تا به حال به ماسوله سفر کردهاید؟ ماسوله شهری که حیاط خانههای مردمانش، سقف خانه دیگری است، تنها یک شهر کوچک نیست؛ یک جاذبه بحق گردشگری است که این روزها گوشهای از آن به واسطه بارانهای پاییزی به تلی از گل تبدیل شده است و گویا هیچ کس هم به دنبال پاسخگویی برای این شهر گلاندود نیست.
17 خانه این شهر اکنون با تخریب کامل هیچ فاصلهای ندارند و چندی پیش بسیاری از مردمان این بخش نامههای زیادی نوشتهاند که خانههای ما ویران شده است، چرا کسی به فریاد ما نمیرسد.
یک سوال: آیا میدانستید این شهر با آن که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، کمترین سهم را در خصوص حمایت از یک اثر ملی داشته است، البته قبلا باید به این پرسش پاسخ گفت که اصلا وظیفه ما در قبال یک اثر ملی چیست؟
آیا صرفا ثبت یک اثر یا یک مجموعه و یا... در فهرست آثار ملی، ضامن حمایت و نگهداری از آن اثر میشود.
در همه جای دنیا وقتی یک اثر در فهرست آثار ملی به ثبت میرسد، این معنی از آن مستفاد میشود که از این به بعد، وظیفه نگهداری از آن اثر یا بافت تاریخی، سنگینتر میشود.
میراث فرهنگی، شورای اسلامی شهر و حتی خود مردم. مگر وظیفه حفاظت از یک اثر تاریخی در کجا و توسط چه کسی تعریف میشود؟
شاید شهرداری و شورای اسلامی این شهر اگر پیشتر از این سقفریزی، به جای ساماندهی آلوچهفروشیها و لواشکیهای اطراف شهر، کمی هم به فکر ترمیم خانهها و بافت تاریخی و روستایی این شهر بود، امروز شاید این سطور با طعم افسوس نگاشته نمیشد.
چندی پیش یک حمام تاریخی در شمال غرب کشورمان در فهرست آثار تاریخی کشورمان به ثبت رسید و این در حالی بود که این حمام تاریخی کماکان با لنگ و قدیفه آویخته به در ورودی خود، میزبان مردم بود.
این یک واقعیت است که آثار تاریخی این روزها زود ملی میشوند؛ اما مساله اینجاست که پس از ثبت یک اثر چه باید کرد؟ آیا سقفها هم منتظر میمانند تا مسوولان به این پرسش در ذهن خود پاسخ گویند؟
مهدی نورعلیشاهی