نگاهی به سریال «روز حسرت»

قطب‌بندی ‌های وارونه‌

ساخت سریال‌های به اصطلاح ماورایی در تلویزیون پس از موفقیت مجموعه «او یک فرشته بود» و استقبال آن از سوی مخاطبان مورد توجه برنامه‌سازان و مدیران صداوسیما قرار گرفته و هر سال یکی از سریال‌های مناسبتی به ژانر ماورایی معنوی اختصاص یافت ولی هیچ‌کدام آنها نتوانستند موفقیت «او یک فرشته بود» را هم در ساخت و تولید سینمایی و هم در جذب مخاطب تکرار کنند.
کد خبر: ۲۰۶۹۴۲
تولید این نوع سریال‌ها دست‌کم به دو دلیل جذابیت داشت؛ یکی تناسب میان متن و حاشیه به لحاظ اثرگذاری بر مخاطب که در فضای معنوی ماه رمضان از امتیاز بیرونی قدرتمندی برخوردار بود، بویژه ارتباط مستقیم مسائل ماورایی آن با باورها و اعتقادات دینی مردم که به تصویر کشیدن و صورتی بصری دادن به آنها سابقه کمی در تلویزیون داشت.

دوم کنجکاوی و علاقه مخاطب ایرانی به کشف و درک مسائل فوق طبیعی و ماورایی و لذت نهفته در آن که با پیش رفتن قصه و رمزگشایی نقاط پنهان داستان، هیجان مخاطب را بر می‌انگیزد و بر جاذبه و کشش اثر می‌افزاید.

تازگی این‌گونه فیلمسازی نیز در دیده‌شدن این مجموعه‌ها بی‌تاثیر نبوده است. البته «روز حسرت» تاکنون نشانه‌ های بارزی از مفاهیم و عناصر ماورایی را لااقل در صورت یک کاراکتر به نمایش نگذاشته است و سعی کرده ارتباط انسان را با جهان ماورایی و فوق‌طبیعی در قالب‌ایده‌ها و تفکرات‌ایدئولوژیک به تصویر بکشد.

تصاویری که بیشتر در ساحت ذهنی و درونی فرد اتفاق می‌افتد و مثل او یک فرشته بود یا اغماء، نمود و تجسم عینی و انسانی ندارد. بخش‌هایی از سریال که به تجربه‌های ماورایی و روحانی نرجس پس از مرگ معصومه مربوط می‌شود تنها سکانس‌هایی است که صورتی ماورایی دارد و کارگردان سعی کرده است نسبت به کار قبلی خود وجوه کمرنگ‌تری از این تجربه‌ها را به‌تصویر بکشد.

روز حسرت، قصه خوبی دارد که می‌تواند با خلق موقعیت‌های دراماتیک و ایجاد تعلیق‌های داستانی و روانی، مخاطب را درگیر ماجرای خود سازد اما قطب‌بندی مطلق‌انگارانه از آدم‌ها و نگاهی سیاه و سفید به آنها داشتن، این فرصت را به ضد خود بدل می‌سازد؛ معضلی که دامن بیشتر فیلم‌ها و سریال‌های اخلاق‌گرایانه را گرفته است و در تبیین روان‌شناختی آدم‌ها به بیراه می‌رود.

این مرزبندی شیطان  فرشته که مبنای شخصیت‌پردازی آثار ماورایی قرار می‌گیرد واقعیت را تحت لوای ایدئولوژیک کردن آدم‌ها و موقعیت انسانی‌شان پنهان می‌سازد یا وارونه جلوه می‌دهد. از مصومه و نرجس چهر‌ه‌ای فرشته‌گونه و الهی ترسیم می‌کند و به مسعود و فریده روحی شیطانی می‌دمد و با رویارویی و تقابل خوب  بد تصویری ساده‌انگارانه از واقعیت به نمایش می‌گذارد.

این گونه شخصیت‌پردازی‌ها واقعیت پیچیده و چند ساحته آدمی را نادیده می‌گیرد و صورتی ایده‌آلیستی و فوق‌بشری از قهرمان‌های خود ترسیم می‌کند که گویی ماهیت و هویتی متفاوت با دیگران دارند. در واقع به جای پرداختن به مفاهیم و انگاره‌های ماورایی، به شخصیت آدم‌های قصه، قدرتی ماورایی می‌دهد.

اتفاقا چهره‌ای که از معصومه و نرجس در این سریال معرفی می‌شود، غیرمنطقی و غیرانسانی است. غیرانسانی به این معنی که کنش‌ها و رفتارهای آنان مغایر با منطق و واقعیت انسان‌شناختی در عالم واقع است و باورپذیر نیست و برخلاف نیت سازندگانش موجب دافعه آنها نزد مخاطب می‌شود.

نکته مهمی که در ساخت سریال‌های اخلاقی و به اصطلاح معناگرا باید به آن توجه کرد؛ این است که شاید ژانر ماورایی  ساختار مناسبی برای طرح مسائل انسانی و صدور پیام اخلاقی نباشد. ارزش‌های اخلاقی و انسانی در بستر روایتی واقعی از انسان و مناسبت‌های وی پذیرفتنی است و دامنه اثرگذاری آن بر مخاطب نیز از گستردگی و استحکام بیشتری برخوردار است.

در همین روز حسرت نیز زمانی که کارگردان به طرح قصه خود می‌پردازد و به دور از تجلیات ماورایی، واقعیات اجتماعی و انسانی را بستر داستان‌پردازی خود قرار می‌دهد، اثرگذاری اخلاقی قصه بیش از زمانی است که می‌خواهد با نیروی ما فوق طبیعی از بیرون به قهرمان خود، تصویری شایسته ببخشد.

البته در روز حسرت این تصویر اخلاقی بسیار بی‌واسطه، مستقیم و شعاری هم می‌شود، مثلا تاکید بیش از اندازه بر نوع دوستی و توجه به اقشار محروم در دفتر وکالت نرجس و این‌که وی از آدم‌های بی‌بضاعت پولی دریافت نمی‌کند، نمونه بارزی از این معضل است.

همچنین رابطه رسمی و اغراق‌آمیز حاج‌رضا و نرجس که کمتر شباهتی به یک رابطه زناشویی دارد. اخلاقی‌زیستن بیش از آن‌که در عالم ذهن، ماوراء و در دنیای ارواح اتفاق بیفتد در بستر عالم خاکی و انسان معمولی رخ می‌دهد و اتفاقا سوق دادن آن به فضای ماورایی و اسطوره‌ای و پر رمز و راز آن را دست‌نیافتی و جادوگرانه می‌سازد که با مبنای دینی ما نیز سازگاری ندارد.

نگاهی اجمالی به سریال‌های ماورایی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که این مجموعه‌ها معمولا به چند رذیله اخلاقی مثل ثروت‌اندوزی، مال حرام و دلباختگی در برابر زن توجه کرده‌اند در حالی که دامنه‌های اخلاقی موجود در جامعه و زندگی ما بیش از اینهاست و چه بسا کم‌اهمیت‌تر از آنها هم نباشد بنابراین ضروری است نسبت به سریال‌های مناسبتی به‌ویژه طرح مسائل اخلاقی در آن به اقتضائات سینمایی و مخاطب‌شناسی به اندازه اهمیت ایدئولوژیکی آن توجه داشت تا با فاصله گرفتن بیش از اندازه، از واقعیت و غرق شدن در فضای ماورایی، از انسان واقعی و منطق دنیای وی بیگانه نشد.

سیدرضا صائمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها