌دانستم با این اتفاق باید چطور کنار بیایم.»

او خیلی تلاش کرد که نشانه ای از این ماجرای تلخ در فوتبال خود بروز ندهد، اما هر کاری کرد از پس آن برنیامد تا در پاس و تیم‌ملی تبدیل به یک مهره پراشتباه شود. اما وقتی محمد با این اتفاق کنار آمد و وضعیت جسمانی برادرش هم بهتر از گذشته شد، نصرتی کمی از گذشته تلخ خود فاصله گرفت. «فکر می‌کنم در پرسپولیس بد کار نکردم.  یا در تیم‌ملی هم خوب بودم.» ولی زندگی یک بار دیگر روی دوم خود را به محمد نشان داد تا این بار هم ضربه بدی بخورد. «خب، برای پدرم مشکل پیش آمد که برای مدتی همه‌چیز را در خانه به هم ریخته بود.»

سکته ناگهانی پدر محمد باعث شد تا او دوباره شرایط گذشته را تجربه کند و هر چه بزند باز به در بسته بخورد. «زمانی که در پرسپولیس بودم، این اتفاق افتاد. با این‌حال فکر می‌کنم برای تیم خوب بازی کردم.» نمودار متغیر زندگی نصرتی با رفتن به امارات و لیگ این کشور هم ادامه پیدا کرد. «البته من با این موافق نیستم.» ولی واقعیت چیز دیگری است. در این مدت بارها خبر اخراج این مدافع ایرانی روی خبرگزاری‌ها مخابره شده. «به صحت این اخبار همیشه شک داشته باشید. من نمی‌دانم چرا یک عده دوست ندارند من در اینجا موفق باشم.» این عده را خود نصرتی هم نمی‌شناسد. ولی می‌گوید آنها با شایعه اخراج او دوست دارند تمرکزش را در تیم النصر به هم بریزند. «نمی‌دانم با این قضیه چکار کنم.»

در مدت کمی که به دوری الامارات رفته، بارها خبر اخراج این بازیکن شایعه شده و البته در این میان هیچ اتفاقی نیفتاده است. «خودتان ببینید دیگر. اینجا با هیچ بازیکن رودربایستی ندارند. اگر بد باشد خیلی زود او را اخراج می‌کنند و یک بازیکن دیگر می‌آورند.» ولی فعلا نصرتی در تیم النصر است و دارد با این باشگاه بحران زده ادامه می‌دهد. خیلی‌ها فکر می‌کردند با ماندن لوکا در این تیم، النصر تبدیل به یکی از مدعیان قهرمانی در دوری‌الامارات باشد، ولی تمام این پیش‌بینی‌ها اشتباه از آب در آمد «با چنین بازیکنانی واقعا از تیم ما انتظار قهرمانی دارید؟ اینها به درد بازی‌های محلات تهران هم نمی‌خورند»! النصر نه ‌تنها با بحران نتیجه روبه‌روست، بلکه یک مشکل بزرگ‌تر به نام کمبود بازیکن هم دارد. این تیم نیمکت درست و حسابی ندارد. «در زمین هم تیم کاملی نداریم. خیلی از بازیکنان واقعا شایسته حضور در ترکیب نیستند و لوکا از روی اجبار به این بازیکنان میدان می‌دهد.»

با تمام این مشکلات لوکا نشان داده که همچنان حاضر است برای پیاده کردن نظم خشک و بی‌روحش در تیم هر کار بکند. مثلا تنبیه محمد. «چیز خاصی نبود»! یک ماه پیش بود که لوکا رفتار بدی با محمد داشت و حتی او را به تمرین تیم امید منتقل کرد. لوکا برای این‌که به نصرتی نشان دهد باید در زمین از جان مایه بگذارد 2،3 روزی هم او را از تمرین دور نگه داشت. «خب، من با تیم نبودم و بیشتر با مربی تمرین اختصاصی می‌کردم. خودم قبول دارم که در آن دوره نیاز به کار بدنی داشتم.» یک اتفاق ساده باعث شد که یک تغییر بزرگ در کار نصرتی ایجاد شود و او خیلی سفت و سخت‌تر بازی‌های تیم را پیگیری کند.

البته برخی مشکلات هم در این میان وجود داشت که باعث شده بود او با افتی شدید روبه‌رو شود. «مدتی در هتل بودم و این خیلی روی کارم تاثیر داشت. باعث شده بود که از نظر تغذیه کلی به مشکل بخورم.» تازه این یک بعد قضیه بود. «خب، راستش زندگی در هتل خیلی مرا تنبل کرده بود. این را قبول دارم.» نصرتی بیشتر خواب بود و مسوولان هتل به سفارش باشگاه النصر تمام نیازهای محمد را تامین می‌کردند که این مساله خیلی او را تنبل کرد. «وقتی با لوکا به مشکل خوردم، تصمیم گرفتم دیگر در هتل نمانم. به خانه یکی از دوستانم رفتم و شکر خدا الان همه‌چیز دوباره بهتر شده.»

اما شاید جالب باشد که بدانید مشکلات لوکا و نصرتی از چه زمانی آغاز شد. «فقط به‌خاطر دیدن من و جواد(کاظمیان) در کنار هم بود.» در یکی از همان شب‌های بد نصرتی در امارات، وقتی تیم باخته بود جواد با نصرتی تماس گرفت و او را دعوت کرد تا شب به خانه‌اش در عجمان برود تا در کنار هم باشند. قرار شد مثلا دوست قدیمی محمد به او کلی روحیه بدهد. «ساعت نزدیک 1 شب بود که جواد به هتل رسید و قرار شد که هر دو به عجمان برویم.» اما در همین لحظات سر و کله لوکا پیدا شد. بدبینی اولین چیزی بود که به مربی بداخلاق کروات چیره شد.
«رفتار خوبی با من نداشت. فکر کرد من و جواد داریم برای گردش می‌رویم. با عصبانیت آمد سمتم و گفت که تو اصلا به فکر تیم نیستی.» فردای آن روز لوکا محمد را از حضور در تمرین منع کرد و این دو یک جروبحثی هم با هم داشتند. «لوکا می‌گفت تو خوب کار نمی‌کنی و اصلا به تیم کمک نمی‌کنی.»

اما نصرتی اصرار داشت که مشکل فقط از او نیست و کمبود بازیکن خیلی به خط دفاعی ضربه زده. «مدافع سمت راست تیم تنها 20 سال دارد. مدافع سمت چپ هم جای پدر من است! با این بازیکنان چطور می‌شود خوب کار کرد؟» این سوالی بود که نصرتی از لوکا هم پرسید، اما مگر گوش او به این حرف‌ها بدهکار بود. خلاصه این بحث ادامه داشت و  تا مدتی هم روی روابط این دو تاثیر داشت. «خیلی با هم خوب نبودیم. من خیلی از دستش ناراحت بودم. با هم حرف نمی‌زدیم ولی او سعی می‌کرد دوباره با من ارتباط برقرار کند.» الان که نزدیک به یک ماهی از این اتفاق می‌گذرد، دوباره همه‌چیز به حالت عادی‌اش بازگشته و نصرتی رابطه دوستانه‌ای با لوکا دارد. «از همان اول هم ما با هم مشکل خاصی نداشتیم. یک سوءتفاهم بود که رفع شد.»

پرسپولیس می‌خواست قراردادم را تمدید کنم، ولی از آنجا که دوست داشتم بازی در خارج از ایران را تجربه کنم به امارات آمدم، ولی نمی‌دانستم النصر هم مشکلاتی دارد

انجام یک دوره بدنسازی، دوباره محمد را روی غلتک انداخت تا امروز بگوید: «همه از من راضی هستند.» حتی در همین روزها هم حاشیه دست از سر محمد برنمی‌دارد و یک وقت‌هایی دوباره شایعه اخراج او به میان می‌آید. «این چیزها به هیچ وجه درست نیست. در همین بازی آخر مقابل تیم الجزیره خوب بازی کردم. لوکا و مدیر باشگاه از من راضی بودند و این حرف‌ها درست نیست.» شایعه بازگشت نصرتی به پرسپولیس هم از آن دست سوالاتی بود که بارها خبرنگاران آن را از نصرتی پرسیده‌اند. او این بار هم جواب می‌دهد. «به هیچ وجه»! ولی این‌دفعه با دفعات دیگر کمی فرق دارد، چون نصرتی اعتراف می‌کند از باشگاه پرسپولیس با او تماس گرفتند: «نمی‌گویم چه کسی، ولی به من زنگ زدند. آن روزها شرایط خیلی جالبی نداشتم و گفتم باید صبر کنید. اما وقتی دیدم که وضعیتم بهتر شده، پاسخ منفی دادم.» اصلا اگر بحث برگشتن به ایران جدی می‌شد شاید پرسپولیس گزینه‌های بعدی محمد می‌شد، چون او خیلی دوست ندارد به این تیم بازگردد. «راستش سال خوبی را در این تیم سپری نکردم و دیگر دوست نداشتم در آنجا بمانم.»

او از یک موضوع گله دارد و آن را این‌طور بیان می‌کند. «همه فکر می‌کردند وضعیت من در تیم خیلی خوب است. ولی آخر فصل خیلی با من بد تا کردند. البته با همه این‌طور بودند.» بعد از قهرمانی تیم به هر بازیکنی نفری 6 تا سکه دادند که همین مساله نصرتی را خیلی ناراحت کرد. «6 تا سکه چه بود؟ مثلا ما تیم را قهرمان کرده بودیم.» او پول خود را هم به طور کامل از این تیم نگرفت و بخشی از قراردادش هم کم شد. «دقیقا. با من رفتار خوبی نکردند. دیگر دوست نداشتم در این تیم بمانم.» با این‌همه او هنوز اخبار این تیم را پیگیری می‌کند. «بله، تا آنجا که بتوانم بازی‌های پرسپولیس را می‌بینم.»

علی‌رغم خرج‌های زیاد، پرسپولیس در فصل جاری نتوانسته آن‌طور که باید در لیگ‌برتر نتیجه بگیرد. محمد می‌گوید: «البته من در حدی نیستم که بتوانم درباره این تیم نظر بدهم.» ولی او می‌تواند درخصوص اتفاقات اخیر این تیم حرف بزند. «راستش خبر رفتن قطبی خیلی مرا شوکه کرد. به‌نظر‌ من او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد. قطبی دیگر نباید به پرسپولیس برمی‌گشت. در واقع با این کار خودش را خراب کرد.» نصرتی در مورد حضور پیروانی در پرسپولیس هم نظر خاصی ندارد. «چه بگویم؟ امیدوارم این تیم نتیجه بگیرد و در پایان فصل دوباره قهرمان شود. هر چند با حضور رقیبی چون استقلال این کار خیلی سخت است.»

محمد هر چند از ایران دور است اما خیلی از مسایل روز را پیگیری می‌کند. مثلا اخبار تیم‌ملی را. «بله، خوشبختانه تیم‌ملی تا اینجا خیلی بد نتیجه نگرفته.» او به‌خاطر افتی که در النصر داشته مدتی است که جایی در فهرست علی دایی ندارد. «کسی از این بابت نمی‌تواند به دایی خرده بگیرد. به هر حال او مربی تیم‌ملی است و خودش تصمیم می‌گیرد چه کسی را دعوت کند.» نصرتی از این بابت هم مطمئن است که اگر خوب باشد، حتما در تیم دایی حضور خواهد داشت. «هدف من این است که بهتر از این شوم. دوری از تیم‌ملی برای هر بازیکنی سخت است. برای من هم همین‌طور.» نصرتی اما فعلا بیشتر فکر خود را معطوف به این کرده که برای تیم النصر خوب بازی کند. خودش می‌داند که اگر این موضوع عملی شود، بقیه کارها هم راست و ریس می‌شود.

تجربه ای جدید

تیم شما وضعیت خیلی خوبی ندارد. معمولا یا می‌بازید یا مساوی می‌کنید؟

هر تیم دیگری مشکلات ما را داشت الان قعرنشین بود. من به لوکا حق می‌دهم که نتواند نتیجه بگیرد. فقط باید در تیم باشید و ببینید اینجا چه مشکلاتی داریم.

بارها از این مشکلات حرف زده‌اید. اما می‌دانید که در فوتبال طرفداران نتیجه می‌خواهند و این حرف‌ها برایشان مهم نیست.طرفداران ما هم تا حدود زیادی مشکلات تیم را درک کرده‌اند. النصر بازیکن ندارد. بعد از این‌که در تابستان بازیکنان زیادی از تیم رفتند، باشگاه نتوانست درست و حسابی بازیکن به‌خدمت بگیرد. این شد که لوکا دست به جوانگرایی زد. خیلی از بازیکنان ما بی‌تجربه هستند. با این بازیکنان واقعا نباید از تیم انتظاری داشت.

وقتی لوکا فصل قبل به این تیم رفت، النصر متحول شد. همه فکر می‌کردند این فصل جزو مدعیان باشد ولی...

فکر کنم اگر در رده‌های میانی جدول باقی بمانیم، شاهکار کرده‌ایم. باید حواسمان باشد که حتی سقوط نکنیم. مشکل کمبود بازیکن چیزی نیست که مثلا با تمرین کردن حل شود. حالا باشگاه قول داده که در میان فصل چند بازیکن به‌خدمت بگیرد تا این مشکل حل شود.

فکر می‌کنی تا آن زمان لوکا در تیم بماند، یعنی او را اخراج نمی‌کنند؟

این درست است که در امارات باشگاه‌ها دنبال نتیجه هستند، ولی باور کنید اگر بهترین مربی را هم به النصر بیاورند، با این وضعیت نتیجه نمی‌گیرد. به‌نظر‌ من لوکا تا اینجا هم بد کار نکرده است. مدیر باشگاه که از کار او رضایت دارد.

از این‌که به النصر رفته‌ای پشیمان هستی؟

این انتخابی است که کرده‌ام و باید به آینده امیدوار باشم. درست است که مشکلات خیلی زیادی داریم، ولی اگر قرار باشد از همین حالا  خودمان را بازنده بدانیم که کلاهمان پس معرکه است.

سوال را این‌طور می‌پرسیم که شاید می‌توانستی به تیم خیلی بهتری بروی.

در این شک نکنید که به هر تیم دیگری می‌رفتم، بهتر از النصر بود. من می‌توانستم انتخاب خیلی خوبی داشته باشم. حتی در ایران. پرسپولیس می‌خواست قراردادم را تمدید کنم. ولی از آنجا که دوست داشتم بازی در خارج از ایران را تجربه کنم به امارات آمدم. واقعا نمی‌دانستم النصر چنین مشکلاتی دارد. اگر می‌دانستم، هرگز با آنها قرارداد نمی‌بستم.

سعید اکبری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها