در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از مهمترین نکاتی که بیننده در این مستند با آن مواجه میشود، خط سیر روایی داستان است. جنگ جهانی دوم به عنوان یکی از بزرگترین جنگهای بشری، گروههای مختلفی از مردم را درگیر خود کرده بود.
خط روایتی که این برنامه انتخاب میکند، گروهی از افراد درگیر در جنگ هستند که وظایف و مسوولیتهای خاصی را در این جنگ دنبال میکنند. در یک قسمت زندگی افراد فعال در خط نجات دستمایه کار قرار میگیرد و در قسمتی دیگر به نیروهای ویژه یا به تعبیر سادهتر کماندوهای جنگی پرداخته میشود.
فعالیت این قشر از افراد درگیر در جنگ برخلاف نیروهای دیگر معمولا در هالهای از ابهام قرار دارد و همین مساله عاملی است که کنجکاوی هر مخاطبی را تحریک میکند تا ماجراها و حوادث داستان را دنبال کند.
مساله دیگر پرداختن این برنامه به جزئیات فراوان است. در ذهن هر مخاطبی کلیتی از هر موضوع شکل گرفته است، اما زمانی مخاطب به تماشای اثری تلویزیونی یا سینمایی مینشیند که آن اثر اطلاعاتی بیش از آنچه که دارد به او عرضه کند. گاه در این برنامه اطلاعاتی به مخاطب ارائه میشود که بسیار جالب و جذاب است.
مثلا در یکی از قسمتهای برنامه به این نکته اشاره میشود که در یکی از عملیاتهای نظامی علیه آلمان، برای اینکه سربازان پس از دستگیری شناسایی نشوند، تمام ویژگیها و مشخصات آرم لباسهای آنها محو میشود و حتی زیپ شلوار آنها نیز با سمباده محو میشود.
از نظر ساختاری نیز مستند «گلادیاتورهای جنگ» بهترین استفاده را از مصالح تصویری خود میکند. تصاویری که مخاطب در این برنامه مشاهده میکند، ترکیبی از فیلمهای قدیمی، عکسها، فیلمهایی شامل مصاحبه با افراد حاضر در این ماجرا، فیلمهای آموزشی و فیلمهای بازسازی شده انیمیشن است.
این تصاویر با یک تدوین هنرمندانه در کنار هم قرار گرفتهاند، اما بیشترین اثر بخشی این تصاویر به دلیل قرار گرفتن تصاویر انیمیشن در کنار تصاویر زنده است. مثلا میتوان به یک توپخانه در ساحل کشور فرانسه اشاره کرد که در حمله نیروهای متفقین از بین رفته است.
دوربین با نمایش تصویر این توپخانه در زمان معاصر، ساختمانی را نشان میدهد که با انبوه خزه پوشیده شده است. لحظهای بعد روی توضیحات فردی که سالها قبل در این حمله شرکت داشته، صحنههای انیمیشن قرار داده میشود که شیوه حمله به این محل و انفجار آن را به تصویر میکشد.
مستند گلادیاتورها در جنگ در لایههای زیرین خود علاوه بر روایت یک داستان جذاب، یک پیام ضمنی را هم به مخاطب خود القاء میکند. در فیلم تاکیدی آگاهانه بر قدرت و توان بالای نظامی هیتلر از یک سو و انگیزه بالای نیروهای متفقین از سوی دیگر انجام میشود. پرداختن جزیی به آدم خوبها و پرداختن کلی به آدم بدهای داستان نیز این تصور را به مخاطب القاء میکند که در جنگ انگیزه انسانی بیش از هر عامل دیگری در پیروزی افراد تعیین کننده است.
البته این مساله برای مخاطب ایرانی کاملا آشنا است و چیزی است که تک تک ما ایرانیها در یک دوره طولانی جنگ آن را تجربه کردهایم. با این تفاوت که حاصل انبوه تصاویر ثبت شده از جنگ ایران و عراق، در بهترین حالت مستندهایی است که بدون هیچ خلاقیتی حجم عمدهای از این تصاویر را در کنار چند مصاحبه قرار میدهند و بدون کمترین خلاقیتی روانه پخش میکنند. آیا میتوان به درس گرفتن برنامهسازان ایرانی از چنین برنامههایی امیدوار بود؟
گلادیاتورهای جنگ سهشنبهها ساعت 25/15 از شبکه 4 سیما پخش میشود.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: